نخستین جشنواره خبرنگاران تجربی فارس در استهبان برگزار شد

خبرنگاران خبرجنوب، عصرمردم و نيم‌نگاه برترين‌هاي جشنواره نطق قلم

نخستین جشنواره خبرنگاران تجربی فارس در استهبان برگزار شد

اولين جشنواره خبرنگاران تجربي استان فارس با عنوان نطق قلم با معرفي برترين‌هاي خود به كارش پايان داد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) منطقه فارس، مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد استان فارس عصر روز دوشنبه در اين اختتاميه اين جشنواره گفت: در اين دوره 300 اثر به دبيرخانه ارسال شده بود كه از اين ميان تعدادي به‌عنوان برتر انتخاب شدند كه معرفي مي‌شوند.

احمد همتي‌بوشهري افزود: بخش ویژه اين جشنواره پیامبر اسلام بود که به‌عنوان پاسخی برای بی تدبیری دشمنان در اين برنامه گنجانده شده است.

وي با بيان اينكه جشنواره نطق قلم توسط انجمن خبرنگاران و اداره ارشاد استهبان برگزار شد، گفت: هدف بسط و گسترش خبر و خبرنگاری در استان و همچنین کشف و معرفی استعدادهای ناب و جوان بود و نوآوری و خلاقیت در ارائه خبر و نوع خبر نیز از دیگر اولویت‌های این جشنواره بود.

جانشين سردبير روزنامه خبرجنوب نيز گفت: برگزاری چنین جشنواره ای در استان کار جدیدی است و می تواند برای شهرستان های دیگر هم الگو باشد.

محمد‌تقي زرین‌چنگ با تاكيد بر لزوم برگزاري دوره‌هاي آموزشي براي همه گروه‌ها و افراد فعال در سطح رسانه‌ها، اجراي دوره‌هاي كوتاه مدت را لازم برشمرد اما كافي ندانست.

زرين‌چنگ اضافه كرد: خبرنگاری استعداد می خواهد و باید با شخصیت آن فرد سازگاری داشته باشد چون در این جشنواره هم کارگاه آموزشی بود و هم تجلیل و جشنواره اگر به مدت یک هفته آموزش را ادامه می دادند بهتر بود.

به گزارش ايسنا در اين جشنواره كه بالغ بر 100 خبرنگار آثار خود را به دبيرخانه آن ارسال كرده بودند، 4 نفر به‌عنوان نفرات برتر برگزيده شدند.

جعفرزاده از روزنامه خبر جنوب مقام اول، احمد‌رضا سهرابی از روزنامه عصر مردم مقام دوم و علی شاهسون از روزنامه نیم نگاه مقام سوم را به خود اختصاص دادند و در موضوع آزاد نيز حسن دهقان از روزنامه خبرجنوب به‌عنوان برتر انتخاب شد.

پاسخ مدیرمسؤول ماهنامه مدیریت ارتباطات به محسن هاشمی

پاسخ مدیرمسؤول ماهنامه مدیریت ارتباطات به محسن هاشمی:
مدیرمسؤول ماهنامه مدیریت ارتباطات در پاسخ به انتقادات محسن هاشمی نسبت به انتشار مصاحبه عفت مرعشی، تاکید کرده که همه موارد حرفه‌ای تایید مصاحبه انجام شده و مصاحبه قبل از انتشار توسط فاطمه هاشمی تایید شده‌است.
به گزارش مشرق، امیر عباس تقی پور، صاحب امتیاز و مدیرمسؤول این ماهنامه در توضیحی در وبلاگش نوشت: انجام این گفت و گو به حدود 4 ماه پیش برمی گردد، نه 8 ماه.

پس از انتشار گفت و گوی ماهنامه مدیریت ارتباطات- شماره ۳۱ آذرماه ۹۱- با خانم عفت مرعشی همسر آیت الله هاشمی رفسنجانی٬ فرزند وی محسن هاشمی در بخشی از گفت‌و‌گوی خود با سایت خبری ندای انقلاب٬ گفته است که: «این مصاحبه متعلق به 8 ماه گذشته است و دلیل اینکه به تازگی منتشر شده را نمیدانم. این کار از نظر بنده بسیار غیر حرفه ای و عجیب است، مصاحبه ای بعد از ۸ماه منتشر شود! و من خودم مخالف این مصاحبه ها هستم.»

تقی‌پور نوشته: اگر عبارت غیر حرفه ای و عجیب، به نقل از آقای محسن هاشمی در مورد مصاحبه اخیر ماهنامه مدیریت ارتباطات با مادر گرامی ایشان که در سایت خبری ندای انقلاب منتشر و همچون اصل مصاحبه بازتاب زیادی در سایر رسانه‌ها پیدا کرده نیامده بود نوشتن این توضیح را ضروری نمی دانستم اما با توجه به رویکرد حرفه ای و اخلاقی ماهنامه به منظور آگاهی مخاطبان محترم اعلام می‌دارد:
۱- در ابتدای مصاحبه انتشار یافته در ماهنامه، اشاره شده است که این مصاحبه مربوط به ماه مبارک رمضان است. اگر بخواهم تاریخ دقیق آنرا ذکر کنم گفت و گو در تاریخ ۹ مرداد ماه ۹۱ و اتفاقاْ در دفتر آقای محسن هاشمی و در حضور خواهر ایشان یعنی خانم فائزه هاشمی انجام شده است. آنطور هم که فائزه خانم نقل کرد حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی هم با انجام مصاحبه موافق بودند. بنابراین گفت و گو به حدود 4 ماه پیش برمی گردد و نه 8 ماه.

۲- آقای محسن هاشمی قبل از آغاز مصاحبه تأکید داشت که پرسش ها از سوی ماهنامه کتبی ارائه٬ و پاسخ ها هم در زمان مقتضی٬ کتبی دریافت شود که بنده اعلام کردم این روش برخلاف رویه ماهنامه در انجام گفت و گوهای اول خود است و ممکن نیست. در نهایت با اعلام نظر از سوی خانم فائزه هاشمی و پذیرش خانم مرعشی٬ آقای محسن هاشمی و بنده، مقرر شد مصاحبه قبل از انتشار به تأئید وی (فائره خانم) برسد. البته بنده اعلام کردم خبر انجام این گفت و گو و حاشیه ای از آن را بر روی وبلاگ خود منتشر می کنم.

۳- در تاریخ ۱۶ مرداد خبر انجام مصاحبه و حاشیه کوتاهی که در وبلاگ بنده منتشر شد بازتاب بسیار وسیعی پیدا کرد.

۴- چند روز بعد خانم فائزه هاشمی تماس گرفت و گلایه کرد که قرار بود مصاحبه را تأئید کنیم و بعد منتشر شود. برای ایشان یادآوری کردم که این بخش٬ همان حاشیه ای است که گفته بودم و اصل مصاحبه را بعد از تأئید شما در ماهنامه چاپ خواهیم کرد. البته این را هم گفتم که حتی این حاشیه را برای اخذ نظر، برایتان ایمیل کرده بودم اما چون پاسخی دریافت نکردم بر روی وبلاگ قرار دادم.

۵- حدود یک ماه پیش یکی از همکاران که زحمت هماهنگی این مصاحبه را هم کشیده بود زنگ زد و گفت خانم فائزه هاشمی از زندان پیغام داده است که مصاحبه را قبل از چاپ به تأئید فاطمه خانم برسانید.

6- تنها چند روز قبل از ارسال ماهنامه مدیریت ارتباطات آذرماه به چاپخانه، متن مصاحبه برای فاطمه خانم هاشمی ارسال شد که ایشان با اعمال تغییرات بسیار جزئی، نظرات خود را اعلام و عیناً به هنگام چاپ، رعایت شد.

