همرزم

رفت بالای منبر
گفت:
« صد و بیست و چهار هزار پیغمبر آمدند و گفتند برای خدا شریک نگیرید
من امروز به شما می‌گویم خدا را شریک کارهای خود قرار دهید.»
غوغایی به پا شد...

http://www.vael.ir/

پند

بی درد وا نشد دلِ غفلت گرفته‌ام

قفلی که زنگ بست، شکستنْ کلیدِ اوست . . .

.

.

.

بزرگترین مزیت راستگویی اینه که نیازی نیست به یاد بیاری چی گفتی . . .

.

.

.

در نهایت، آنچه در ذهن ما خواهد ماند

حرفهای دشمنانمان نیست بلکه سکوت دوستانمان است . . .

(مارتین لوترکینگ)

.

.

.

صدای باران زیباترین ترانه خداست

که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند؛

نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم . . .

.

.

.

روزگاری بیدی را شکستند

به نامردی تبر بر ریشه اش بستند

ولی افسوس همانهایی شکستند

که رورزی زیر سایه اش می نشستند . . .

.

.

.

هر که گردد پاک طینت محرم دلها شود

هر که در خون صاف گردد قابل مینا شود

از دهان گل شنیدم بر سر بازار گفت

هر که با ناکس نشیند عاقبت رسوا شود . . .

.

.

.

بی کمالی های انسان از سخن پیدا شود

پسته بی مغز چون لب واکند رسوا شود . . .

.

.

.

باد با چراغ خاموش کاری ندارد

اگر در سختی هستی , بدان که روشنی . . .

.

.

.

چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند . . .

(ویکتور هوگو)

.

.

.

تو در مقام فتوت ، کم از درخت مباش ، که سنگ می خورد و بار بر زمین ریزد . . .

.

.

.

آنچه انسان را غرق می کند، در آب افتادن نیست

بلکه زیر آب ماندن است.

(کوییلو)

.

.

.

عشق هنگامی که شما را می پرورد

شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند . . .

(جبران خلیل جبران)

.

.

.

گاهی

درست در لحظه‌ی سقوط

فرصت پرواز هم هست

انتخاب با توست . . .

.

.

.

دهان و کیف پولت را با احتیاط باز کن،

زیرا بدین وسیله دست کم حیثیت و پرستیژت دست نخورده باقی خواهد ماند . . .

(جرج فون)

.

.

.

خوشی با خوبی فرق دارد، بخاطر خوبیها از خیلی خوشیها باید گذشت . . .

.

.

.

باید تلاش کنیم

میان بودن و نبودن مان تفاوتی باشد . . .

.

.

.

همیشه فکر می کردم پشت دیوارهای بلند

آدمهای بزرگ زندگی می کنند،

ولی حالا می دانم که بلندی دیوارها به خاطر

کوچکی آدمهاست . . .

.

.

.

جاده ی زندگی نباید صاف و مستقیم باشد ،

خوابمان می گیرد ، دست اندازها نعمتند . . .

.

.

.

پریدن، باور پرنده ای است که به پرواز می اندیشد وگرنه دلیل پرواز پر نیست . . .

.

.

.

مرد زندانی می خندید

شاید به زندانی بودن خویش ، شاید هم به آزاد بودن ما

راستی زندان کدام سوی میله هاست ؟

(چگوارا)

.

.

.

پروانه گاهی فراموش می کند که زمانی کرم بوده است

و کرم نمی داند که روزی به پروانه ای زیبا بدل خواهد شد . . .

.

.

.

زندگی کن

حتی اگر بهترینهایت را از دست دادی.

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر برایت میسازد . . .

.

.

.

بسان رود

که در نشیب دره

شاد و پرغرور می دود

رونده باش

امید هیچ معجزی

ز مرده نیست . . .

.

.

.

وقتی چلچله ها برایت آواز می خوانند فرصتی به کلاغ نده تا برایت قار قار کند . . .

.

.

.

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند .

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند .

آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند . . .

.

.

.

نیکبخت آن است که از حال دیگران پند گیرد

و بد بخت آنکه از حال او پند گیرند . . .

.

.

.

هر آدمی

بهایی دارد ، اگر به کسی بیش از حدش بها بدهی

مثل یک جنس بنجل می ماند روی دستت . . .

.

.

.

تویی که مرا در سقوط میبینی

تا به حال اندیشیده ای که شاید، تو خود وارونه ایستاده ای ؟

.

.

.

در دوستیهایمان

به جای اینکه دنبال تفاوتهایمان باشیم

بهتر است به دنبال شباهتهایمان بگردیم . . .

.

.

.

واقعیتهای کوچک زندگی:

برخی خرسها حمله ی شان را با یک در زدن مودبانه شروع می کنند . . .

.

.

.

هر کس مرتکب اشتباهی نشده، اکتشافی هم نکرده است . . .

.

.

.

فردا یک راز است برایش برنامه ریزی کن اما نگران نباش.

دیروز یک خاطره بود لطفاً حسرتش را نخور.

ولی امروز یک هدیه است. پس قدرش را بدان . . .

درنگ

.

وقتی کسی اندازت نیست ، دست بـه اندازه ی خودت نزن . . .

.

.

.

کـاش به خودمان قــول بدهیــم

وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “

نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم”

.

.

.

لاک پشت صد ها بار توبه می کرد

اگر می دانست ، بیرون آمدن از لاک

آرزوی مشترکی است ، بین او و عقاب بالای سرش . . .

.

.

.

تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند

گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند..

عاشق که شدی کوچ میکنند

.

.

.

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی ، خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی

مسحور کننده است حتی اگر فلج باشی ، اما بی ارزش است اگرثانیه ای عاشق نباشی . . .

.

.

.

اگر داشته های زندگی خود را شمارش کنید

مجالی برای شمارش نداشته های زندگی خود نخواهید یافت . . .

.

.

.

هیچکس مجبور نیست انسان بزرگی باشد تنها انسان بودن کافی ست . . .

.

.

.

به روزها دل مبند ، روزها به فصل که میرسند ، رنگ عوض میکنند

با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است . . .

(دکتر شریعتی)

.

.

.

وقتی داری گناه میکنی چپ و راست رو نگاه میکنی یکبار بالا رو نگاه کن . . .

.

.

.

آنانی که چیزی برای گفتن ندارند

با لودگی و ریشخند

تلاش می کنند خودی نشان دهند . . .

.

.

.

مراقب باشین !

بعضی ها در حالیکه هندوانه زیر بغلت می ذارن، پوست موز هم زیر پات می اندازن . . .

.

.

.

اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید

در هر دو صورت درست فکر کرده اید… پس درست فکر کنید . . .

.

.

.

هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.

گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبات می نشاند

.

.

.

راز یک زندگی زیبا این است

که امروز با خدا گام برداری

و برای فردا به او اعتماد داشته باشی . . .

.

.

.

مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست، مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن . . .

خاطرات جالب همسایه آیت الله بهجت

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

متولد چه سالی هستید؟

متولد ۱۳۱۱
شما از اول ساکن قم بودید؟
بله از اول ساکن قم بودم , بیش از ۴۰ سال همسایه‌ی آیت الله بهجت بودم.
به عنوان شخصی که حدود ۴۰ سال همسایه آیت الله بهجت بوده است بفرمایید که رفتار ایشان با شما به چه صورت بود؟
آقا خیلی انسان با محبتی بودند و همواره نسبت به خانواده ما لطف داشتند. گاهی اوقات اگر می‌خواستند چیزی به ما بدهند و یا هدیه کنند شخصاً می‌آمدند درب خانه ما به ما می‌دادند، حتی به همسرشان یا علی آقا یا کس دیگر نمی‌دادند که، خودشان هر چیزی که می‌خواستند بدهند می‌آوردند.

2088194159412267715115429722029891180234 خاطرات جالب همسایه آیت الله بهجت
روزی بنده هر روز به علت مشغله شغلی مجبور بودم که بروم ساوه و شب‌ها بر می‌گشتم منزل، من ناچار بودم روزها آنجا بمانم. یک روز که ظاهراً نرفته بودم زنگ خانه به صدا در آمد رفتم دم در دیدم آقاست. ادای احترام کردم، سلام کردم بعد فرمودند چرا سر قبر پدرت نمی‌روی؟ ایشان پدر من رو می‌شناخت.
در اوایل انقلاب رجال سیاسی هم چون آیت الله خامنه‌ای هم به ایشان سر می‌زدند و وقتی می‌آمدند کوچه بسته می‌شد و نمی‌گذاشتند کسی وارد کوچه شود البته آن زمان‌ها آیت الله بهجت زیاد معروف نبود ولی مقام معظم رهبری حتی در آن زمان‌ها به ایشان سر می‌زدند
ایشان به آقای افتخاری که می‌آمدند منزل آقا فرمودند، در تشییع جنازه‌ی عیال اول من نماز بخوانند آقا از در منزل جنازه را تشییع کردند تا حرم، نماز بر ایشان خواندند، بعد من عرض کردم حاج آقا شما تشریف ببرید منزل و به کارهایتان برسید، فرمودند نه هستم. حتی ایشان به اینجا بسنده نکردند و آمدند قبرستان قم نو، باز عرض کردم به حاج آقای افتخاری که حاج آقا شما از آقا خواهش کنید که آقا تشریف ببرند. آقای افتخاری به آقا عرض کردند و ایشان فرمودند نه من حالا هستم. و این عبارت را فرمودند که ۴۰ ساله که من در همسایگی این خانواده هستم هنوز صدای این خانم را نشنیدم و من معتقدم این بانوی مکرمه جزء شهدا محسوب خواهد شد.
در مورد فروش خانه‌تان به کسانی که متقاضی این خانه بودند بفرمایید.
اغلب این متقاضیان از مریدان آیت الله بهجت بودند بسیاری از مریدان آقا، دلشان می‌خواست خانه ما را بخرند که همسایه آقا باشند. می‌گفتیم برای چه می‌خواهید این خانه را از ما بخرید؟ می‌گفتند مثلاً می‌خواهیم بیشتر آقا رو ببینیم، زیارت کنیم و دلمون می‌خواهد در همسایگی ایشان باشیم. گفتم خب منم دلم می‌خواهد این افتخار را داشته باشم. حتی می‌دانید وقتی آقا می‌خواست از منزل بیرون بیایند، قبل از اینکه از منزل بیرون بیاد جمعیت زیادی توی کوچه می‌ایستادند. وقتی آقا بیرون می‌آمد همراه آقا جمعیت هم به سمت مسجد حرکت می‌کرد.
من یک خواهر زاده‌ای دارم که ساکن تهران است، آقا به ایشان محبت داشتند خواهر زادم نقل می‌کرد که من از منزل شما بیرون آمدم، و وارد کوچه ارک شدم دیدم آقا دارند به سمت مسجد حرکت می‌کنند و جمعیتی هم همراهشان هست. برای اینکه خودم را به ایشان برسانم و سلامی عرض بکنم، به سرعت رفتم به سمت ایشان وقتی به نفر آخر جمعیت رسیدم که حالا فاصله‌ام با آقا زیاد بود، آقا فرمودند جعفر آقا رسیدن به خیر! بدون اینکه صورتشان را برگردانند عقب متوجه حضور من شده بودند. من همین‌طور با فاصله‌ای که داشتیم جواب دادم و تشکر کردم.

