تأملی بر آرای حضرت امام خمینی (ره) در باب «فرهنگ و خودباوری فرهنگی»

 

 

http://www.azadupload.com/images/zoev0xhvh9m0e7a55svm.jpg

 

 

انقلاب اسلامی ایران گرچه انقلابی در ساحت سیاسی - اجتماعی ایران بود اما بیش و پیش از هر چیز «حیات فرهنگی» ایران را متأثر از خود كرد.

 

فرهنگ در منظومه فكری بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران شأنیتی والا و بنیادین داشت. حضرت امام خمینی (ره) ریشه انحرافات فرهنگی را تاریخی می‌دانستند و معتقد بودند برای هر گونه اصلاحی باید از اصلاحات فرهنگی آغاز كرد و این نشان از جایگاه محوری «فرهنگ» در سیاستگذاری‌های سیاسی - اجتماعی دارد.

 

«رأس همه اصلاحات، اصلاح فرهنگ است».(1) (4/8/1358)

 

امام راحل در باب اهمیت فرهنگ در هویت بخشی به یك جامعه و نقش محوری آن در برنامه‌ریزی‌ها تأكیدات فراوانی دارند. از جمله در بیانات ایشان آمده است كه؛

 

«فرهنگ اساس ملت است، اساس ملیت یك ملت است، اساس استقلال یك ملت است.» (29/1/1358)

 

«فرهنگ مبدأ همه خوشبختی‌ها و بدبختی‌های یك ملت است.» (19/10/1356)

 

«راه اصلاح یك مملكت، فرهنگ آن مملكت است، اصلاح باید از فرهنگ شروع شود.» (18/6/1343)

 

حضرت امام (ره) انقلاب اسلامی را پیش از یك انقلاب سیاسی - اجتماعی، انقلاب معنوی - روحانی برمی‌شمردند و استقلال یك جامعه را از مسیر فرهنگ امكانپذیر می‌دیدند. به این اعتبار، می‌توان «خودباوری فرهنگی» را اساس تحول یك جامعه و پایه‌های استقلال یك ملت دانست.


«همین كه به فكر افتادید ما فرهنگ غیر را كنار بگذاریم و به فرهنگ خودمان بپردازیم، این خودش یك تحولی است.» (27/6/1358)

 

بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران عمیقاً معتقد بود كه وابستگی فكری - فرهنگی است كه منشأ خودباختگی‌های یك ملت می‌شود. وابستگی فكری - فرهنگی است كه یك جامعه را به داشته‌های تاریخی، ارزش‌های بومی و آموزه‌های دینی خود بی‌اعتقاد می‌كند. وابستگی فرهنگی است كه یك ملت را بی‌هویت می‌كند. وابستگی فرهنگی است كه یك فرهنگ را بی‌باور و بی‌تاریخ می‌كند.

 

همانقدر كه «خودباختگی فرهنگی» ریشه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی و بی‌هویتی‌های علمی است، «خودباوری فرهنگی» این ظرفیت بالقوه را دارد كه منشأ ظهور خلاقیت‌های فكری و تولیدات بومی باشد. خودباوری فرهنگی می‌تواند یك جامعه را در مسیر شكوفایی انسانی و پیشرفت و تعالی قرار دهد.

 

از این‌رو، رسالت برنامه‌ریزان و سیاستگذاران فرهنگی در گام نخست -كه گامی بلند و جریان‌سازی نیز هست- رساندن ملت به خودباوری فرهنگی است. باورمند كردن جامعه به داشته‌های بومی و ملی خود و بالابردن آگاهی جمعی از مفاخر و مآثر ملی و تمدنی، جامعه را به اعتماد به نفس فرهنگی می‌رساند. «حیات فرهنگی» یك جامعه در گرو چنین اتكا به نفسی است.