امیر عباس تقی پور در پایان نیز نوشته است: همانگونه که شرح رفت، تمام اصول اخلاقی و حرفه ای در انتشار این مصاحبه رعایت شده است. حالا قضاوت با سخنان آقای محسن هاشمی با شما.

ویزه

 محرم امسال شاهد یکی از باشکوه ترین مراسم های عزاداری و ابراز ارادت به سالار شهیدان و یاران با وفایش در سراسر کشور بودیم. تنها در شهر تهران 17840 هیات، تکیه ، مسجد و حسینیه به اقامه عزا پرداختند که به گفته کارشناسان این حضور و شور بی سابقه بوده است.

*شنیده ایم در هفته گذشته علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی جهت اعلام حمایت مردم ایران از مقاومت فلسطین قصد سفر به نوار غزه را داشت که با مخالفت مقامات مصری این سفر انجام نپذیرفت.

- کمیسیون امنیت ملی درخواست سفر به مصر را مطرح کرده است

به دنبال درج خبر مخالفت مصر با سفر لاریجانی به غزه روابط عمومی مجلس شورای اسلامی در بیانیه ای اعلام کرد: ضمن تاکید بر حمایت همه جانبه ریاست و نمایندگان مجلس شورای اسلامی از مقاومت سرافرازانه ملت فلسطین که همواره و به شیوه‌های مختلف اظهار و ابراز گردیده و آن را افتخاری بزرگ برای خود می‌دانند به اطلاع می‌رساند، به دنبال اتفاقات اخیر در این منطقه و تشدید جنایات صهیونیست‌ها هیچ‌گونه درخواستی از مقامات مصری مبنی بر سفر "علی لاریجانی" رئیس مجلس به نوار غزه صورت نپذیرفته و تنها کمیته روابط خارجی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس این درخواست و تقاضا را مطرح کرده است و همچنین تعدادی نمایندگان از طرف سایر نمایندگان به این منطقه سفر می‌کنند.

*تیمی از اعضای مجمع روحانیون ماموریت یافته اند تا با کاندیداهای جبهه اصلاحات از جمله محمدرضا عارف، محمد شریعتمداری، مهر علیزاده، کواکبیان و اسحاق جهانگیری دیدار و مذاکره داشته و آنها را از کاندیداتوری منصرف نمایند. مجمع روحانیون بصورت چراغ خاموش تلاش می کند محمد خاتمی را به عنوان گزینه نهایی اصلاح طلبان برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی نماید.

*محمد سعیدی کیا که خود را برای رقابت های انتخاباتی آماده می کند به چهار استان قم، گیلان، مازندران و گلستان سفر کرده و با شخصیت های مذهبی ، سیاسی و نخبگان این استان ها دیدارهایی را انجام داده است.

*محمد خاتمی که به شدت نگران رد صلاحیت خود در انتخابات ریاست جمهوری است نسبت به انتشار عکس، خبر، سخنرانی ، یادداشت و تحلیل درباره شخص خود در رسانه ها اظهار رضایت کرده است. به اعتقاد خاتمی در صورتی که این روند ادامه پیدا کند رد صلاحیت وی برای نظام مشکل ساز می شود. خاتمی می خواهد بدون پرداخت هرگونه هزینه و عذرخواهی از مواضع خود در فتنه 88 به عرصه سیاسی بازگردد.

*برخی نمایندگان از تنظیم نامه ای خبر می دهند که در آن از علی لاریجانی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری دعوت به عمل آمده است. پیش بینی می شود این نامه با امضای حداقل 150 نماینده که اکثر آنها از اعضای فراکسیون رهروان ولایت هستند منتشر شود.

*یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری که در یکی از مراکز استراتژیک کشور مسئولیت دارد اخیرا به مدیران خود گفته در صورتی که در انتخابات آینده از وی حمایت نمی کنند این مرکز را ترک نمایند. برخی مدیران این مرکز را ترک کرده و با کاندیدای رقیب وی همکاری خود را آغاز کرده اند.

*محمد خاتمی کمیته های پنج گانه ای را در حوزه های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و بین الملل راه اندازی کرده تا آخرین گزارش ها و تحلیل ها را دریافت نماید. از یونسی، ربیعی، موسوی لاری، نجفی و صادق خرازی به عنوان مسوولان این کمیته ها نام برده می شود.

* کنگره ای با عنوان" ملیت های ایران فدرال" و با هدف از میان برداشتن مرزها میان گروه های اپوزیسیون ایرانی در پاریس برگزار شده است. یکی از مصوبات این کنگره که تحت نظارت سرویس امنیتی فرانسه برگزار شد ضربه زدن به منابع و مراکز توزیع انرژی ایران از جمله خطوط نفت و گاز بود که بخشی از این ماموریت به گروه های خلق عرب واگذار شد.

*یکی از راهبردهای اصلاح طلبان افراطی اجرای پروژه"مهره سوزی" است. بر اساس این پروژه، تیمی ماموریت یافته است گزینه های معتدل اصلاح طلب همچون عارف، شریعتمداری و جهانگیری به شدت تخریب شوند تا مسیر برای به میدان آوردن عناصر مطلوب آنها فراهم آید.

*منابع رسمی از ذخیره مطلوب کالاهای اساسی همچون گوشت و گندم و روغن در کشور خبر می دهند. به اعتقاد کارشناسان اقتصادی برخی کمبودهای نقطه ای مواد غذایی در کشور ناشی از مشکلات توزیع است و سیلوها و سردخانه ها از ذخیره خوبی برخوردارند.

*محمد خاتمی نسبت به نقل برخی سخنان تند و افراطی به نقل از وی در برخی رسانه ها شدیدا اعتراض کرده است. وی در نامه نگاری هایی اعلام کرده تمام حرف ها و مواضع من مشخص است اما عده ای تندرو در صددند نگذارند جریان اصلاحات به داخل نظام بازگردد.

*سخنان اخیر موسوی خوئینی ها در جمع گروهی از دانشجویان که تکرار شعارهای فتنه 88 بود، با اعتراض برخی اعضای مجمع روحانیون، بنیاد باران و استانداران دوران اصلاحات مواجه شده است. این افراد با ارسال نامه ای خطاب به خوئینی ها اتخاذ چنین مواضعی را تیر خلاص برای بازگشت اصلاح طلبان به قدرت دانسته و از وی خواستند در فعالیت های سیاسی اش از تک روی پرهیز نموده و خود را تابع تصمیمات حزبی و تشکیلاتی بداند.

*برخی کارشناسان اقتصادی دولت معتقدند با ادامه تمهیدات و برنامه های بانک مرکزی تا پایان سال می توان قیمت دلار را به 1800 تومان رساند. پس از کاهش نسبی قیمت سکه و دلار در بازار، برخی افراد که نگران کاهش قیمت ها هستند اقدام به عرضه دلار و سکه ذخیره شده به بازار کرده اند که در صورت عرضه یک چهارم دلار ذخیره شده ، حدود 5 میلیارد دلار به بازار ارز عرضه خواهد شد و قیمت ها کاهش بیشتری خواهند یافت.

*شنیده ایم که یکی از بزرگترین وارد کنندگان خودرو های لوکس خارجی مبلغ 116 میلیارد تومان جریمه شده است. وی جزو سه وارد کننده بزرگ خودرو خارجی است.

*رئیس یکی از مراکز پژوهشی صداو سیما در سال 90 مدت 5 ماه را به بهانه هایی چون کاندیداتوری مجلس در محل کار خود حاضر نبوده که با نظر ضرغامی دستور پیگیری و برخورد با این موضوع صادر شده است.

*دولت طرح اعطای تسهیلات 14 هزار میلیارد تومانی را به واحدهای صنعتی و کشاورزی در دستور کار قرار داده است. بر اساس این طرح وام واحدهای صنعتی 16 درصدی و واحدهای کشاورزی 13 درصدی خواهد بود.