گاهی می‌دیدید کوچه آنقدر جمعیت داشت که فاصله بین خانه آقا تا سر پیچ سر کوچه که گردش از آن صورت می‌گیرد به سمت کوچه بعدی جمعیت ایستاده بود. من مثلاً از مسجد می‌آمدم آقا چشمش به من می‌افتاد آقا اشاره می‌کرد به جمعیت که راه را برای من باز کنند. یک خانمی من را صدا زد گفت آقا شما اجازه می‌دهید من از دیوار منزل شما خانه آقا رو ببینم؟ گفتم این کار صحیحی است به نظر شما؟ که شما بروی سر دیوار خانه آقا رو ببینی؟ خلاصه با آن خانم صحبت کردیم و قانع کردیم که این کار صحیحی نیست که شما بروید بر سر دیوار و خانه آقا رو ببینی.
ظاهراً زمانی که تلفن در خانه ایشان وصل نشده بود کسانی که با ایشان کاری داشتند با خط تلفن شما تماس می‌گرفتند در این باره توضیحاتی بفرمایید.
منزل ما خانه چنان قابل توجهی نبود. دو طرف راهرو داشت و در یک کوچه دیگر هم دربش باز می‌شد. و باید یک مقدار راه را توی راهرو طی بکنیم تا برسیم به ساختمان. ایشان آن وقت‌ها که تلفن هم نداشتند و بعضی از خواص آقا که کار داشتند منزل ما تلفن می‌کردند. ما هم می‌رفتیم دم منزل ایشان می‌گفتیم آقا تشریف بیارید تلفن با شما کار دارد. بعضی وقت‌ها زمان زیادی طول می‌کشید تا آمدن آقا و نتیجتا تلفن قطع می‌شد ما شرمنده می‌شدیم.

خاطره دیگری در ذهنتان هست؟
بله یادم هست که یک کسالتی پیدا کردم که ۵ یا ۶ روز در بیمارستان ولی عصر(عج) بیهوش بودم، یک مقداری از حافظه‌ام رو از دست دادم حالا بعضی از خاطرات که خیلی به نظرم جالب بود و شگفتی داشت در خاطرم هست ولی خیلی از خاطرات رو واقعاً از یاد برده‌ام.
حالا به تفصیل شاید نتوانم خاطرات را تعریف کنم. موقعیت ایشون یک جوری بود که اگر مطلبی می‌فرمودند ما برای انجام آن کار می‌دویدیم و به اصطلاح بجای راه رفتن می‌دویدیم. ولی ایشان هر وقت هر کاری داشتند و یا مثلاً بشقاب غذایی می‌خواستند برای ما بیاورند خودشان می‌آمدند و شخصاً بشقاب را به منزل ما تحویل می‌دادند.
از جریان خرید خانه‌تان توسط شهرداری که به اسم طرح از حرم تا حرم بود که البته سالیان درازی که به سرانجام نرسیده است خاطراتی دارید و عکس‌العمل آیت الله بهجت چگونه بود؟
شهرداری برای خرید خانه خانه را قیمت کارشناسی کرد و در این طرح خرید خانه‌ها من جمله رفته بودند خانه آیت الله بهجت را هم قیمت کرده بودند آقا فرموده بودند که شما اول به همسایه‌های من برسید آنهارا راضی کنید خانه هاشون رو بخرید آخر سر بیاید سراغ من، من حرفی ندارم خانه‌ام را می‌فروشم. از جمله کسانی که همواره حمایت می‌کردند میان همسایه‌هایشان بنده بودم. من گاهی می‌رفتم شهرداری به خاطر همین کار فروش خانه و مأمورین و پرسنل آن سازمان نسبتاً برخورد خوبی با من نداشتند. یک روز رفتیم دیدیم که مسئولشون پا شد در مقابل پای من و بسیار من را تحویل گرفت و و خواست تا از من پذیرایی شوم من هر چقدر فکر می‌کردم چه خبر شده است به جایی نمی‌رسیدم؟ بعد از اینکه نشستم و صحبت‌های مختلف مطرح شد و آن مسئول گفت آقا سفارش شما را کرده‌اند. من دلم می‌خواهد بروید خدمت آقا بگویید که سفارش شما انجام شد.
همان‌طور که گفتم آقا به صدقه دادن خیلی معتقد بودند حالا اگه پولی هم به کسی می‌دادند اظهار نمی‌کردند. عیال من که فوت کرد بستگان ما تهران، اراک، بروجرد و شهرهای مختلف بودند همه آمدند قم. نتیجتا خانه ما شلوغ شده بود سر و صدا می‌رفت خانه آقا. دیدم که یک روز زنگ زدند رفتم دم در دیدم آقاست. ۱۵هزار تومان دادند به من فرمودند که این قابلی ندارد و در این مشکلات کمک حال من شدند
بعد از اینکه از آن خونه رفتید آیت الله بهجت احوالتان را جویا می‌شدند؟
من گاهی منزل ایشان جدید ایشان می‌رفتم یک اتاقی در آن منزل بود که شیخ علی بهجت در آن جا بود و آیت الله بهجت در آن اتاق رفت و آمد نمی‌کردند. اتاق دیگری بود که آیت الله بهجت گاهی اوقات که می‌خواستند بروند نماز و منتظر ماشین می‌شدند در آن جا منتظر می‌ماندند. شیخ علی آقا به من عرض کرد آقا آنجا نشسته اگر می‌خواهی بروی آقا رو ببینی برو ببین. این‌گونه بود که بعد از فروش خانه هم توفیق پیدا می‌کردیم خدمت ایشان برسیم.
در این چند دقیقه چه حرف‌هایی میانتان رد و بدل می‌شد؟
احوال می‌پرسیدند که بچه‌ها چطورند؟ احوال کوچک و بزرگ رو می‌پرسیدند که البته ایشان اسامی خانواده ما را بلد بودند.
آقا نذری هم می‌دادند؟
- من نمی دونم نذری داشتند یا نه، ولی گاهی گوشت می‌آوردند و به ما می‌دادند حالا این نذری بوده یا غیر نذری، به نظرم نذری بوده. آقا خیلی به صدقه دادن توجه داشتند. می‌فرمودند اگه می‌خواهید نذری بکنید صدقه‌ای بدهید و آن صدقه را به یک نفر ندهید بین چند نفر تقسیم بکنید. خیلی اعتقاد به صدقه داشتند.

حاج خانم آقا با خانواده شما در ارتباط بودند؟
- به آن صورت نه ولی گاهی خانواده‌ام که می‌رفتند منزل آقا اگر آقا در حیاط بود سلام و احوال پرسی می‌کردند.
گاهی لطف می‌کردند یک بشقابی کاسه‌ای چیزی از غذایی که درست می‌کردند می‌دادند به ما. بله آقا به من خیلی محبت داشت . همان‌طور که گفتم آقا به صدقه دادن خیلی معتقد بودند حالا اگه پولی هم به کسی می‌دادند اظهار نمی‌کردند. من فقط این رو عرض کنم که عیال من که فوت کرد بستگان ما تهران، اراک، بروجرد و شهرهای مختلف بودند همه آمدند قم. نتیجتا خانه ما شلوغ شده بود سر و صدا می‌رفت خانه آقا. دیدم که یک روز زنگ زدند رفتم دم در دیدم آقاست.
۱۵هزار تومان دادند به من فرمودند که این قابلی ندارد و در این مشکلات کمک حال من شدند. بعد از مدتی وضع من خوب شد من پول را در مسجد می‌خواستم بر گردانم. آقا قبول نمی‌کردند. خیلی اصرار کردم فرمودند پس من این پول را می‌دهم که برای همسرتان قرآن بخواند. این اتفاق ظاهراً سال ۷۴ یا ۷۳ اتفاق افتاده بود.
شما که آن سال‌هایی که همسایه آیت الله بهجت بودید بفرمایید چه کسانی می‌آمدند به ایشان سر می‌زدند.
- بیشتر جوان‌ها بودند و مریدان آیت الله بهجت جوان بودند و می‌آمدند گاهی اوقات می‌دیدید که تا یک ساعت هم منتظر می‌ماندند تا ایشان را ببینند. آقا هم شاید به خاطر همسایه‌ها راضی نبودند به این امر چرا که همیشه داخل کوچه به خاطر این مشکل شلوغ بود.
می‌خواستند فیلم برداری کنند از منزل ایشان دو تا چوب طرفین کوچه گذاشته بودند و دوربین را بالای آن قرار داده بودند، آقا که آمد و متوجه این امر شد دستور داده بودند جمعش کنند.
در اوایل انقلاب رجال سیاسی هم چون آیت الله خامنه‌ای هم به ایشان سر می‌زدند و وقتی می‌آمدند کوچه بسته می‌شد و نمی‌گذاشتند کسی وارد کوچه شود البته آن زمان‌ها آیت الله بهجت زیاد معروف نبود ولی مقام معظم رهبری حتی در آن زمان‌ها به ایشان سر می‌زدند.

آیت الله بهجت در انجام تکالیف خانواده چگونه بودند؟
معمولاً این طور بودند که بیشتر کارها را خودشان انجام می‌دادند.

منبع  :   شیعه آنلاین

جدیدترین پ نه پ ها

pa na pa adana ir6411112 پ نه پ روزانه سه شنبه 26 مهر 90

.

به یارو میگم کارگرمون از طبقه ششم افتاد تو چاه آسانسور…میگه مرد؟؟؟ په نه په ـ پاشد خودشو تکوند رفت پرش از طبقه هفتمو امتحان کنه

.

.

.

کلاغ اولی : غار کلاغ دومی : غار ؟؟؟ کلاغ اولی : په نه په هتل ۵ ستاره

.

.

.

رفتم مغازه میگم سیم هدفونی که ازت خریدم کوتاهه!!! میگه یعنی یه سیم بلندتر بدم؟؟؟؟ په نه په lorger box بده خودم ردیفش می کنم!!!!!!

.

منبع : آدانا www.adana.ir

.

.

رفتم باغ وحش از نگهبانه میپرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟ میگه بازدید کننده ای ؟ په نه په نه از اقوامشون هستم اینورا کاری داشتم گفتم سری بهشون بزنم

.

.

.

ما تو محل کار یه آقا داریم (تو بخش تدارکات) هر روز به روی یه قبله نماز می خونه!!! همکارم میگه  یعنی حواسش نیست؟؟؟؟ په نه په چون زمین میچرخه اینم قبله رو میچرخونه!!!!!!!!