 

به همین دلیل است كه استقلال فكری - فرهنگی از دغدغه‌های امام راحل بود:

 

«ما باید اول تمام همت‌مان را صرف كنیم كه خودمان را از این وابستگی فكری بیرون بیاوریم، ما فكرهایمان وابسته، فرهنگ‌مان وابسته است و باید سعی كنیم خودمان را از این فرهنگ خارج كنیم.» (23/6/1358)

 

«اگر وابستگی فرهنگی داشته باشیم، دنبالش وابستگی اقتصادی، وابستگی اجتماعی و وابستگی سیاسی هم هست.» (4/8/1358)

 

«اگر از وابستگی فرهنگی و فكری برون بیاییم، همه وابستگی‌ها تمام می‌شود.» (28/6/1358)


جایگزین كردن فرهنگ انسانی و فرهنگ اسلامی - ایرانی به جای فرهنگ استعمار همیشه از تأكیدات حضرت امام خمینی (ره) بوده است چرا كه ایشان بر این امر واقف بودند كه استعمار امروزی از جنس استعمار فرهنگی است. استعمار فكر و اندیشه است و در چنین زمانه‌ای اگر جامعه‌ای به دنبال به دست آوردن استقلال فكری و فرهنگی نباشد، خودباختگی فرهنگی گریبانگیرش خواهد شد و از مسیر پیشرفت و تعالی فاصله خواهد گرفت.

 

«این فرهنگ باید متحول شود. فرهنگ استعماری فرهنگ استقلالی بشود... یك فرهنگ انسانی». (29/12/1357)

 

«اگر از وابستگی فرهنگی و فكری برون بیاییم، همه وابستگی‌ها تمام می‌شود.» (28/6/1358)


«برای به دست آوردن استقلال فكری، خود و مفاخر و مآثر ملی و فرهنگی خود را دریابید. بزرگترین فاجعه برای ملت، وابستگی‌فكری است.»(31/6/1358)

 

حضرت امام (ره)، بویژه ملت‌های شرقی را به داشته‌های بومی‌شان متذكر می‌شدند و آنها را به مفاخر انسانی و ارزش‌های ملی و بومی خود تذكر می‌دادند:

 

«ملت‌های شرقی ... الفاظ خودشان را، لغت خودشان را، مفاخر خودشان را به كلی فراموش كرده‌اند و به جای آن دیگران را نشانده‌اند.» (17/6/1358)

 

اما باید متوجه باشیم كه تحولات فرهنگی و اصلاحات فرهنگی باید زیربنایی و تدریجی انجام گیرد. همچنان كه فرهنگ در یك فرآیند تاریخی به وجود می‌آید در یك فرآیند هم، قابل تغییر و اصلاح است. حضرت امام خمینی (ره) به سیاستگذاران و مدیران فرهنگی بارها تأكید كردند كه بازسازی فرهنگ هر چند اساسی و ضروری است اما نیاز به یك بازه زمانی و سیرتكاملی دارد.


«فرهنگ سال‌های طولانی لازم دارد تا عوض شود ... طول یك نسل می‌خواهد تا تغییر كند.» (15/10/1358)

 

«فرهنگ باید بازسازی بشود ... لكن آنها برنامه‌های بلندمدت است كه باید در طولانی‌مدت انجام گیرد.» (18/8/1358)

 

«ما تا بخواهیم به این كاركنان و كارمندان بفهمانیم كه ما نباید همه چیزمان تقلید از غرب باشد، این طولانی است ... ما تا بخواهیم این فرم را تغییر بدهیم ... و در افكارمان و در آراءمان مستقل باشیم، این طولانی است.» (29/7/1358)

 

حضرت امام خمینی (ره) وحدت و یگانگی نهادهای اجرایی و سیاستگذار بویژه نهادهای فرهنگی را لازمه موفقیت در عرصه فرهنگ می‌دانستند و معتقد بودند وحدت حوزه و دانشگاه در ارتقای فرهنگ جامعه و استقلال فكری نقش بنیادینی دارد.

 

مرور و تأملی دگربار بر آرای حضرت امام خمینی (ره) در باب فرهنگ و اهمیت آن در رساندن یك جامعه به استقلال و خودباوری فكری می‌تواند ما را در مسیر درست «مدیریت فرهنگی» قرار دهد. اگر «مهندسی فرهنگی» را راهكار فضای امروز فرهنگ خود می‌دانیم، تأملی در آرا و نظرات حضرت امام (ره) می‌تواند میزانی به دستمان دهد تا قد و قواره كارهایمان و بلندی گام‌هایمان در مسیر مدیریت فرهنگی را اندازه بزنیم.

 

پی‌نوشت:


٭ تیتر از فرمایشات حضرت امام‌(ره) در تاریخ 4/8/1358 است.


1 ـ بیانات حضرت امام‌(ره) در این یادداشت كه براساس تاریخ ارجاع داده شده است، اصل كامل آنها در صحیفه نور و وصیتنامه حضرت امام آمده است.