*شبکه بی بی سی در صدد است شبکه ای از هنرمندان را در داخل کشور ساماندهی کند تا در برهه هایی چون انتخابات آنها را به میدان آورد. مسوولان این شبکه اخیرا قراردادی به مبلغ 150 میلیون با یک پیکر تراش داخل کشور به نام علاء الدین منعقد کرده اند تا وی تندیسی از وضعیت نابسامان اقتصادی کشور را برای آنان بسازد.

*آمریکا و انگلیس طرح تاسیس کشوری به نام "بدخشان بزرگ" را در دستور کار قرار داده اند. بر این اساس مناطقی از بدخشان تاجیکستان، نورستان افغانستان، چترال پاکستان و سین کیانگ چین، کشور بزرگ بدخشان را با هدف فشار بر روسیه و چین تشکیل می دهند. پادشاه این کشور آقاخان چهارم رئیس فرقه اسماعیلیان نزاری خواهد بود که در لندن زندگی می کند و القاب و نشانه های متعددی از ملکه و دربار به خاطر خدماتش به بریتانیا دریافت کرده است.فرقه های بهاییت، وهابیت و اسماعیلیه توسط دولت انگلیس در خاورمیانه تاسیس شده اند.

دکتر رجبي دواني مطرح کرد:

دکتر رجبي دواني مطرح کرد:
بعد از آن صلح سخت امام حسن (ع) که معاويه لعنت‌الله عليه بر عالم اسلام مستولي شد، عبدالله بن جعفر دچار ترديد است و مشکل دارد و به ملاقات معاويه مي‌رود و از او پول دريافت مي‌کند و به خواست او اسم نحس معاويه را بر يکي از بچه‌هايش که از همسر ديگرش غير از حضرت زينب بود مي‌گذارد!
به گزارش مشرق به نقل از شهر, استاد دانشگاه و محقق تاريخ اسلام در سخناني به تبيين حقايق و تحريفات واقعه عاشورا و تحليل برخي وقايع امروز پرداخت.
دکتر محمد حسين رجبي دواني استاد دانشگاه و محقق تاريخ اسلام در جلسه هفتگي انصارحزب‌الله که چندي قبل برگزار شد، به تبيين آموزه‌هاي عاشورا و قيام اباعبدالله‌الحسين عليه‌السلام پرداخت که خلاصه‌اي از سخنان وي در ادامه مي‌آيد.

آثار بي‌بصيرتي و فقدان تحليل درست

انسان اگر از بصيرت تهي و فاقد قدرت تحليل باشد و چنان غبار جهل بر فکرش سايه افکنده باشد، چه بسا از حادثه عاشورا نتيجه عکس بگيرد. در جريان فتنه‌اي که به لطف خداوند و عبرت مردم از سر مملکت عبور کرد و ناکام ماند، چه بسا برخي که داراي سوابق خوب و ارزشي و حتي جبهه‌اي هم بودند، دچار عدم بصيرتي شدند که نظام و ولايت را در جايگاه باطل قرار داده‌ بودند و سران فتنه را نعوذ بالله همچون امام حسين و اميرالمومنين عليهما‌السلام مظلوم دريافته بودند. يعني فقدان بصيرت در آدمي منجر به چنين انحطاطي نيز مي‌شود؛ اما براي انسان هوشمند و هوشيار و بصير به خوبي روشن است که وضعيت چگونه است و از واقعه کربلا درس ها و آموزه‌هايي را مي‌تواند بگيرد.

در فاجعه کربلا مسئله مهمي که امروز هم براي ما بسيار مطرح است، بحث عدم معرفت به ولايت و عدم ولايتمداري مردم زمانه بود. البته نمي‌خواهم به اکثريت مردم آن موقع بپردازم که شيعه نبودند. چنانکه بخش اعظم کساني که امام حسين (ع) را به کوفه دعوت کردند، غيرشيعه بودند، منتها بين انتخاب فرزند پيامبر(ص) با آن فضايل و کمالات به عنوان رهبر يا پذيرفتن فرزند احزاب و طلقا باآن مفاسد و رذايل عقل سليم حکم مي‌‌کرد که فرزند پيامبر اصلح است. چرا بايد به حاکميت فاسق و نابکاري مثل يزيد تن بدهند؟

اکثريت قاطع غيرشيعه بودند که نامه نوشتند و امام (ع) را به کوفه دعوت کردند. آن موقع در کوفه اقليت کوچکي شيعه بودند. اين جفاي بزرگي به شيعيان است که دشمنان مي‌گويند اين شيعه‌هاي کوفه بودند که به علي (ع) خيانت کردند و او را ياري نکردند. خوارج هم از شيعه پديد آمدند و همانان علي (ع) اول مومن به پيامبر (ص) را کافر قلمداد کرده و کشتند. همين‌ها امام حسن (ع) را رها کردند که مجبور به صلح شد. همين شيعيان امام حسين (ع) را به کوفه دعوت کردند و به ياري او برنخاستند؛ بلکه او را کشتند، حالا هم براي ايشان عزاداري مي‌کنند!

اکثريت اهل کوفه غيرشيعه بودند

اين مطلبي است که توسط دشمنان در طول تاريخ به ما منتسب مي‌کردند. اين جفاي بزرگي است چرا که اکثريت قاطع کوفه در آن زمان غيرشيعه بودند. اقليتي محدود شيعه بودند که البته همين اقليت در جاهاي ديگر وجود نداشتند. نه در مدينه ، نه در مکه و نه در بصره. باز چشم اميد اهل‌بيت (ع) به همين اقليت در کوفه بود و هرگز شيعه به جنگ امام نيامد. ممکن است کوتاهي کرده باشد و به ياري امام حسين نيامده باشد؛ اما هرگز به روي امام سلاح نکشيد. به طوري که يک نفر از جانيان کربلا سابقه تشيع ندارد. اگر شيعيان کوفه به وظيفه خويش عمل کرده بودند و به موقع وارد عمل شده بودند با همه محدود بودن آنها در کوفه، اوضاع و احوال به گونه‌اي ديگر رقم مي‌خورد.

مشکل اين بود که چه شيعيان کوفه و چه شيعياني که از بيت ولايت هم بودند، معرفت کافي به جايگاه ولايت نداشتند و مشکل اساسي اين بود. امام حسين (ع) نه تنها با اکثريت که فهم مسئله ولايت را نداشتند، مشکل داشت؛ بلکه با شيعياني که جايگاه ولايت را به درستي درک نکرده بودند هم مشکل داشت.

به عنوان نمونه عبدالله بن جعفر پسر عموي حسين (ع) و فرزند شهيد و برادرزاده اميرالمومنين (ع) است و از طرفي همسر حضرت زينب (س) بود و علاقه شديدي به امام حسين (ع) داشت؛ ولي درک درستي از ولايت ندارد. وي در زمان اميرالمومنين (ع) چند بار حرف هاي خودش را به‌ آن حضرت تحميل مي‌کند! اگر فهم درستي از ولايت داشت، چنين نمي‌کرد. ولايتمداري که خود را تابع محض مولايش مي‌داند به خود جرئت نمي‌دهد که در برابر مقام ولايت، به خصوص کسي که در جايگاه عصمت است عرض اندام کند.

بعد از آن صلح سخت امام حسن (ع) که معاويه لعنت‌الله عليه بر عالم اسلام مستولي شد، عبدالله بن جعفر دچار ترديد است و مشکل دارد و به ملاقات معاويه مي‌رود و از او پول دريافت مي‌کند و به خواست او اسم نحس معاويه را بر يکي از بچه‌هايش که از همسر ديگرش غير از حضرت زينب بود مي‌گذارد!