.

.

.

زنگ زده میگه انتخاب واحده نمیای دانشگاه؟؟؟ میگم این ترم مرخصیم!!!! میگه کار داری که مرخصی گرفتی؟؟؟؟؟ په نه په  این ترم به عنوان استاد فعالیت می کنم!!!!!!!!

.

.

.

ازم میپرسه: اگه یه موقعیت بهتری برات جور شه منو ول میکنی؟ میگم: په نه په لگد به بختم میزنم بات میمونم تا تو یه موقعیت بهتر برات جور شه منو بپیچونی

آیت الله بهجت خاطرات آیت الله بهجت داستان هایی درباره آیت الله بهجت روایت هایی از آیت الله بهجت

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

bahjat خاطراتی جالب از مرحوم آیت الله بهجت

مصاحبه حجةالاسلام والمسلمین استاد سید رضا خسروشاهى…

با شناختی که در طی چند سال متوالی ازحضرت آیت الله بهجت کسب نموده ام، ویژگیهای اخلاقی خاصّی در ایشان مشاهده کردهام که به برخی از آنها اشاره میکنم.

دائم الذّکر بودن یکی از خصوصیّات بارز آیت الله بهجت دائم الذّکر بودن است.

یک روزکه ایشان بعد از اقامه نماز جماعت از مسجد به طرف منزل می رفتند، رو به تعدادی از طلاّب که همراه و پشت سر ایشان حرکت میکردند نمودند و فرمودند: با من کاری دارید؟ گفتند: نه، می خواهیم چند قدمی همراهی حضرتعالی نصیب ما بشود.

 ایشان فرمودند: من از مسجد تا منزل برنامه ذکر خاصّی برای خود دارم، ولی چون فکر میکنم شما با من کاری دارید ذکر را متوقّف میکنم، و وقتی به منزل میرسم میبینم برنامه ام کامل انجام نشده است وناراحت میشوم.

فکر کردن قبل از سخن گفتن از دیگر ویژگیهای بارز ایشان آن است که هرگاه می خواهند مطلبی را بفرمایند علاوه بر رعایت مقتضای حال، نخست درباره سخنی که می خواهند بفرمایند فکر می کنند.

حتّی در این زمینه فکر میکنند که مطلب را چگونه و در چه قالب و جملاتی بگویند به گونهای که هم کوتاه باشد و هم رساتر مطلب را افاده بکند.

دوری از غفلت از جمله خصوصیّات دیگر ایشان آن است که یک لحظه از عمر خویش را به غفلت سپری نمی کنند و برای تمام اوقاتشان برنامه ای خاصّ دارند.

اهل کرامت ایشان مقامی بس والای معنوی را دارا هستند، و صدور کرامت ره اورد آن است که به یک نمونه از آن بسنده میکنیم:

از یکی از طلاّب که اینک در قید حیات است شنیدم که میگفت:بعد از ازدواج خانه ای در قم اجاره کردم، ولی پس از استقرار در منزل از نظر مالی دچار تنگدستی عجیبی شدیم و روزی رسید که به قدری دست مان تنگ شد که حتّی غذای شب را نداشتیم و در این فکر بودیم که چگونه آن را تهیه کنیم، و از سوی دیگر در شرایطی بودم که نمی توانستم از کسی قرض بگیرم.

از خانه بیرون آمدم و به منظور زیارت، روانه حرم حضرت معصومه(علیها السلام) شدم، پس از زیارت و هنگام خداحافظی دیدم کسی از پشت سر من آمد و یک مقدار پول به من داد و گفت: این باید به شما برسد و رفت.

برگشتم دیدم ایشان آیت الله العظمی بهجت است، در حالی که اصلاً به ایشان اظهار نیازی نکرده بودم.شبیه این قضّیه را از یکی دیگر از طلاّب نیز شنیده بودم.

بنده پس از شنیدن این دو جریان به یاد مطلبی افتادم که آیت الله بهجت فرموده بودند و آن اینکه:

«آیا میشود مولایمان از ما بی خبر باشد یا ما را به حال خودمان وابگذارد؟!» و تأکید میکردند که طلبه ها باید به وظایف خود عمل کنند و نگران چیز دیگری نباشند، خود مولا و آقای ما مواظب ماست، اینطور نیست که ما را از چشم بیندازد.

 دیدگاه بزرگان و علما درباره ایشان چیست؟

مجموعه ویژگی های گذشته و دیگر خصوصیّات، ایشان را به عنوان یک عالم ربّانی در نظر ما جلوه گر میسازد; از این رو علما و بزرگان نیز به ایشان عنایت ویژه دارند.

به عنوان مثال یادم هست که روزی علاّمه محمّدتقی جعفری ـ رضوان الله تعالی علیه ـ آمده بودند ملاقات ایشان، بعد از ملاقات هنگام خارج شدن از منزل آقا، بنده را در بین راه دیدند.

 و فرمودند: «اینکه در روایات آمده که: «هر کس در چهل روز با عالم ملاقات نکند، ماتَ قَلْبُهُ(۳۹)» و همچنین: «زِیارَةُ الْعُلَماءِ اَحَبُّ اِلَی اللّهِ مِنْ سَبْعینَ طَوافاً حَوْلَ الْبَیْتِ»(۴۰)

مصداق بارز علماء ایشان هستندو نیز میفرمودند:

«نفْسِ دیدن و ملاقات کردن ایشان خودش سر تا پا موعظه و هشدار دهنده است.

من هر وقت آقا را میبینم تا چند روز اثر این ملاقات در من باقی است.»

 در طول مدّتی که با آیت الله بهجت آشنا بودید چه تذّکرات و موعظه هایی داشتند که نقل آن برای دیگران نیز مفید است؟

 مطالب فراوان، که به برخی از آنها اشاره میکنیم:

قدم اوّل در سیر الی الله آیت الله بهجت می فرمودند: قدم اوّل در سیر الی الله و در مسیر تقّرب به خدا این است که انسان در همان حالی که متوجّه خودسازی میشود یک مسافت و فاصله ای با مولای خود دارد، نخست باید مواظب باشد که حدّاقل اگر نزدیکتر نشد فاصله ای را که با مولا دارد بیشتر نشود و سعی کرده موقعیّتی را که دارد حفظ کند. تا بعد کم کم به جلو حرکت و خود را به مولا نزدیکتر نماید.

گرفتن تأییدیه و امضاء از امام زمان (عج)ایشان در بیاناتشان میفرمودند:

ما طلاّب باید در این فکر باشیم که چگونه میتوانیم یک امضا و تأییدی از مولایمان حضرت ولی عصر(عج) بگیریم؟ یعنی چگونه درس بخوانیم و چگونه رفتار کنیم که مولایمان ما را امضاء و تأیید کند؟ یک طلبه همیشه چه در اوان تحصیل و چه بعد از فراغ از تحصیل باید همّ و غمّش و فکرش این باشد که رفتارم، کردارم گفتارم چگونه باشد که آقا مرا تأیید کند.

اگر طلبه ای همیشه به این فکر باشد و در این مسیر حرکت کند که امضای آقا را بگیرد، دچار هیچ انحرافی نخواهد شد، نه در کردارش و نه در گفتارش و نه در رفتارش، و خلاف زی و شأن از او سر نمیزند و چنین طلبه ای هرگز دچار سردرگمی و بحران نخواهد شد.

 اجتناب از صفات رذیله آیت الله بهجت خیلی تأکید داشتند بر اجتناب از صفات رذیله و می فرمودند که: مثلاً سجده طولانی از عباداتی است که کمر شیطان را میشکند، اما کسی که سجده طولانی انجام میدهد باید مواظب باشد که مرتکب ریا نشود، و به عنوان طنز و مثال میفرمودند:

بعد از سجده باید جلوی آینه بایستد و ببیند آیا جای مهر در پیشانی اش نقش بسته یا نه؟ اگر نقش بسته بود مقداری بمالد تا اینکه به صفت رذیله ریا مبتلا نشود.

کنترل زبان

ایشان خیلی تأکید میکردند بر کنترل زبان و می فرمودند: باید زبان را کنترل کنیم به صورتی که باید ۲۴ ساعت تأمّل و اندیشه کنیم و یک ساعت صحبت کنیم، بلکه شاید یک ساعت هم زیاد باشد.

معروف ترین ایرانی هایی مجرد معروفترین مجرد های ایرانی

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

سید جمال الدین اسدآبادی همدانی

131541643915 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

سید جمال الدین اسدآبادی همدانی از بزرگترین مصلحان و بیدارگران در جهان اسلام است …که بعد از گذشت نزدیک به ۱۱۵ سال از شهادت مظلومانه اش در گوشه زندان جور حکومت عثمانی ، نامش زنده است و افکارش جاوید.
این مجاهد بزرگ در طول زندگی اش شاگردان بسیاری پروش داد ولی به دلیل عدم تشکیل خانواده و ازدواج نکردن ، فرزند و یادگاری برجای نگذاشت . شهید مرتضی مطهری در مورد سید جمال الدین اسدآبادی چنین عنوان می کند: سید جمال هر کار ممکن را برای درمان درد های جامعه انجام داد.مانند مسافرت ها،تماس ها،سخنرانی ها،نشر کتاب ومجلات،تشکیل حزب و جمعیت و حتی ورود و خدمت در ارتش بهره جست.در عمر ۶۰ ساله خود(۱۳۱۴-۱۲۵۴ ه.ق )ازدواج نکرد و تشکیل عائله نداد زیرا با وضع غیر ثابتی که داشت و هر زمانی در کشوری به سر می برد و گاهی در تحصن یا تبعید یا تحت نظر بود،نمی توانست مسئولیت تشکیل خانواده را برعهده بگیرد.

سید ابوالقاسم انجوی شیرازی

131541643922 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس
سیدابوالقاسم انجوی شیرازی پژوهشگر و نویسنده معاصر در سال ۱۳۰۰ ش. در شیراز به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی خود را در مدارس علمیه تهران و مشهد آغاز کرد ، سپس به تهران رفت و در دبیرستان دارایی تحصیلات خود را پی گرفت. او تا مقطع لیسانس ادامه تحصیل داد ، سپس در سال ۱۳۲۹ به سوییس رفت و تحصیلات خود را در رشته علوم سیاسی و اجتماعی در ژنو تکمیل نمود. بعد از شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضا شاه ، استاد انجوی به فعالیت های سیاسی روی آورد و از حدود سال ۱۳۲۲ نیز فعالیت های مطبوعاتی خود را آغاز کرد. استاد انجوی شیرازی از چهل سالگی به کار گردآوری اسناد و حفظ و نگهداری روایات و میراث فرهنگی مردم پرداخت. . استاد انجوی شیرازی در شهریور ۱۳۷۲ ، در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابویه به خاک سپرده شد.وی هرگز ازدواج نکرد اما دوستان زیادی داشت. وی از آخرین دوستان صادق هدایت بود.