کسي که اينجاها مي‌لغزد، وقتي که امام حسين (ع) به کربلا مي‌رود، همراه او نيست و بر خودش جرئت مي‌دهد که براي امام تعيين تکليف ‌کند که آقا به سمت کوفه نرو، من براي شما امان‌نامه آورده‌ام که اين کار را کرد و از حاکم مکه آقاي عمر بن سعيد اين امان‌نامه را خدمت امام آورد (!) مگر تکليف امام حفظ جانش است؟ تکليف او ايثار جان در برابر وضعي است که اسلام را نابود مي‌کند.

منتها او نمي‌فهميد و فکر مي‌کرد اگر امام جانش را نجات داد، همه چيز درست مي‌شود و لذا همراه امام نيست. اين توجيه است که بعضي مي‌گويند عبدالله از چشم نابينا بوده و ناتوان بود که در کربلا نبوده است. متاسفانه برخي بزرگان هم مي‌گويند که عبدالله بن جعفر و محمد بن حنفيه نمي‌دانستند که کار امام حسين(ع) به کجا مي‌انجامد؛ وگرنه حتما به کربلا مي‌رفتند که اين به نظر من توجيهي بيش نيست. اگر اعتقاد به امامت و ولايت به آن بزرگوار دارند، امامي که در معرض خطر است را نبايد يک لحظه هم رهايش کرد. مگر بقيه شهداي کربلا آخر خط را مي‌دانستند؟ آنها در درجه‌اي از ولايتمداري بودند که مي‌دانستند امام زمان را نبايد رها کرد ولي اينها کم آ‌ورده بودند.

نتيجه نداشتن درک صحيح از ولايت

محمد حنفيه فرزند اميرالمومنين (ع) و بزرگ شده در بيت ولايت بود؛ اما درک درستي از ولايت نداشت، لذا در صفين به اميرالمومنين (ع) اعتراض مي‌کند که چرا مرا چند بار به کام دشمن فرستادي؛ ولي حسن و حسين عليهما‌السلام که برادران من هستند را به ميدان جنگ نفرستادي که اميرالمومنين (ع) فرمود: تو فرزند من هستي؛ ولي اينها فرزندان پيامبر هستند. آيا خوش داري که با رفتن به ميدان، خطري متوجه آنها شود و نسل پيامبر از بين برود؟

اينجا بود که شرمنده شد و قبول کرد. محمد حنفيه هم به امام حسين (ع) مي‌گويد به طرف مرزها و سمت يمن برو، يعني اينکه من از شما بهتر مي‌فهمم! و اين يعني عدم ولايتمداري.

در جريان فتنه هم برخي کساني که با مقام ولايت از نزديک حشر و نشر داشتند و سال ها با ايشان رفاقت داشتند - کسي که ما آروز داشتيم حتي يک روز در محضر ايشان باشيم تا از او بهره‌مند شويم - معرفت به ولايت ندارند و نامه به رهبري مي‌دهند و او را تهديد هم مي‌کنند و تهديد را عملي هم مي‌کنند يا فرد ديگري که پاي امضايش مي‌آورد سرباز کوچک ولايت. او اصلا نفهميده که ولايت يعني چه؟ چرا که اگر سرباز ولايت بود، بايد مطيع محض مقام معظم ولايت باشد که وقتي ايشان به نتيجه انتخابات صحه گذاشت، حق نداري برگردي بگويي من فلان ميليون راي داشتم و اينها را براي من نخوانده‌اند. اين به معني رد ولايت است؛ هر چقدر هم از ولايت دم زده شود.

اگر خداوند به ما بصيرت کافي عنايت نفرمايد و به دنبال آن هم نباشيم، خيلي در معرض لغزش خواهيم بود.

سليمان بن صرد خزاعي يک شيعه برجسته‌اي است که از نظر پايگاه اجتماعي خيلي بالاتر از حبيب ابن مظاهر است و حبيب از نظر پايگاه و جايگاه اجتماعي از او در مقام پايين‌تري بود. سليمان اين قدر روشن‌بيني دارد که وقتي خبر مرگ معاويه و روي کار آمدن يزيد را مي‌شنود و متوجه مي‌شود امام حسين (ع) به عنوان اعتراض رفته و در مکه مقيم شده و بيعت نمي‌کند، اول بار اوست که جلسه‌اي در خانه‌اش تشکيل مي‌دهد و به عنوان بزرگ شيعه کوفه دعوت کند که جمع شوند از جمله حبيب ابن مظاهر، مسلم ابن عوسجه و کسان ديگر هم هستند.

سليمان آنجا مي‌گويد که آيا شما شنيده‌ايد طاغوت بني‌اميه از بين رفته و فرزند نابکارش قدرت را به دست گرفته و نواده رسول خدا (ص) برابر او ايستاده و حاضر به بيعت نشده است؟ اگر مرد ميدان هستيد و از جانتان مايه مي‌گذاريد، نامه‌اي بنويسيم و او را دعوت کنيم بيايد تا ما با ياري او باطل را از بين ببريم و حق را حاکم کرده و از اين ذلّت در حکومت بني‌اميه نجات پيدا کنيم. وي به قدري محکم صحبت نمود و وظيفه شرعي را تبيين کرد که همه سخنان او را تاييد کردند و نامه نوشتند.

اين نخستين نامه بود که به امام حسين (ع) نوشته مي‌شد و اول امضا هم مربوط به سليمان بن صرد است و پايين نامه را حبيب ابن مظاهر امضا کرده و اين نامه براي امام حسين (ع) ارسال شد. کار سليمان به سرعت مورد استقبال و تقليد ديگران قرار گرفت و موج نامه‌نگاري خدمت امام شروع شد و از شيعه شروع و به اکثريت سني هم کشيده شد. حتي آن اواخر به قدري موج قوي‌تر شد که کساني هم که معروف به هواداري بني‌اميه بودند، ديدند اگر نامه ننويسند فردا بي‌حيثيت خواهند شد، لذا آنان هم امثال شبث ابن ربعي و قيس ابن اشعث و عمرو ابن حجاج نامه نوشتند که اينها بعدا در فاجعه کربلا نقش ايفا کردند.

ولايتمداري؛ عقب ماندن يا تبعيت محض از امام

منتها همين سليمان در ولايتمداري مشکل داشت. او در زمان اميرالمومنين (ع) يک جا از امامت و ولايت عقب مانده و دچار ترديد مي‌شود، لذا وقتي جنگي را ناکثين راه‌ مي‌اندازند و فتنه جمل به پا مي‌شود او به ترديد مي‌افتد که آيا مي‌شود به جنگ همسر پيامبر رفت؟ لذا به ياري اميرالمومنين(ع) نيامد!

البته خيلي‌ها نيامدند ولي او که شيعه بود، انتظار بيشتري از او مي‌رفت.

علي (ع) پس از خاتمه جنگ جمل وقتي به کوفه آمد و سليمان به استقبال او رفت، به سليمان پرخاش کرد و فرمود: چه چيزي تو را از ياري اهل‌بيت پيامبر (ص) بازداشت؟ البته سليمان توجيه کرد و حضرت توجيه او را قابل قبول ندانست و رد کرد. لذا او به نزد امام حسن (ع) رفت و گله کرد که چرا اميرالمومنين (ع) با او اين‌گونه برخورد کرده است.

امام حسن (ع) فرمود: چون شيعه بودي به تو اعتراض کرد، خيلي‌هاي ديگر هم نيامدند؛ تو چرا امامت را ياري نکردي؟ سليمان قول داد که جبران کند و الحق در جنگ صفين جبران کرد؛ ولي بعد که همين امام مجتبي (ع) صلح کرد، آنجا باز از امام عقب افتاد و به امام زمان خودش توهين ‌کرد و نعوذ بالله او را مذّل المومنين ‌خواند (!)