فرخی یزدی

131541643942 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

محمد فرخی یزدی شاعر مبارز معاصر در سال ۱۲۶۷ شمسی مصادف با ۱۳۰۶ه.ق در یزد چشم به جهان گشود و علوم مقدماتی را در آن شهر فرا گرفت. فرخی از همان کودکی رنج وسختی را حس کرد واز نزدیک سختی و رنج اطرافیان خود را دید و بر اثر این رنجها بود که روحیه انقلابی در وی پدیدار گردید و چون ذوق سرشاری به شعر داشت افکار انقلابی خود را به نظم کشید. فرخی در اوایل پیدایش مشروطیت و تشکیل حزب دموکرات ایران از دموکرات خواهان یزد گردید و در نتیجه سرودن اشعار انقلابی حاکم یزد دستور داد دهان او را با نخ و سوزن بدوزند و این نمونه ای از جناینکاریهای دوران استبداد بود. او به اتهام توهین به خانواده سلطنتی دستگیر شد و به زندان افتاد و سر انجام در ۲۵ مهرماه سال ۱۳۱۸ شمسی به دستور رضاشاه در زندان شهربانی به وسیله آمپول هوا کشته شد که از مدفنش نیز اطلاع دقیقی در دست نیست. فرخی نیر متاهل نبود و بدون فرزند از دنیا رفت.

جهانگیر خان قشقایی

131541643952 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

جهانگیرخان قشقایى در سال ۱۲۴۳ ه‍.ق. در خانواده‏اى تحصیل کرده به دنیا آمد. .او، فرزند محمد علی خان ایلخانی از بزرگ زادگان ایل قشقایی است. وی فقیه، فیلسوف و شاعر شیعی، و پدرش از خان های تیره ی دره شوری ایل قشقایی بود. تا چهل سالگی چون دیگر خان ها، اوقات خود را تفریح و تفرج و شکار گذرانید. (باستانی پاریزی، ص ۴۱۰) روزی گذرش به مدرسه ی چهارباغ افتاد و در ملاقات با درویشی، شوق تحصیل در دلش شعله کشید. او در علوم عقلی به جایی رسید که عالمان وقت به شاگردی اش مباهات می کردند. وی متخصص در علوم فلسفه، فقه، و اخلاق بود، و شعر نیز می سرایید. شاگردان او، فاضل تونی، سید حسن مشکان طبسی، شیخ اسدالله ایزد گشسب، فرصت الدوله شیرازی، ضیاءالدین دری، حاج آقا رحیم ارباب و جلال الدین همایی بودند. جهانگیر خان در اثر بیماری در اصفهان در گذشت و در تکیه ی ترک به خاک سپرده شد. آثار که از او به جای مانده، شرحی بر نهج البلاغه است. وی نیز ازدواج نکرد و همسری نداشت .آیت اللَّه جهانگیرخان در ۸۵ سالگى، رمضان سال ۱۳۲۸ ه‍.ق. در اصفهان فوت کرد.

شیخ مرتضی طالقانی

131541643961 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

شیخ عارف و زاهد مرتضی طالقانی در سال ۱۲۷۴ هجری قمری در قریه دیزان طالقان به دنیا آمد .
مرحوم علامه جعفری نزدشیخ مرتضی طالقانی مقداری درس معارف خوانده بودند و همچنین بخشی از فلسفه و عرفان را از ایشان آموخته بودند؛ در واقع استاد مسلّم علامه در عرفان عملی شیخ مرتضی طالقانی بوده است و از گفته های علامه جعفری (ره) استفاده می شود، تاثیر ایشان از شیخ مرتضی طالقانیقابل وصف نیست و هر وقت علامه از ایشان یاد می کردند اشک از چشمانشان جاری میشد.
یکی از ویژگی های این استاد، این بود که تا آخرین لحظات عمر، تنها زیست و ازدواج نکرد؛ گرچه او دارای فرزند جسمی نبود، اما شاگردان فراوانی در مکتب او پرورش یافتند که هر کدام از آنان به منزله فرزندان روحانی او هستند.این فقیه و عارف بزرگ ، ۸۹ سالگی دیده از جهان فرو بست و در جوار قرب معبود آرام گرفت. او، زندگانی با سعادت گذراند و با سعادت از جهان رخت بربست.
به احتمال قوی مرجع عصر آیت الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی بر جنازه اش نماز گزارد و در ایوان سوم از حجرات جنوب غربی صحن شریف علوی به خاک سپرده شد.

حکیم هیدجی

131541643971 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

مرحوم شیخ محمد حکیم هیدجی در زنجان زاده شدو شاگردان بسیاری در محضر وی به تحصسل غلوم دینی پرداختند .وی از علمای تهران بود که تا آخر عمر حجره ای در مدرسه منیریه متصل به قبر امامزاده سیدناصرالدین داشت، زمان ارتحال این عالم جامع در معقول و منقول را آخر ماه ربیع الاول سال ۱۳۴۹ه. ق مطابق تابستان ۱۳۱۴ه. ش نوشته‌اند. ،شهید مرتضی مطهری سال فوتش را ۱۳۳۹ه. ق ( ۱۳۱۴ه. ش) می‏داند، جنازه‌اش را بر حسب وصیت او به قم حمل نمودند و بعد از اقامه نماز میت توسط آیة اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در قبرستان بابلان واقع در شمال شرقی بارگاه حضرت معصومه دفن نمودند و بر مرقدش گنبدی نیز ساخته‌اند .وی ازدواج نکرده بود.
حکیم هیدجی از دوران طفولیت ذوق شعری داشت و در نوجوانی به سرودن اشعار فارسی و ترکی پرداخت.

سهراب سپهری

131541643981 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

سهراب سپهری شاعر و نقاش نام آشنای معاصر در ۱۵ مهر ماه ۱۳۰۷ در شهر کاشان به دنیا آمد.سپهری در سال ۱۳۵۷ به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در سال ۱۳۵۸ برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و سرانجام در اول اردیبهشت ماه ۱۳۵۹ ، سهراب سپهری به ابدیت پیوست. وی در طول زندگی ۵۲ساله خود همسری اختیار نکرد.

علی اکبر دهخدا

131541643991 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

علی اکبر دهخدا از خبره ترین و فعال ترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر است که بزرگترین خدمت به زبان فارسی در این دوران را انجام داده. لغت نامه بزرگ دهخدا که در بیش از پنجاه جلد به چاپ رسیده است و شامل همه لغات زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست و کتاب امثال و حکم که شامل همه ضرب المثل ها و احادیث و حکمت ها در زبان فارسی است خود به تنهایی نشان دهنده دانش و شخصیت علمی استاد دهخدا هستند. دهخدا به غیر از زبان فارسی به زبانهای عربی و فرانسوی هم تسلط داشته و فرهنگ فرانسوی به فارسی او نیز هم اکنون در دست چاپ می باشد.
دهخدا علاوه بر این که دانشمند و محقق بزرگی بود مبارز جدی و کوشایی نیز در انقلاب مشروطه محسوب می شد. او مبارزه را نیز از راه نوشتن ادامه می داد و مطالب خود علیه رژیم مستبد قاجار را در روزنامه صور اسرافیل که از روزنامه های پرفروش و مطرح آن زمان بود چاپ می کرد.
علی اکبر دهخدا در حدود سال ۱۲۹۷ هـ. ق (۱۲۵۷ خورشیدی) در تهران متولد شد. اصلیت او قزوینی بود.

سیدجلال الدین آشتیانی

1315416439101 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

علامه سید جلال الدین آشتیانی مفسر و فیلسوف و پرچمدار حکمت صدرایی در دوران معاصر و شارح بزرگ مکتب فلسفه اشراق و عرفان اصیل اسلامی، بی گمان یکی از شخصیت های استثنایی تاریخ و فرهنگ معاصر ایران زمین بود. نکته ای که درباره وی مورد اتفاق همگان است، این است که: علامه آشتیانی، انسانی متعالی و فیلسوفی والامقام در حد ملاصدرای زمان بود
سید جلال الدین میرى آشتیانى در سال ۱۳۰۴ خورشیدى در قصبه آشتیان از توابع سلطان آباد اراک در خانواده اى کاملاً متدین و مذهبى، چشم به جهان گشود.سید جلال الدین آشتیانی ، پس از گذراندن بیماری طولانی و بر اثر کهولت سن در سن هشتاد سالگی در سوم فروردین ماه ۱۳۸۴ هجری شمسی دار فانی را وداع گفت. وی از بازماندگان حکمت صدرایی در ایران محسوب می شد که آثار منحصر به فردی را خلق کرده بود.وی سالها در خدمت امام خمینی شاگردی نموده و از دوستان صمیمی مرحوم سید مصطفی خمینی بوده است .غلامه آشتیانی نیز همسر و فرزند نداشت و تا ژایان عمر مجرد باقی ماند.

میرزاده عشقی

1315416439111 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

میرزاده عشقی شاعر و روزنامه نگار معاصر نامش « سید محمد رضا » فرزند « حاج سید ابوالقاسم کردستانی » ودر تاریخ دوازدهم جمادی الآخر سال ۱۳۱۲ هجری وقمری مطابق ۱۲۷۲ خورشیدی وسال ۱۸۹۳ میلادی در شهر همدان متولد شده است و در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ به دست عوامل رضاخان کشته شد .
عشقی اخلاقا آدمی خوش مشرب ، نیکو خصال وبه مادیات بی اعتنا بود، زن وفرزندی نداشت ، با کمکهای پدری ، خانواده ، یاران و آزادیخواهان وبالاخره از در آمد نمایش های خود گذران می کرد.
در آخرین کابینه نخست وزیری « مرحوم حسن پیرنیا ، مشیرالدوله » از طرف وزارت کشور به ریاست شهرداری اصفهان انتخاب گردید ولی نپذیرفت.

کلنل محمدتقی خان پسیان

1315416439121 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

کلنل محمدتقی خان پسیان ازنظامیان دوره قاجار و از مبارزان علیه استعمار در تاریخ معاصر است .محمد تقی پسیان نه تنها صاحب قلم و دارای قریحه هنری و ذوق ادبی بود بلکه نخستین هوانورد ایرانی است که در کشور آلمان ۳۳ بار به هوانوردی پرداخته و می‌خواست این هنر را در ایران به جوانان آموزش دهد.وی در سال ۱۲۷۰در تبریز متولد و در سال ۱۳۰۰ در قوچان کشته شد و قر وی در آرامگاه نادرشاه در مشهد قرار دارد .
باید اذعان کرد اگرچه کلنل ازدواج نکرد ولی به روایت اسناد روابط فعالی با خانمهای خارجی داشت. یکی از شواهد در مورد زمانیست که در آلمان زندگی می کرد با یک زن آلمانی بنام کنایر آشنا شد واو را بعنوان استاد موسیقی خود معرفی می کند و حتی تازمان قیام وحکومت خراسان نامه هایی بین او و خانم کنایر ردوبدل می شود.

صادق هدایت

1315416439131 معروف ترین ایرانی هایی که مجرد بودند + عکس

این نویسنده پوچگرا  نیز هرگز ازدواج نکرد و درنهایت در سال ۱۳۳۱ دست به خودکشی زد .البته وی در دوران جوانی با دختری دوست بود به نام ترز . ترز همدم صمیمی هدایت در رنس، در زمان تحصیل هدایت در پاریس بوده است. پدر او در جنگ بین الملل اول در جبهة «مارینو» کشته شده بود و مادرش آرزو داشت دخترش با مرد دلخواه خود ازدواج کند و خوشبخت شود.صادق عاشق ترز بود ولی ترز خیانت کرد به خاطر همین صادق برای خودکشی خودش را در رودخانه ای که از زیر برج ایفل رد میشه انداخت . یعنی اولین خودکشی صادق عشقی بوده . از انجایی که هدایت آدم فوق حساس و احساسی بوده نگاه بدی به جنس زن پیدا میکند که در داستان « زنی که مردش را گم کرد » کاملا مشهود است ، داستان را با جمله ی از کتاب فوق زیبای ( این چنین گفت زرتشت ) «نیچه» با مضمون * به سراغ زنها که میروی تازیانه را فراموش مکن * شروع میکند. شاید یکی از دلایلی که هدایت تا آخر عمرش مجرد ماند و هیچوقت ازدواج نکرد همین نگاه باشد.

!!!!!!

فرهنگ لغت جدید به نگارش غضنفر (طنز توپ)

make fun41 فرهنگ لغت به نگارش غضنفر!

جدول : کسی که نیاکانش علاف باشند را گویند !

*

Saturday : روز جهانی ساطور

*

Freezer Side By Side : کسیکه کنار هرکی میشینه ، زر مفت میزنه !

*

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

*

سه‌ پایه : ۳ تا آدم باحال که همیشه پایه هر حرکتی‌ هستند !

*

وانت : اینترنت آزاد و بدون فیـلتـر !

*

Category : این گربه کدوم گوریه ؟

*

Morphine : باید بیشتر فین کنی !

*

Keyboard : چه کسی برنده شد ؟

*

MissCall : دختر نا بالغ را گویند !

*

Freezer : حرف مفت !

*

Already : گند زدی به همش رفت !

*

نلسون ماندلا : نلسون اون وسط گیر کرده !

*

کته ماست : آن گربه مال ماست !

*

مشروبات : روبات مشهد رفته !

*

نرگس : موجود مذکری که مرتب حدس می زند !

*

کدبانو : دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد !

*

چهار محال بختیاری : ممکن نیست عدد ۴ برای شما شانس بیاورد !

*

کالسکه : هنگامی که یک اصفهانی یک میوه ی کال میخورد !

*

جاسبی : فقط باش !

*

مورچه خوار : خواهر مورچه . فحشی که موریانه ها به هم می دهند !

*

سوغاتی : بسیار عصبانی !

 *

عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر !

*

پدافند : پس گفتی دافن !؟

*

مانیکور – پدیکور : دو برادر نابینا به نام مانی و پدرام !

*

کولر : زمانی که یک لر به مکانی رفته باشد و بین ما نباشد !

*

کامران : راننده کامیون !

*

مهران : شخصی که در هوای مه آلود رانندگی می کند !

*

روبوسی : پارچه ای که روی بوس می کشند !

*

پهناور : کسی که مدفوع گاو می آورد !

*

Superman : مرد بقال !

*

کنتس : به اصفهانی یعنی این سیگار کنت است !

 *

شاطر : کسی که در خرابکاری استاد است !

*

بیگلی بیگلی : پدربزرگ بروسلی، بزرگ خاندان لی‌ !

*

پسمانده : پ نه پ رفته !

*

Diamond Ring : داییمون زنگ زد !

*

مناجات : انواع و اقسام مونا !

*

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست !!

*

انبر : داروی برطرف کننده اسهال !

 *

کلکته : بین گربه ها کل افتاده

*

خاموش : موش نپخته

*

مزدور : نوعی موز که در مناطق دور می روید !

*

دیپلماتیک : فرد دیپلمه ای که ماتیک زده !

*

واویلا : ویلایی که درش به روی همه باز است !

*

چاقو ضامن دار : در شیراز ، به شخص فربه‌ ای که یکی‌ از اهالی محل ضمانتش را کند گویند !

*

جنسیتی : شهر ارواح !

*

گوگولی : فرزند بروس لی و گوگوش !

*

مکار : کسی که تخصص اپل دارد !

قلی خانی

تصور مي كنند با چادر انداختن سر شبنم قلي خاني، دختران را به چادر تشويق كرده اند!
چهره شبنم قلی خانی و مسئوليت حسيني و ضرغامي

 
چند شب پيش سر سفره افطار با خانواده نشسته بوديم و طبق معمول تلويزيون روشن بود. در صحنه اي از سريال پنج كيلومتر تا بهشت، كلوزآپ صورت ميك آپ شده شبنم قلي خاني (كه نقش دختري مومنه و محجبه را بازي مي كند) نشان داده شد كه با لبخندي از پس لبان رژ لب كشيده شده، قربان صدقه پدرش (داریوش فرهنگ) مي رفت...

 

چند لحظه بعد از پخش اين صحنه، پسر 10ساله ام گفت: «به نظر من شبنم قلي خاني خوشگلترين بازيگر ايرانه». من و همسرم جاخورديم و زير چشمي و با تعجب به هم نگاه كرديم. چند لحظه سكوت حاكم شد. همسرم بحث ديگري پيش كشيد و خواست موضوع را عوض كند. چيزي شبيه عكس العمل ماشين لباسشويي اي خاله نرگس در پاسخ به جمله معصومانه فرنود!

 

براي اينكه پسرم به موضوع حساس نشود، كمي صبر كردم و بعد از چند دقيقه از پسرم پرسيدم تو از كجا فهميدي اين بازيگره اينقدر خوشگله؟

 

پاسخ اش غافلگير كننده بود: «توي مجله اي كه توي سلموني بود خوندم. عكس هاش را هم انداخته بود. الان هم كه .... خودتون ديدين»

 

در حالي كه سفره را جمع مي كردم به جملات پسرم فكر مي كردم. اگر او 7-8 سال بيشتر سن داشت، بجاي اينكه نظرش درباره صورت شبنم قلي خاني را صادقانه به پدر و مادرش بگويد، چه كارهاي ديگري مي كرد...؟

 

 اصولا ديدن اين عشوه ها از تلويزيون و اين عكسهاي مشمئز كننده در مجلات زرد، چه بلايي بر سر فكر و رفتار هزاران هزار جوان عزب در اين كشور مي آورد؟

 

اصولا شايد شبنم قلي خاني بخواهد با هر ريخت و قيافه  وژستي و با هر كسي عكس بگيرد، آيا اين كشور، وزارت ارشاد ندارد تا جلوي سواستفاده نشريات زرد و استفاده ابزاري آنها از تصاوير زنان را بگيرد؟ چرا وزير ارشاد اجراي قانون منع استفاده ابزاري از تصاوير زنان را اجرا نمي كند؟ از تشر ليبرال مابانه احمدي نژاد مي ترسد يا از اخم مشايي؟ آيا وزير ارشاد از خدا نمي ترسد كه در زمان «مسئوليت» او، مطبوعاتي منتشر مي شوند كه جوانان را به گناه مي اندازند؟

 

و اما درباره صداوسيما... سازماني كه انتظار مي رفت خط مقدم جنگ نرم در دفاع از نظام و ارزشهاي ديني باشد اما ندانم كاري هاي مديرانش، صداي همه را درآورده است. اشكال اصلي ضرغامي و تيمش اين است كه تصور مي كنند با چادر انداختن سر شبنم قلي خاني، دختران را به چادر تشويق كرده اند! به اين كوته بيني از رسانه ملي نمي دانيم بخنديم يا گريه كنيم؟

 

شنيده بودم آقاي ضرغامي مدتي به دنبال علل گرايش برخي خانواده ها به شبكه هاي ماهواره اي بوده است. به ايشان پيشنهاد مي شود براي يافتن دليل اصلي اين موضوع، نگاهي به آينه بيندازد و نگاهي هم به سريالهاي شبانه شبكه هاي يك و پنج كه چطور به شعور بيننده خود توهين مي كنند.

 

در اين شبهاي عزيز پايان ماه مبارك از خدا مي خواهيم به ضرغامي و مديرانش غيرتي عطا بفرمايد تا از تصدي كاري كه بينش  و عرضه اش را ندارند، كنار بكشند و بيش از اين دين و ديانت و چادر و نمادهاي ديني را مضحكه نكنند.

ليلي محسني

....

به زودی در این مکان فریادی زده خواهد شد!!!

دیده ام خورشید را...

دیده ام خورشید را در خواب ، تعبیرش تویی

خواب در یاد شب مهتاب ، تعبیرش تویی

خوب من خواب تو را دیدن در این دنیای بد

چون گل روییده در مرداب ، تعبیرش تویی

ذهن را درگیر با عشقی خیالی کردو رفت

 

 

ذهن را درگیر با عشقی خیالی کردو رفت

جمله های واضح دل را سوالی کرد ورفت

چون رمیدنهای آهو، ناز کردنهای او

دشت چشمان مرا حالی به حالی کردو رفت

کهنه ای بودم برای اشکهای این وآن

هرکسی ما را به نوعی دستمالی کردورفت!

ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت

عقده در دل داشت؛روی خاک خالی کردورفت

آرزویم با تو بودن بود،کوشیدم،ولی

واقعیت را به من تقدیرحالی کردورفت

آگهی دی جی های خانم در روزنامه های پرتیراژ!

آگهی دی جی های 
خانم در روزنامه های پرتیراژ!
همین‌طور در حال نگاه کردن به آگهی‌ها بودم که متوجه شدم برخی از آگهی‌ها که قیمت‌های DJ را اعلام کرده‌اند، در اغلب آنها قیمت DJهای زن 2 برابر مردان است و گویی زنان در این بخش گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند و تبحر بیشتری دارند.

فارس: لذت یک شب ماندنی، مراسمی در حد انفجار، عروسی رویایی و فراموش نشدنی، کلماتی است که این روزها، آزادانه برای تبلیغ "دیجی‌ها و خواننده‌های زن" در آگهی‌های تبلیغاتی برخی روزنامه‌ها به چشم می خورد.