لذا اگر ولايتمدار محض بود آنجا يعني در جنگ جمل هم بايد مطيع مي‌بود و اينجا که امام حسن (ع) صلح مي‌کند؛ گرچه تلخ و دردناک است، بايد مي‌پذيرفت. لذا همين سليمان با عده ديگر که ولايت را درست نفهميده بودند همان زمان خدمت امام حسين (ع) مي‌روند و فکر مي‌کردند منطق ايشان با امام حسن (ع) متفاوت است و به ايشان عرض مي‌کنند که اگر شما در مقابل معاويه بايستي ما با شما همراه هستيم (يعني صلح امام حسن را قبول نمي‌کنيم).

امام حسين عليه‌السلام فرمود: اين چه حرفي است؟ آن بزرگوار هم امام من و هم امام شماست. بايد از او اطاعت کنيد و حق هم همان است. اينها باز هم نمي‌فهميدند. بعد از شهادت امام حسن (ع) فکر کردند مواضع امام حسين (ع) متفاوت خواهد بود، دوباره به امام نامه نوشتند و شهادت امام مجتبي (ع) را تسليت گفتند و گفتند حالا اگر قصد قيام داريد ما با شما هستيم.

حضرت فرمودند: خير، شرايط همان است که براي امام مجتبي (ع) بود. در بخش اعظم دوره امامت اباعبدالله که با معاويه معاصر بود ايشان همچون برادر عمل کرد ولي بعد از هلاکت معاويه و روي کار آمدن يزيد اوضاع عوض مي‌شود که تکليف ايشان هم تغيير مي‌يابد. اگر امام حسن (ع) هم بود و معاويه از بين مي‌رفت و يزيد روي کار مي‌آمد همان کاري که امام حسين (ع) کرد، امام حسن نيز مي‌کرد و در اين شکي نيست.

ولايتمدار بايد اين طوري بفهمد، در حالي که سليمان اين‌گونه نبود. همين آقايي که در زمان امام حسن (ع) تند مي‌شود و به امام زمانش توهين مي‌کند که چرا صلح را پذيرفتي، وقتي که امام حسين (ع) حرکت مي‌کند و پيش از آن که به کوفه برسد و عبيدالله کوفه را گرفته است، کم مي‌آورد و جا مي‌زند و لذا مي‌بينيم که حکومت نظامي اعلام شده در کوفه را بهانه مي‌کند و به طرف کربلا نمي‌‌رود. چطور حبيب ابن مظاهر و عبدالله ابن وهب با مادر پير و همسرش رفت، تو نمي‌توانستي بروي؟!

اهميت فوق‌العاده شکار لحظه‌ها

لذا خودش هم فهميد که اين توجيه در پيشگاه‌الهي قابل قبول نيست و حرکت توابين را پديد آورد؛ ولي چه فايده؟ کشته شد؛ ولي به فرموده مقام معظم رهبري، شکار لحظه‌ها نکرد و آن لحظه لازم و به موقع نيامد به وظيفه‌اش عمل کند و موقعي آمد که ديگر چندان فايده‌اي نداشت. اگر سليمان بن صرد با آن تعدادي که همراهش قيام کردند به موقع وارد عمل شده بودند، قضايا به گونه‌اي ديگر رقم مي‌خورد و يزيد از بين رفته بود.

72 نفر از صبح تا عصر روز عاشورا چند هزار نفر را معطل خودشان کرده بودند، حالا اگر اينها بيشتر بودند و خودشان را به کربلا رسانده بودند، قطعاً از پس دشمن بر مي‌آمدند چون آنها دين و شرف نداشتند و با اعتقاد نبودند، منتها بموقع عمل نشد و قضايا آنگونه رقم خورد.

اصل در سعادت تمسک به ولايت است و ولايتمدار واقعي هم خودش را در برابر مقام ولايت هيچ نمي‌بيند و به خود جرئت نمي‌دهد چون مي‌داند هر آنچه که ولايت مي‌کند، حق همان است. لذا غير از آنچه که ولي امر مي‌کند، او چيز ديگري نمي‌بيند. ولايتمداران راستين کم بوده‌اند. ولايتمدار واقعي در خانه‌اش نمي‌نشيند تا امام زمانش بر او وارد شود.

اينها مي‌دانند که امام حسين مي‌خواهد به طرف کوفه بيايد. سليمان و خيلي‌هاي ديگر در خانه‌هايشان نشستند تا امام وارد کوفه شود و بعد او را ياري ‌کنند. راه‌ها که بسته شد، امام نتوانست وارد کوفه شود و اينها هم در جاي خويش نشستند. حال آنکه اگر ولايتمدار واقعي بودند، نبايد در خانه منتظر امام مي‌شدند و بايد به استقبال ايشان مي‌رفتند؛ کاري که بعضي از ياران ولايتمدار امام کردند و بعضاً پيرمرد هم بودند و چند کيلومتر فاصله مکه تا کوفه را با وسايل نقليه آن موقع طي کردند تا از مکه او را ياري کنند.

نمونه‌هايي از ولايتمداران حقيقي

به عنوان مثال عابس ابن ابي شبيب از همان آغاز ولايتمداري خود را نشان داد. موقعي که مسلم بن عقيل به خانه مختار آمده بود و زماني هم که مسلم نامه امام حسين (ع) را مي‌خواند و مردم گريه مي‌کردند، مي‌فهمد که بسياري از اينها از روي هيجان و احساسات آمده‌اند و لذا اگر پاي عمل پيش بيايد، پاي کار نيستند. لذا مي‌بينيم وقتي مردم گريه مي‌کنند از روي بصيرت جملات کوتاه و بسيار عميقي را بيان مي‌کند و به مسلم مي‌گويد که از دل اينها که دارند اين‌گونه ابراز احساسات مي‌کنند خبر ندارم و تو را راجع به اينها فريب نمي‌دهم که احساس شود استقبال شده و پشتوانه محکمي داريم؛ من از خودم حرف مي‌‌زنم. اگر اهل بيت بگويند برخيز و جانت را بده آماده فداکاري هستم. به قدري در راه آنها شمشير مي‌زنم تا جانم را فدا کنم؛ چرا که از اين کار فقط رضاي خدا را مسئلت مي‌کنم. و نشست.

حبيب ابن مظاهر برخاست و او را دعا کرد و گفت: خدا تو را رحمت کند. کوتاه سخن گفتي ولي حق را گفتي. از دل من سخن گفتي من هم مثل تو هستم. و لذا عابس تا مکه مي‌رود و از آنجا با امام همراه مي‌شود.

يزيد بن ثبيط‌ العبدي در بصره است که مي‌فهمد امام حسين (ع) در برابر يزيد ايستاده و اين ايستادگي براي امام زمانش خطر دارد، لذا نتوانست تحمل کند. او چند پسر داشت به آنان گفت من به ياري امام حسين مي‌روم و مرگ هم در پيش است. چه کسي مي‌آيد تا مرا همراهي کند؟

متاسفانه با انحطاطي که جامعه پيدا کرده بود، چند پسر همراه او شدند و به ياري امام شتافت. قبل از اينکه حضرت بخواهد از مکه بيرون بيايد و لذا در بيرون مکه در سرزميني به نام ابطح چادر زد تا به استقبال امام برود. جالب اينکه به امام حسين (ع) خبر رسيد که يزيد بن ثبيط آمده و در ابطح چادر زده است. مقامش به جايي مي‌رسد که امام منتظر نمي‌شود تا به سراغ ايشان بيايد. لذا امام حرکت کرد و رفت تا از او استقبال کند.

جالب اينکه يزيد بن ثبيط از يک راه ديگر به سمت مکه مي‌رفت و امام حسين (ع) از يک راه ديگري. امام به ابطح که رسيدند، متوجه شدند او نيست. فرمود: کجاست؟ گفتند: او به ديدار شما شتافته است. فرمود: من همين جا صبر مي‌کنم تا او برگردد. امام آنجا منتظر شدند تا اينکه دو دلدار به همديگر رسيدند. او و فرزندانش در کربلا به شرف شهادت نايل آمدند.