سرمان به اصلاحات، اصولگرایی، فتنه،‌ هدفمندی یارانه‌ها، انرژی هسته‌ای، فوتبال کثیف و هزار جور دغدغه و این آخری‌ها هم به اختلاس یا به تعبیری فساد بزرگ گرم شده است و در این هیاهو اصلا متوجه ورود گربه شوم تهاجم فرهنگی به خانه‌مان نشدیم و نشان‌ داده‌ایم که هیچ توجهی به جنگ نرم فرهنگی که مقام معظم رهبری سال‌ها قبل به آن اشاره کرده بود، نداریم.

در سایه غفلت ما بود که انواع و اقسام فرهنگ‌های مبتذل غربی و شرقی با دستان خودمان وارد ذهن خردسال تا کهنسالمان شد تا جایی که دیگر نوجوان امروز ایران تا زمانی که هزار جور الگو و مد رنگارنگ غربی با کمترین هزینه در اختیارش قرار می گیرد، رها نمی‌کند تا سراغ الگوهای ایرانی_اسلامی که در حال خاک خوردن و احتمالا از بین رفتن هستند، بروند.

تا همین چند دهه قبل رسم عروسی‌های ما این بود که چند روز بعد از اینکه خانواده دو طرف به توافق می‌رسیدند سور و ساط مراسم عروسی برپا می‌شد ولی انگار یادمان رفته که آن زمان اگر برای برگزاری مراسم با کمبود جا روبه‌رو بودیم، می‌توانستیم به همسایه خود که آن روزها از برادرمان به ما نزدیک‌تر بود اطلاع دهیم تا تمام دار و ندارش را در اختیارمان بگذارد.

اما با گذشت زمان،‌ نه‌تنها رنگ و شیوه زندگی‌های ما تغییر کرد بلکه اعتقادات برخی از ما هم آب رفت و در حال حاضر ضدارزش‌هایی که زمانی حتی امکان خطور به ذهنمان را نداشتند، ارزش شده‌اند و انجام ندادنشان محال و غیرممکن.

اگر زمانی در عروسی، با سلام و صلوات مراسم را سپری می‌کردیم و عروس و داماد با دعای خیر بدرقه می‌شدند امروز با ریتم بابا کرم و ساسی‌مانکن و البته dj زن به خانه بخت می‌روند.

مدتی قبل بود که برای انتخاب تالار عروسی پرتیراژترین نیازمندی‌های صبح کشور را ورق می‌زدم که با صفحه‌ای روبه‌رو شدم که پر بود از شماره‌ تلفن‌هایی که می‌توانستی با یک تماس، گروه موسیقی را به مراسم دعوت کنی تا هم خودت و هم مهمانانت را در یک شب خاطره‌انگیز به مرز انفجار برسانی.

انفجار، خاطره‌انگیز، رویایی، اطمینان، فراموش نشدنی و در آخر دی‌جی‌های خانم و آقا کلماتی بود که اجازه نداد چشم از آن صفحه بردارم و به کار خودم که تماس با تالارهای عروسی بود بپردازم. علامت تعجبی که بابت این کلمات در سرم ایجاد شد، کار خودش را کرده بود و تصمیم گرفتم با چند دفتری که شماره خود را ثبت کرده بودند، تماس بگیرم.

تماس اول؛ اجرای برنامه از 50 هزار تا 9 میلیون تومان

با اولین شماره‌ای که به چشمم خورده بود تماس گرفتم و از آقایی که خودش را مسئول معرفی می‌کرد خواستم تا منوی خود را برای انفجار مراسم معرفی کند.

این فرد با بیان اینکه با هزینه‌ای بین 50 هزار تا 9 میلیون تومان می‌تواند منوی خود را تغییر دهد گفت: در منوی 50 هزار تومانی برنامه فقط با لپ‌تاپ‌ اجرا می‌شود ولی با صرف هزینه 9 میلیون تومانی می‌توانی از یک موسیقی زنده و با کیفیت لذت ببری.

مسئول این دفتر درباره کیفیت منوی 9 میلیون تومان گفت: در این منو یک گروه کامل موسیقی به همراه ساسی مانکن برنامه را اجرا خواهند کرد که او را 2 "دی‌جی‌های خانم" همراهی می‌کنند.

این فرد هزینه حضور چند دقیقه‌ای ساسی مانکن در مراسم عروسی را 3 میلیون تومان عنوان کرد و گفت اگر باغ هم متعلق به خودت باشد یا جداگانه آن را تهیه کنی، 3 میلیون تومان هم کسر خواهد شد.

البته عروس و دامادی که باغ را هم از این دفتر درخواست کنند مورد الطاف مدیران قرار می‌گیرند و مبلغ ورودی باغ را پرداخت نمی‌کنند.

وقتی به او اطمینان می‌دهم که مراسم مختلط است به من می گوید: برای اینکه هزینه کمتری بپردازی، می‌توانی یک DJ آقا با دستگاه 3700، تومبا زن، آتش‌بازی و با تقبل هزینه‌های مربوط به رفت‌وآمد گروه، در حدود یک میلیون تومان پرداخت کنی.

اجرای مراسم تا نزدیک سحر به شرط اینکه باغ خارج از شهر باشد

از او درباره اینکه گروه تا چه ساعتی می‌تواند در برنامه حضور داشته باشد و اینکه چه آهنگ‌هایی می‌تواند اجرا کند، سوال کردم که گفت: درباره آهنگ هیچ محدودیتی نداریم و هر آهنگی که بخواهید از سنتی تا پاپ، اجرا می‌کنیم. مراسم هم معمولا تا ساعت یک نیمه‌شب می‌توان برنامه اجرا کرد و بعد از آن مسئولان انتظامی برخورد خواهند کرد، اما اگر برنامه خارج از شهر باشد نهایتا تا حدود ساعت 3 صبح می‌توان اجرا کرد.

هزینه اجرای برنامه توسط گروه کاملا زنانه 3 میلیون تومان

وقتی از مسئول این دفتر سوال کردم اگر بخواهم تمام مراسم را گروهی از زنان اجرا کنند، هزینه چه‌قدر خواهد شد، گفت: اگر کیبورد، تومبا، گیتار، نورپردازی، آتش‌بازی برعهده زن باشد و 2 خواننده زن هم حضور داشته باشند، هزینه گروه 3 میلیون تومان خواهد شد.

فیلم عروسی دیگران را ببینید؛ بعد قرارداد ببندید

تقریبا تمام حرف‌ها را زده بودیم که از متصدی دفتر درباره اینکه چطور می‌توان از انجام دقیق این کارها مطمئن شد، سوال کردم که گفت: بعد از اینکه زمان مراسم قطعی شد، با هم قرار می‌گذاریم و من با لپ‌تاپی که در اختیار دارم نمونه‌ کارهای قبلی را به شما نشان می‌دهم و در صورت اعلام رضایت شما، قرارداد می‌بندیم.

قیمت دی‌جی "زن" 2 برابر دی‌جی "مرد"

همین‌طور در حال نگاه کردن به آگهی‌ها بودم که متوجه شدم برخی از آگهی‌ها که قیمت‌های DJ را اعلام کرده‌اند، در اغلب آنها قیمت DJهای زن 2 برابر مردان است و گویی زنان در این بخش گوی سبقت را از مردان ربوده‌اند و تبحر بیشتری دارند.

با یکی از این دفاتر تماس گرفتم و متوجه شدم در این صنف هم مانند دیگر اصناف، قیمت‌ها متغیر است و این دفتر می‌تواند بهترین منوی خود را با یک میلیون تومان اجرا کند. گروه 5 نفره متحدالشکل، DJ خانم، نیم‌ ساعت اجرای برنامه توسط محمود .ر یا امیر.کاز خواننده‌های زیرزمینی، اجزای تشکیل‌دهنده این برنامه است که گویا به خاطر درجه چندم بودن خواننده‌ها قیمت آن پایین است.

آدرس را تلفنی گرفتم تا دو هفته قبل از مراسم به دفتر آنها بروم و بازهم فیلم عروسی چند بخت‌برگشته از همه‌جا بی‌خبر را ببینم تا مطمئن شوم که کار خوبی اجرا خواهد شد یا نه، فارغ از اینکه فیلم خصوصی مردم را می‌بینم.

5 میلیون تومان؛ هزینه فیلمبرداری ویژه از مراسم عروسی

از قید پیگیری آگهی‌های این بخش گذشتم، زیرا آن‌چه می‌شنوم باورش کمی دشوار است. اما بخوانید ماجرایی باورنکردنی که در حاشیه برگزاری یک عروسی اتفاق افتاده است. با یک آشنا درباره این موضوع صحبت می‌کردم که به نکته عجیبی درباره مراسم عروسی یکی از آشنایانش اشاره کرد.

او به من گفت: یکی از آشنایان من مدتی قبل در کردان کرج مراسم عروسی فرزند خود را در باغ گرفته بود و به برخی از جوانان گفته بود که مسئولان باغ اجازه سرو مشروبات الکلی را نداده‌اند ولی اعلام کرده‌اند که می‌توانید بیرون از باغ مصرف کنید و بعد وارد شوید.

وی ادامه داد: وقتی وارد باغ شدیم متوجه شدم در بخش‌هایی از باغ که دید مناسبی به محل اصلی اجرای رقص ویژه و مختلط مراسم ندارند، تلویزیون‌های LCD قرار داده‌اند تا همه بتوانند هنرنمایی‌های انجام شده در وسط گود را ببینند. وقتی از یکی از نزدیکان داماد پرسیدم که چه‌قدر هزینه این تلویزیون‌ها شده است به من گفت بابت انجام فیلمبرداری با دوربین خاص از این مراسم فقط 5 میلیون تومان داده‌ایم.

قانون چه می گوید؟

پدرام پاک‌آیین مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره درج تبلیغات خواننده‌های زن در برخی از مطبوعات سراسری گفت: چنین مسئله‌ای را از 2 منظر می‌توان مورد بررسی قرار داد. یکی از منظر قانون مطبوعات و دیگری از نگاه رسالت مطبوعاتی که در هر 2 مورد، قانون مطبوعات حدود این مسئله را مشخص کرده است.

ممنوعیت اشاعه فحشا، منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی

وی خاطرنشان کرد: به لحاظ حدود قانونی بر اساس ماده 6 قانون مطبوعات، اشاعه فحشا، منکرات و مطالب خلاف عفت عمومی همچنین تحقیر و توهین به جنس زن یا تبلیغ تجملات نامشروع و غیرقانونی در مطبوعات ممنوع است.

مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد: اگر در تبلیغات مطبوعات مصادیقی خارج از حدودی که قانون برای آن مشخص شده مشاهده شود، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مطبوعات در این خصوص تذکر می‌دهد تا نسبت به اصلاح آن اقدام شود و چنانچه این موارد مصداق جرم مطبوعاتی باشد در هیئت نظارت بر مطبوعات مطرح و مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در صورت لزوم به دادگاه ارجاع می‌شود.

توقیف و ارجاع به دادگاه در صورت اثبات اشاعه فحشا توسط مطبوعات

پاک‌آیین با بیان اینکه تشخیص مصادیق اشاعه فحشا و منکرات نیاز به بررسی هیئت نظارت بر مطبوعات دارد، متذکر شد: اگر هیئت نظارت بر مطبوعات پس از بررسی، تشخیص داد که موردی از مصادیق اشاعه فحشا، منکرات و مخالف با عفت عمومی است بر حسب نوع، میزان تخلف و یا مجرمانه بودن ممکن است منجر به تذکر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و هیئت نظارت بر مطبوعات یا توقیف و معرفی به دادگاه شود.

وی یادآور شد: با ارجاع پرونده چنین مطبوعاتی به دادگاه، بر اساس موازین قانونی نسبت به جرم صورت گرفته، تصمیم‌گیری می‌شود.

لزوم پایبندی مطبوعات به رسالت مطبوعاتی

مدیرکل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با تأکید بر این نکته که غیر از حدودی که قانون برای مطبوعات مشخص کرده مطبوعات باید پایبند به رسالت مطبوعاتی خود نیز باشند، اظهار داشت: التزام مطبوعات به موازین شرعی در رعایت حدود قانونی خلاصه نمی‌شود بلکه قانون مطبوعات فراتر از ترسیم حد و مرزهای قانونی و دعوت به رعایت این حدود، رسالت‌هایی را برای مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی در نظر گرفته است.

پاک‌آئین خاطرنشان کرد: رسانه‌هایی که در نظام جمهوری اسلامی ایران منتشر می‌شوند، وظیفه روشنگری، رشد و ارتقاء فرهنگ اسلامی مردم را نیز بر عهده دارند لذا در بند «د» ماده 2 قانون مطبوعات تأکید شده که مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری و ترویج فرهنگ اسلامی همچنین گسترش فضائل اخلاقی از رسالت‌های ذاتی مطبوعات است.

وی در خاتمه تصریح کرد: قطعا مطبوعاتی که نسبت به رسالت مطبوعاتی خود پایبند هستند به نسبت مطبوعاتی که به این رسالت پایبندی ندارند در نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نحوه برخورد، اعطای یارانه و سایر تسهیلات ویژه مطبوعات یکسان نیستند.

باید منتظر نشست و دید مسئولان مربوط با این اتفاقات غیرقانونی که بدون هیچ نظارتی از انتشار آگهی در روزنامه گرفته تا برگزاری مراسم تا نیمه‌شب است، چگونه برخورد خواهند کرد

دیوار کوتاه چاق ها

چاق‌ها در بریتانیا مالیات می‌دهند

خبرگزاری فارس: نخست وزیر بریتانیا اعلام کرده که مالیات چاقی می تواند از افزایش هزینه های بهداشتی و کاهش امید به زندگی پیشگیری کند.

خبرگزاری فارس: 
چاق‌ها در بریتانیا مالیات می‌دهند

 برای من که جالب بود!

بدرود

بدرود...

رفیق روزهای بیقراری ام!

قرارمان اما

در حوالی قاف،

پشت آشیانه سیمرغ،

آنجاكه جز بال و پر سوخته

نشانی ندارد....

ایام شهادت صادقی تسلیت

قال الصادق (ع) :

مومن به اندازه ی کارهای خوبش آزمایش می شود  پس هر که دینش درست و کارش نیکو باشد بلایش سخت گردد چرا که خداوند عز و جل دنیا را نه برای پاداش مومن قرار داده و نه کیفری برای کافر و هرکس دینش سست و عملش ضعیف باشد بلایش اندک باشد . ( بحارالانوار ۶۷ )

نگاه ازاد

ـ نماز مرا غرض ز نماز آن بود که یک ساعت غم فراق تو را با تو زار بگذارم وگرنه این چه نمازی بود که من بی تو نشسته روی به محراب و دل به بازارم

آپاراتی دشمن

راننده آمبولانس بودم در خط حلبچه . یک روز با ماشین بدون زاپاس رفته بودم جلو شهید و مجروح بیاورم . دست بر قضا یکی از لاستیک ها پنچر شد . رفتم واحد بهداری و به یکی از برادران واحد گفتم : آپاراتی این نزدیکی ها نیست ؟ مکثی کرد و گفت : چرا چرا . پرسیدم کجا ؟ جواب داد : لاستیک را باز کن ببر آن طرف خاکریز ( منظورش محل استقرار نیروهای عراقی بود ) به یک دو راهی میرسی بعد دست چپ صد متر جلوتر سنگر فرماندهی است . برو آنجا بگو مرا فلانی فرستاده پسر خاله ات!! اگر احیانا قبول نکرد با همان لاستیک بکوب تو مغزش ملاحظه من را نکن.

مناجات

خدایا گناهانی را که از این بنده ی رو سیاه سر زده ببخش می دانستم و گناه کردم حرف زدم ولی خودم عمل نکردم دیگران را به راه راست هدایت کردم ولی خودم راه خلاف رفتم بدی دوستم را خواستم و حسادت کردم ؛ تهمت زدم ؛ غیبت کردم ؛ دروغ گفتم ؛ کار برای خودم کردم و خدا را فراموش کردم و در کارهایم خدارا در نظر نگرفتم از اینکه به پدر و مادرم احترام نگذاشته ام و حق الناس را ادا نکردم و حرف حق را گفتم و لی عملی نکردم و غرور داشتم ؛ تکبر داشتم ؛ خودم را از دیگران بالاتر می دانستم و به یاد فقیران نبودم و در موقع غذا خوردن به یاد گرسنگان نبودم و در بستر گرم خوابیدم و فراموش کردم کسانی را که در بیابانها می خوابند و به زیردستانم زور گفتم چنانچه باید از ولایت اطاعت کنم نکردم دوستان شهیدم را فراموش کردم و راه آنها را نرفتم به سراغ جانبازان و مجروهین نرفتم و دلبسته ی دنیا بودم و جنگ را فراموش کردم ؛ از اینکه به ناموس دیگران تجاوز کردند و من بفکر زندگی خودم بودم ؛ مسائل دینی را انجام ندادم ، نماز نخواندم ، روزه نگرفتم ، بلند بلند خندیدم و آخرت را فراموش کردم ؛ از بیت المال محافظت نکردم ، دیژران را مسخره کردم در حالی که خودم از همه مسخره تر بودم ؛ از اینکه چشمهایم گناه کرد و زبانم به سخن خوب باز نشد و پاهایم راه انحراف رفت .
خدایا یه خاطر همه ی این گناهانم مرا ببخش.....

دفاع مقدس

سی و یکمین سالروز هفته دفاع مقدس گرامی باد

سی و یک سال گذشت و ما هنوز از عشق این جوانان و دلیرمردان سیر نشده ایم و همچنان خواستار ادامه راه این عزیزان هستیم و خواهیم ماند چه زیباست این روز هایی که دوباره می خواهیم با این عزیزان تجدید میثاق کنیم و چه زیباست که هنوزم در میان خاک های ایران هنوزم گمنام هایی هستند که دارند از سرزمین پاک ایران دفاع می کنند اونهایی که رفتند یادشان بخیر و آنهایی که ماندند عمرشان طولانی باد من هم به نوبه خودم و از طرف دوست عزیزم این هفته را گرامی می داریم و امیدواریم همگی با هم در کنار یکدیگر دست در دست هم بگذاریم و ره روان اصلی و ادامه دهندگان خون ریخته این عزیزان جان بر کفان باشیم . سی و یک سال پیش در چنین روزی جوانانی مثل ما و شما از رویا ها و آرزو هایشان دل کنده و دل باخته های خاک وطن شدند و رفتند و رفتند تا به خواسته هایشان رسیدند امیدواریم این شهیدان بزرگوار فعالیت ما و شما دوستان رو قبول کنند و عشق ما رو یه سینه خودمان پس نزنند .


اصل تنزل تدریجی ساده ترین دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه   


 اصل تنزل تدریجی ساده ترین دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه  

می توان با توجه به یک اصل عقلایی، ولایت فقیه را تبیین کرد و آن این است که اگر امری برای عقلا مطلوب بود، ولی به دلایلی تحقق آن مشکل یا ناممکن گشت، به طور کلی دست از آن بر نمی دارند، بلکه مرتبه نازل تر آن را انجام می دهند و به تعبیر دیگر از اهم دست می کشند و به مهم می پردازند. آن ها در امور مهم نیز این درجه بندی را رعایت می کنند. اساسا درجه بندی اهمیت امور به همین منظور است که اگر به دلیل شرایطی امر درجه اول ناممکن یا مشکل شد، امر درجه دوم را جایگزین و بدل آن قرار دهند. این اصل عقلایی را «تنزل تدریجی » می نامیم که آن را اسلام نیز پذیرفته است. در فقه موارد فراوانی داریم که در آن ها این اصل اجرا شده است. برای توضیح این مطلب به دو مثال اکتفا می کنیم.

1- فرض کنید کسی قصد خواندن نماز را دارد. ایده آل آن است که نماز به حالت ایستاده خوانده شود، ولی اگر شخصی به لت بیماری قادر به خواندن نماز نباشد، آیا باید نماز را رها کند؟ همه فقها می گویند: هر مقدار از نماز را می تواند، ایستاده بخواند و هرگاه نتوانست نشسته بخواند. در مرتبه بعدی اگر شخصی نماز را نمی تواند ایستاده بخواند، دستور فقهی این است که نشسته بخواند و اگر نشسته هم نمی تواند، خوابیده بخواند.

2- اگر کسی چیزی را برای جهت خاصی وقف کرد، مثلا منافع باغی را وقف شمع حرم امام معصوم علیه السلام کرد، اکنون که شمعی وجود ندارد، منافع آن باغ را چه کنند؟ آیا می توان گفت چون مورد مصرف اولی منتفی است، این مال موقوفه را رها کنیم؟! یقینا چنین نیست. باید در نزدیک ترین مورد روشنایی مصرف کنیم، مثلا منافع آن باغ را هزینه برق نماییم، زیرا برق نزدیک ترین امر به شمع است. این را «تنزل تدریجی » می نامیم که اصطلاحا رعایت «الاهم فالاهم » نیز نامیده می شود.

بر اساس نظام عقیدتی اسلام، حاکمیت از آن خداست. از طرفی خدای متعال در اداره امور اجتماعی انسان ها دخالت مستقیم نمی کند و حاکمیت را به انبیا و امامان معصوم علیهم السلام واگذار کرده است. در موقعیتی که معصوم منصوب از سوی خدا، بر کارهای اجتماع حاکمیت ندارد چه باید کرد؟ آیا می توان گفت در چنین موقعیتی حکومت را رها کنیم؟! چنین سخنی مقبول نیست،زیرادرجای خودش ثابت شده است که اصل حکومت در هر جامعه ای ضرورت دارد.دراینجاست که ولایت فقیه را با استناد به اصل «تنزل تدریجی » ضروری می دانیم. فقیه جامع شرایط، بدیل امام معصوم علیه السلام است و در رتبه بعد از او قرار دارد. البته فاصله میان معصوم و فقیه عادل بسیار است ولی نزدیک ترین و شبیه ترین افراد به او در امر حکومت ظاهری بر مردم است.