لذا ولايتمدار واقعي خود را در برابر مقام ولايت هيچ حساب مي‌کند و مطيع محض و بصير است و لازم هم نيست که امام حسين (ع) براي او پيکي بفرستد، خودش مي‌آيد. علي‌رغم اينکه امام به چند نفر از بزرگان بصره نامه مي‌نويسد ولي آنها نيامدند.

انسان ولايتمدار هرگز امام را تنها نمي‌گذارد و در نبود او بي‌تاب مي‌شود. در عصر ما جانبازاني که به محضر رهبر معظم انقلاب وارد شده بودند به گونه‌اي بي‌تاب بودند که با آن مشکلات و ناراحتي جسمي اشک مي‌ريزند و از اين که به ديدار ولايت نايل شده‌اند بي‌تاب مي‌شوند! عاشق ولايت اين‌گونه است با اينکه روي ويلچر نشسته‌اند مي‌گويند اگر ديگر بار خطري متوجه نظام و ولايت باشد ما با همين وضع مي‌آييم و از ولايت دفاع مي‌کنيم. اينها خوبند و آقا هم چه خوب آنان را مي‌شناسد. معلوم مي‌شود که دلهايشان به هم راه دارد.

حارث همداني يکي از ياران امير المؤمنين عليه‌السلام است که مرتب در خدمت حضرت بود و حضرت هم به او علاقه داشت. يک شب اميرالمؤمنين در خانه بود متوجه شد کسي در مي‌زند و حارث است که آمده به در خانه حضرت. فرمود: نصف شب چه چيز تو را به اين جا کشانده است؟ تو که شب مرا در مسجد ديدي. چه شده که اين وقت به سراغ من آمده‌‌اي؟

او گفت: نتوانستم بخوابم، بي‌تاب شما شده بودم، گفتم يک بار ديگر بيايم و شما را ببينم که امام آن جمله معروف را فرمود: اي حارث همداني هر کس موقع مرگ مرا خواهد ديد چه مؤمن باشد و چه منافق. مؤمن با ديدن من به رحمت حق و نجات خودش اميدوار مي‌شود و منافق با ديدن من از رحمت خداوند مأيوس مي‌شود.

لذا عابس ابن ابي شبيب وقتي در روز عاشورا مي‌آيد از امام زمان خودش دفاع کند با اين که پيرمردي بود آنچنان قدرتي پيدا مي‌کند که دشمن در جنگ تن به تن حريف او نبود. وقتي چنين شد او را سنگباران کردند و برهنه به آغوش مرگ رفت و به شهادت رسيد.

خيانت خواص و نخبگان

تاريخ قابل تکرار است. در عصر ما داشت يک عاشورايي ديگر رقم مي‌خورد و در اين قضيه ما نيز مثل سليمان صردها داشتيم. کساني را داشتيم که داراي سوابق طولاني با مقام ولايت بودند؛ اما به او پشت کردند، آب به آسياب فتنه‌گران ريختند و باعث تضعيف جبهه حق در برابر جبهه باطل شدند. من يقين دارم اين افراد اگر در صحنه عاشورا بودند، در صفوف عمر سعد و زير فرمان عبيدالله قرار مي‌گرفتند و در برابر امام حسين قرار گرفته و مي‌جنگيدند.

البته سران فتنه که اشقياي دوران هستند و تکليفشان مشخص است. چرا که کسي که در برابر حکومت ولايت بايستد کارش زار است و اگر بخواهند هم قابل اصلاح نيستند و به قدري به قهقرا رفته‌اند که نمي‌خواهند بفهمند حق چيست و لذا در همين بدبختي غوطه خواهند خورد تا اينکه با ذلت بميرند و در اين شکي نيست. اما از افراد ديگر مقاماتي را داشتيم، حتي از ميان علما کساني را داشتيم که درک درستي از ولايت نداشتند و آن روز که ولايت در معرض خطر بود، بايد او را ياري مي‌کردند.

اگر امام حسين (ع) در واقعه عاشورا تنها ماند به خاطر خيانت خواص و نخبگان زمان بود که اينها خودشان را به دستگاه جبّار بني‌اميه فروختند و عوام هم که از اينها خط مي‌گرفتند تحت تاثير آنها امام حسين (ع) را ياري نکردند. ولي بنازم به بصيرت مردم زمان ما که در تاريخ، بي‌نظيرند. علي‌رغم‌ اينکه در طول تاريخ، فتنه‌ها موفق بوده‌اند و به ضرر جبهه حق تمام شده‌اند، در قضيه فتنه 88 مردم بصير ما موفق بودند.

مردم ما براي روحانيت، خانواده شهدا و عالم چه دانشگاهي و چه حوزوي و براي بيت امام احترام قائل هستند چرا که جزو ارزش‌هاي آنان است؛ اما خوب و دقيق فهميده‌اند اين ارزش‌ها تا موقعي استوار است که در جهت ولايت باشد و اگر با ولايت زاويه پيدا کردند هيچ اعتباري ندارند. لذا روحانيوني که با ولايت زاويه داشتند و از اصحاب و سران فتنه حمايت کردند توسط مردم طرد شدند. خانواده شهدا و فرزند شهيداني که در فتنه منحرف شده و از فتنه‌گران حمايت کردند و خواستند شهداي بزرگوارشان را خرج اين جانيان فتنه کنند، مردم حساب شهدا را از اينها جدا کردند. در مورد بيت حضرت امام هم شاهد بوديم که مردم براي بيت امام حرمت قائلند ولي تا زماني که بيت امام با ولايت باشد و باعث تقويت جبهه باطل نشوند؛ چرا که در غير اين صورت، مردم اينها را کنار خواهند گذاشت.

دشمن، ولايتمداري مردم را نشانه گرفته است

اين بي‌سابقه بود يعني اگر بصيرت مردم ما نبود فاجعه کربلا در سال 88 تکرار شده بود چرا که خواص ما خراب کردند ولي مردم ما به جاي اين که از خواص خط بگيرند؛ اصل را بر ولايت گذاشته بودند و هرکس با ولايت بود او را تاييد کردند و نگذاشتند فاجعه کربلا تکرار شود و حسين زمان تنها نماند. مسلم کشته نشد و عمرسعدها بي‌آبرو شدند و عبيدالله بن زيادها که سران فتنه بودند بي‌حيثيت و بي‌اعتبار شدند و به ذلت افتادند.

مفهوم مخالفش اين است که اگر اين مردم در عصر امام حسين (ع) بودند، فاجعه کربلا اتفاق نمي‌افتاد. به جرئت مي‌توان گفت اگر اين مردم بصير ما آن زمان بودند، امام حسين (ع) ياري مي‌شد و آن حوادث اتفاق نمي‌افتاد، قطعا مردم بصير ما چيزي از شهداي کربلا کم ندارند، منتها شرايط فراهم نشد که به شهادت برسند؛ چرا که به موقع وارد عرصه شدند و ولايت را ياري کردند.

بگذريم از اين که بعضي شهداي کربلا تا قبل از رسيدن به امام حسين (ع) در اعماق جهنم بودند و دشمن اهل‌بيت (ع) بودند و ليکن تحولي در آنها ايجاد شد و راه را پيدا کردند، در حالي که مردم ما از ابتدا ولايتمدار بودند و لذا چيزي از شهداي کربلا کم ندارند. دشمن نيز همين را هدف قرار داده و مي‌خواهد از امت ما بگيرد که ان‌شاءالله با بصيرت والاي مردم توطئه دشمن خنثي خواهد شد و اين حکومت حق پايدار خواهد ماند تا اين که حضرت حجت (عج) ظهور نمايند.