حاصل آن که خدای متعال در مرتبه اول حاکمیت است، پس از او رسول الله صلی الله علیه و آله و سپس امامان معصوم علیهم السلام حاکم شرعی اند.

آیا پس از این، مرتبه چهارمی در حاکمیت وجود دارد؟

باید گفت: در زمان غیبت امام معصوم علیهم السلام، طبق دیدگاه شیعیان ولی فقیه مرتبه چهارم از حاکمیت را دارد، زیرا فقیه جامع الشرایط به امام معصوم نزدیک تر است. چون حاکم اسلامی باید واجد صفاتی مانند آگاهی به قوانین و مقررات اسلامی، آگاهی به مصالح اجتماعی، و صلاحیت اخلاقی که ضامن امانتداری و رعایت مصلحت عمومی است، باشد. در معصوم تمامی این شرایط وجود دارد، زیرا معصوم به دلیل عصمتش مرتکب هیچ تخلفی از قانون شرع نمی شود و به سبب علم غیبی که دارد به قوانین شرعی و مصالح جامعه کاملا آگاه است. فقیه جامع شرایط نیز باید همین شرایط را در رتبه نازل داشته باشد، تا حاکمیتش مشروع باشد. یعنی باید دارای ملکه فقاهت و اجتهاد باشد تا احکام اسلام را به خصوص در زمینه مسایل سیاسی و اجتماعی بهتر از دیگران بشناسد. و نیز باید دارای ملکه تقوی و عدالت باشد تا مصالح جامعه را فدای مصالح شخصی و گروهی نکند و هم چنین باید به مصالح سیاسی و اجتماعی و بین المللی آگاه باشد تا شیاطین نتوانند او را فریب دهند و از مسیر عدل و قسط منحرف کنند.

صدر

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش  


من نمی دانم حکمت کارهای خدا را ، شاید همان بهتر که نیستی، یا شاید همان بهتر که نباشی، آزمون های الهی سخت است هم برای من و هم برای تو و هم برای هر کس که ایمان دارد به این آزمون ها.

....

و لایجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی (سوره مائده، آیه8

حجاب

حجاب محدودیت است!/طراح:محمود صارمی


تا مشروط نشده ایم بیایید...  

آقای همیشه حاضر

دارد غیبت هایتان زیاد می شود!

دلتان می آید

ما مشروط شویم!؟

آن هم در درس انتظار

پس جان عزیزانتان بیایید

فقط ۱۲ نمره کم داریم...!

نسل ما...

 

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم 

کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند

ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه  

دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم 

توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم 

آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند 

آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند 

و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم  

شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم 

اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم 

 ما از آژیر قرمز می ترسیدیم 

ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی 

ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام  

ما چیپس نداشتیم که بخوریم  

حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم 

ما ویدیو نداشتیم 

ما ماهواره نداشتیم  

ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است  

ما خیلی قانع بودیم به خدا   

 صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی 

یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش زبان

زنها توي فیلمهای تلويزیون ما، توی خواب هم روسری سرشان می کردند 

حتی توی کتابهای علوم ما زنها هم باحجاب بودند

ما فکر می کردیم بابا مامانهایمان، ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند   

عاشق که می شدیم رویا می بافتیم، موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم 

جرات نداشتیم شماره بدهیم، مبادا گوشی را بابایمان بردارند 

ما خودمان خودمان را شناختیم 

بدنمان را، جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم 

هیچکس یادمان نداد

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل

نسلی که عشق و حالهایشان را توی «شهرنو»ها و کاباره های لاله زار کرده بودند  

و نسلی که دارد با «فارسی وان» و «من و تو» و «ایکس باکس» و «فیس بوک»

بزرگ می شوند  

و جالب كه هیچکدامشان ما را نمی شناسند و نمی فهمند

ما واقعاً نسل سوخته هستيم، انصافاً ...!

وداع مردم شیراز با ۲ تن از شهدای گمنام دفاع مقدس



من پیتزا نمی خورم

چون عباس بچه دزفول لنگ وام ازدواجش است

من پیتزا نمی خورم

چون حیدر جانباز شیمیایی جلوی بنیاد چادر زده

برای اینکه صاحب خانه جوابش

و کمیسیون پزشکی مدارکش را ناقص اعلام کرده

من پیتزا نمی خورم

چون افغانی ها به دختر ک معصوم ایرانی تجا.....

من پیتزا نمی خورم

چون میثم دارد بزرگ می شود و نمی داند پدرش کیست!؟

من پیتزا نمی خورم

چون در روستای علی آباد به جای آب غصه می خورند..

من پیتزا نمی خورم

چون نان سفره ما بوی نفت می دهد!

من پیتزا نمی خورم

چون ریحانه را به ارباب ۶۰ ساله! داده اند

من پیتزا نمی خورم

چون حیدر کارگر ۴۵ ساله شرکت ....هنوز ازدرد کمر می نالد

نه از کار زیاد ،از ضربه باطوم برادران شیعه

 به خاطر حقوقی که سه سال است نگرفته..

من پیتزا نمی خورم

چون اکبر کارگر ساختمانی برج نیما ۲ ماه است

خودش و زندگیش فلج شده برای اینکه بیمه نبوده !

من پیتزا نمی خورم

چون کبری خانم، مستاجر زیرزمین حسن آقا هر شب اشکنه می پزد

من پیتزا نمی خورم

چون حاج یونسی را می شناسم که هر شب پیتزا می خورد با طعم...؟

و دیوار خانه اش پر است از عکس های سواحل آنتالیا

جعبه های پیتزایش را هر شب جعفر، سپور محله با خود می برد

و صبح ها اضافه های نان باگت منزلش را،قنبر نمکی ۶۰ ساله!

من پیتزا نمی خورم

چون میلاد بچه معلول علی آقا

 دستش سهوا خورده بود به سمند حاج یونس

و فریاد:....پدر سگ فلج! را شنیده بودم

من پیتزا نمی خورم

چون حاج یونس سه شنبه ها مجلس دارد

با حضور فلان نماینده مجلس ...مدیر کل...فلان بازاری ....

ومی دانی شام سه شنبه هایشان چیست؟

....پیتزا با طعم شهدا!!

 

میرزا قلی خان اولین سفیر ایران در نیویورک به همراه همسرش

آخرين آمار بيماري ايدز در كشور اعلام شد

 

رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت گفت: براساس آمار جمع‌آوری شده از دانشگاه‌های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی، تا تاریخ اول تیرماه سال ۱۳۹۰ مجموعاً ۲۳ هزار و ۱۲۵ نفر افراد مبتلا به HIV/AIDS‌ در کشور شناسایی شدند.

به نقل از وبدا، عباس صداقت ضمن اعلام این خبر اظهار داشت: از این آمار، ۹۱،۵ درصد را مردان و ۸،۵ درصد را زنان تشکیل می‌دهند و تاکنون ۳۰۵۴ نفر مبتلا به ایدز شناسایی شده و ۴۳۱۱ نفر از افراد مبتلا فوت کرده‌اند.

وی افزود: ۴۶،۵ درصد از مبتلایان به HIV‌ در زمان ابتلا در گروه سنی ۳۴ تا ۲۵ سال قرار داشته‌اند که بالاترین نسبت در بین گروه‌های سنی را به خود اختصاص می‌دهند.

رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت گفت: علل ابتلا به HIV‌ در بین کل مواردی که از سال ۱۳۶۵ تاکنون در کشور به ثبت رسیده‌اند به ترتیب، تزریق با وسایل مشترک در مصرف‌کنندگان مواد (۶۹،۸ درصد)، رابطه جنسی (۱۰ درصد)، دریافت خون و فرآورده‌های خونی (۱،۱درصد) و انتقال از مادر به کودک (۰،۸ درصد) بوده است و راه انتقال در ۱۸،۳ درصد از این گروه نامشخص مانده است.

به گفته صداقت، در مقایسه این آمار با مواردی که ابتلا آنان در سال ۱۳۸۹ گزارش شده است، اعتیاد تزریقی ۶۶،۴ درصد، برقراری روابط جنسی ۲۱،۱ درصد و انتقال از مادر مبتلا به کودک ۲،۵ را تشکیل داده است. در ۱۰ درصد از موارد شناسایی شده در این سال راه انتقال نامشخص بوده و هیچ مورد جدید ابتلا از راه خون و فرآورده‌های خونی گزارش نشده است.

پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس

امروز با پیشرفت و درخشش کشور و تأثیر عمیق آن در بیداری عالم اسلام، بار دیگر ارزش مجاهدت فداکارانه شهیدان عزیز ما آشکار گشت. خدای حکیم و قدیر را سپاسگزاریم که خون شهیدان ما ضایع نگشت و این فداکاری‌ها جان تازه‌ای به امت اسلام بخشید.

به گزارش شیرازه به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مناسبت سی‌و‌یکمین سالروز گرامیداشت دفاع مقدس و در تجلیل از مقام شهدای افتخارآفرین و ایثارگران پیامی صادر فرمودند که به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

در نخستین روز هفته دفاع مقدس که یادآور مجاهدت عمومی و با شکوه ملت ایران در برابر کید و مکر دشمنان انقلاب و بدخواهان نظام جمهوری اسلامی است، نام و یاد شهیدان عالی‌ مقام و سرافراز را گرامی می‌دارم و برترین درجات بهشتی را برای آنان از خداوند متعال مسئلت می‌کنم.

همچنین سلام و احترام و ارادت قلبی خود به خاندان‌های شریف و ایثارگر آنان که صبر و با پایداری بی‌نظیر خود چهره ملت ایران را در تاریخ درخشان ساختند، تقدیم می‌کنم.

امروز با پیشرفت و درخشش کشور و تأثیر عمیق آن در بیداری عالم اسلام، بار دیگر ارزش مجاهدت فداکارانه شهیدان عزیز ما آشکار گشت. خدای حکیم و قدیر را سپاسگزاریم که خون شهیدان ما ضایع نگشت و این فداکاری‌ها جان تازه‌ای به امت اسلام بخشید.

همه باید خداوند متعال را بر الطاف آشکار و پنهانش شکر گوییم و دوام و افزایش آن را از درگاهش مسئلت کنیم و توفیق انجام وظیفه را از او بخواهیم. امید است قلب مقدس حضرت ولی عصر ارواحنافداه و روح مطهر شهیدان و امام بزرگوار از همه ما خشنود گردد.

والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
سیدعلی خامنه‌ای
31 شهریور 1390