گزارشی از یک رسم جدید و پرهزینه

گزارشی از یک رسم جدید و پرهزینه
به گفته مسئول این دفتر، در هنگام چیدمان و تزئین سه خانم تمامی لوازم خانه از کمد لباس ها، سرویس بهداشتی، حمام، اتاق خواب ها، آشپزخانه و اتاق نشیمن و پذیرایی را به زیباترین شکل ممکن تزئین می کنند.
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، مشاوره در هنگام خرید جهیزیه، چیدمان منزل براساس مدرن ترین متدهای روز دنیا! به علاوه تزئین تمامی وسایل منزل از وسایل درون حمام و دستشویی گرفته تا چیدمان وسایل داخل کابینت ها و یخچال فقط 20 میلیون تومان!

شاید تعجب کنید اما این واقعیت است و هستند عده ای حتی اندک که حاضرند برای چیدمان جهیزیه دخترشان در خانه بخت چنین مبالغی را پرداخت کنند؛ جماعتی که حاضرند حتی تا بیست میلیون تومان ناقابل بپردازند تا وسایل واسباب اثاثیه عروس خانم بیشتر به چشم بیاید و حرفش در بین دوست و فامیل بپیچد.

اگر تا چندی پیش عروس و دامادها برای شروع زندگی شان در آگهی روزنامه ها به دنبال خنچه آرا، آرایشگاه و مزون لباس عروس می گشتند حالا عده ای هستند که از سر شکم سیری نیازمندی های روزنامه ها را برای یافتن جهیزیه آرای خوب و باسلیقه ورق می زنند. البته کار چندان مشکلی هم نیست یافتن چند جهیزیه آرای باسلیقه برای چیدن لوازم منزل، آنگونه که حسابی به چشم بیاید و تحسین دوست و آشنا را برانگیزد.

در این بین شرکت های برگزار کننده مجالس عروسی و کیترینگ های معروفی که سابقه برگزاری جشن های عروسی مجلل بسیاری را در کارنامه دارند در کنار سایر خدمات خود به عروس و دامادها جهیزیه آرایی را هم گنجانده اند تا مشتریانشان مجبور نشوند چیدمان خانه عروس و داماد را به غیر بسپارند.

به سراغ مدیر یکی از همین مجموعه ها می رویم. مجموعه ای اسم و رسم دار که شاید جز چند گزینه اول هر عروس و داماد ثروتمند برای برگزاری مراسم عروسی شان باشد. دفتر آقای مدیر در یکی از خیابان های شمالی شهر واقع است و بیشتر مشتریانش هم از همین مناطق به سراغش می آیند.

دختر و پسر جوانی به همراه مادر دختر خانم آمده اند تا در این دوماهی که تا برگزاری مراسمشان باقی است شرایط را بررسی و بهترین گزینه را برای برگزاری مراسمشان انتخاب کنند. در بین گزینه های پیش رو جهیزیه آرایی هم یکی از پیشنهاداتی است که آقای مدیر به مشتریانش می دهد و با کمال شگفتی با استقبال خانم های جمع مواجه می شود. پیشنهادی به قیمت 20میلیون تومان برای جهیزیه آرایی عروس خانم در خانه 220متری آقای داماد.

نوبت به ما که می رسد از جهیزیه آرایی و شرایطش می پرسم و اینکه مگر قرار است چه کاری با خانه و وسایلش انجام شود که 20میلیون تومان هزینه بر می دارد. آقای مدیر در جوابم می گوید: قیمت های ما کاملا کارشناسی شده است و قیمتی هم که من به شما و دوستان قبلی دادم حدودی است و امکان دارد هنگام بازدید از وسایل منزل و خانه محل سکونت قیمت به مراتب کمتری را پیشنهاد دهیم.

"البته کف قیمت های ما برای چیدن و تزئین جهیزیه عروس چهار میلیون تومان است و قیمت نهایی در هنگام بازدید از محل و وسایل منزل مشخص می شود."

با تعجب می پرسم آیا تا به حال مشتری ای هم داشته اید که حاضر شده باشد برای چیدمان منزلش 20 میلیون تومان پرداخت کند؟ با لبخند جواب می دهد: داشته ایم آقا، داشته ایم.



او در توضیح چند و چون انجام کار و شرایط آن می گوید: اگر هنوز جهیزیه نخریده اید یک قدم جلو هستید چون کارشناسان ما شما را در تهیه لوازم منزلتان از انتخاب نوع وسیله تا رنگ و مدل راهنمایی می کنند و مشاوره های لازم را می دهند. البته پیش از هر چیز لازم است که از خانه یا آپارتمانی که قرار است کار در آن انجام شود هم بازدید کنند و بر اساس ساختار خانه، شما را در تهیه وسایل منزل راهنمایی کنند.

"این قسمت از کار هزینه خاص خودش را دارد. بعد از آن می ماند چیدمان منزل و تزئین وسایل خانه. در هنگام چیدمان و تزئین نیز سه نفر خانم تمامی لوازم خانه از کمد لباس ها، سرویس بهداشتی، حمام، اتاق خواب ها، آشپزخانه و اتاق نشیمن و پذیرایی را به زیباترین شکل ممکن تزئین می کنند."

با شنیدن توضیحاتش علامت سوال بزرگی که در ذهنم نقش بسته بود نه تنها برطرف نمی شود بلکه ابهامات زیادی ذهنم را پرمی کنند. می پرسم مگر چه وسیله ای به کار می برید و قرار است چه کاری انجام دهید که هزینه اش می شود بیست میلیون تومان؟

از ادامه توضیحات طفره می رود و می گوید: قرار نیست ما تمام رموز کارمان را برای شما فاش کنیم. ولی تا این حد بدانید که گل آرایی خانه با گل های طبیعی و به کارگیری ظروف کریستال خاص خیلی هزینه بر است!

تاکید می کند که "مطمئن باشید شما اولین و آخرین مشتری ما نخواهید بود. خیلی از مشتری های جهیزیه آرایی ما از طرف کسانی می آیند که پیش از این برایشان کار انجام داده ایم و خود به چشمشان زیبایی کار ما را دیده اند."

بی هیچ مقدمه ای می پرسد خانه ای که می خواهید جهیزیه در آن چیده شود کجاست؟چند متر است و چند میلیون برای خرید جهیزیه هزینه کرده اید؟ می پرسم جواب به این سوال ها در نتیجه کار و قیمت های شما تاثیری دارد؟ سوالم را با پایین آوردن سر پاسخ می دهد و می گوید: البته که تاثیر دارد، چیدمان یک خانه 100متری با یک خانه بالای 200متر خیلی متفاوت است. هرچه خانه بزرگتر باشد هزینه تزئین آن و وسایل مورد نیاز برای زیبا تر ساختنش هم بیشتر است.



جهیزیه آرایی با 400هزار تومان

با یکی از شماره هایی که برای کارش در نیازمندی های روزنامه آگهی کرده است تماس می گیرم. مرد جوان و خوش برخوردی از آن سوی خط تماس را پاسخ می دهد و در مورد قیمت ها و چند و چون کارش توضیح می دهد.

می گوید قیمت هایشان برای چیدمان و تزئین جهیزیه عروس از 150هزار تومان شروع می شود و حداکثر به 400تا 500هزار تومان ختم می شود. البته این تفاوت بستگی به طرحی دارد که کارشناسانشان در بازدید از وسایل منزل و محیط خانه به متقاضی ارائه می دهند.

می گوید:بسیاری از لوازم تزئینی و مورد نیاز برای کار را به صورت امانت می آورند و در پایان کار وقتی دوستان و اقوام جهیزیه عروس را دیدند جمع آوری می کنند و با خود می برند. همین کار باعث می شود از بسیاری از هزینه ها کاسته شود و بار سنگینی به خانواده ها تحمیل نشود.

به عنوان مثال ظروف کریستالی که برای تزئین در منزل به کار برده می شوند امانی است و پس از پایان مراسم باید به آنها بازگردانده شود. این گروه نیز کار تزئین و چیدمان لوازم منزل را با یک تیم سه نفره از خانم هایی که طراحی داخلی می دانند انجام می دهند و نمونه کارهایشان هم به صورت آلبوم موجود است و مشتری ها می توانند پس از دیدن نمونه کار قرار داد را امضا کنند.

اما صرف هزینه هایی اینچنینی برای تزئین و آرایش جهیزیه عروس در شرایطی که بسیاری از جوانان به دلیل هزینه های بالای ازدواج موفق به ازدواج بهنگام نمی شوند نشان از خلاهای فرهنگی در جامعه ای دارد که در آن تجمل گرایی و چشم و هم چشمی جای خود را در بین اعضای آن جامعه باز کرده است.

شکی نیست که در صورت تداوم، چنین رفتارهایی پس از مدتی به یک فرهنگ تبدیل خواهند شد و در آینده حتی خانواده های کم بضاعت نیز برای دور نماندن از کورس تجمل گرایی مجبور به تن دادن به آن خواهند شد. درست مانند رفتارها و رسوماتی که در نهایت منجر به سخت شدن ازدواج جوانان و بالارفتن سن ازدواج در جامعه امروز شده است.

گفتگو با فرزند آیت‌الله بهجت/

گفتگو با فرزند آیت‌الله بهجت/ بخش پایانی
فرزند مرحوم آیت‌الله العظمی بهجت گفت: پدرم تأکید داشت همه مصائب امام حسین(ع) به اختیار خودشان بود. زیرا در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه شد که یا پیروزی را انتخاب کن یا لقاءالله را و ایشان در کمال اختیار انتخاب کرد.

به گزارش مشرق، به مناسبت ایام سوگواری سالار شهیدان حسین بن علی علیه‌‌السلام فارس گفت‌وگوی مشروحی را با حجت‌الاسلام والمسلمین علی بهجت انجام داده است که روزهای گذشته بخشهای اول و دوم آن را منتشر کردیم. بخش سوم و پایانی آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌‌شود.

در بخش نخست درباره آداب زیارت سیدالشهداء(ع) و دلیل متبرک بودن ضریح ایشان بحث شد. بخش دوم نیز به فلسفه عزاداری برای اباعبدالله(ع) اختصاص داشت.

علت جاودانگی امام حسین (ع)

* به نظر شما مقدمات شناخت امام حسین (ع) چیست؟

ـ برای شناخت امام حسین (ع) باید مقدمات و اطلاعاتی از حضرت داشت و از اسرار کار بزرگ ایشان مطلع بود. باید دانست چرا امام حسین (ع) اینقدر جاودانه شد. در دنیا حوادث کمی اتفاق نیفتاده است. چرا عاشورا و کربلا باید اینگونه بماند؟ در صورتی که جنگ‌ها و ویرانی‌ها و آتش زدن‌ها و بی‌رحمی‌های زیادی در دنیا به وقوع پیوسته است.

چرا حادثه ایشان این امتیاز را پیدا کرده است؟ باید دید سرّ این ماجرا در چه بوده است. آیت‌الله بهجت می‌فرمود کار امام حسین (ع) در عالم نظیر ندارد و تک است و مال خودش است. قرآن کتابی است که دست نخورده مانده و از پشت پرده و همه مطلب اطلاع دارد.

شما اگر در قرآن دقت کنید، بین همه افرادی که آمدند و پاک باختگی را شروع کردند و خودشان را در مسیر اطاعت خداوند قرار دادند، خداوند از حضرت ابراهیم (ع) خیلی تعریف می‌کند. حضرت ابراهیم را به عنوان الگو برای بشر معرفی می‌کند. قرآن تعریف می‌کند که حضرت ابراهیم که به دنیا آمد، در محیط مذهبی نبود و از وضعیت محیط خانوادگی و اجتماعی او می‌گوید.

آن حضرت در آن محیط بزرگ شده و معلم و استاد نیز ظاهرا نداشته است. او نشست و فکر کرد که آیا کار جامعه درست است؟ این چیزهایی که مردم به عنوان خدا معرفی می‌کنند، خداست؟ خودشان اینها را می‌سازند و بعد به آن کرنش می‌کنند، پس این چه خدایی است؟ اگر این مرا آفریده است، که من خودم او را آفریده‌ام؟!

از کودکی فکر کرد و به این نتیجه رسید که پس این نمی‌تواند خدا باشد. خدا را باید در جای دیگری جستجو کرد. در آسمان و زمین هرچه تفکر کرد، فهمید که هیچ‌یک از مخلوقات نمی‌توانند خدا باشند. حتی خورشید با همه عظمتش به غروب می‌انجامد. او دید به هرچه فکر می‌کند، خدایی او را نمی‌بیند ولی بالاخره این عالم مهندسی دارد.

اگر کسی یک قدم بردارد، خداوند 10 قدم برایش بر می‌دارد

به این نتیجه رسید که باید آفریننده و خدا و مهندس عالم کسی باشد که در دسترس نیست و به چشم محسوس ما نمی‌آید. یک دفعه گفت: «وَجَّهتُ وَجهی لِلَّذی...» من اصلا به خدای حقیقت همه عالم رو کردم. خدا هم که می‌گوید اگر کسی یک قدم بردارد، من ده قدم می‌آیم. تا این ندا را بلند کرد، خداوند نیز به طرفش آمد و یکی یکی نشانش داد و حضرت ابراهیم (ع) رشد کرد.

بشری که همه علومش از این پایین می‌گذرد، وقتی علمی را از آن بالا بگیرد، خیلی بهتر رشد می‌کند. لذا خداوند ایشان را الگو مثال می‌زند که او آمد جلو و ما هم آمدیم. خداوند می‌گوید ما مقام او را بالاتر می‌بردیم تا نبی شد و سپس پیغمبر شد و او را فرستادیم تا دیگران را هدایت کند.

ماجرا ادامه پیدا می‌کند تا حضرت ابراهیم (ع) به سن پیری رسیده بود و دارای فرزند نبود. وقتی در پیری به او بشارت دادند که تو صاحب فرزند می‌شوی، تعجب کرد و به گفته خود قرآن گفت ما دیگر پیر از کار افتاده‌ایم و چگونه بچه دار می‌شویم. خداوند فرمود برای من که همه کائنات را آفریدم کاری ندارد.

خداوند به ایشان فرزند می‌دهد و سپس به ایشان دستور می‌دهد حالا این زن و بچه را بردار به هزاران کیلومتر آن طرف‌تر ببر. آن زمان فلسطین، سرزمین سرسبزی بوده و حضرت باید آنها را از آنجا به بیابان‌های بی آب و علف می‌برده است. نقل و انتقال در آن زمان نیز بسیار مشکل بوده است، آن هم در وادی که اصلا آب پیدا نمی‌شود.

ایشان باید همه این مسیر را در بیابان‌های بی آب و علف طی می‌کرده تا به حجاز برسند. حضرت ابراهیم (ع) این کار را می‌کند و به دستور خداوند زن و بچه خود را در بین کوههای پیچیده به هم رها می‌کند. البته در آنجا دشمنی نبوده، خداوند از او به عظمت یاد می‌کند.

خداوند حضرت ابراهیم(ع) را با محبت فرزندش آزمایش کرد

همسر ایشان می‌گوید در این بیابان ما را به که می‌سپاری؟ حضرت جواب می‌دهد به خدا می‌سپارم. خداوند هم که خودش دعوت کرده بود و خودش نیز از مهمانش پذیرایی کرد. حضرت ابراهیم وقتی در راه برگشتن است، می‌گوید: « رَبَّنا اِنّی أَسکَنتُ بِوادیٍ...» من زن و بچه‌ام را در جایی گذاشتم که هیچ سبزی هم نروییده است.

ایشان از خدا می‌خواهد که نسل مرا از اولیا و انبیاء قرار بده و همه آنها از دوستداران و رفقای تو باشند. بعد از چندین سال که حضرت ابراهیم (ع) می‌رود به آنها سر می‌زند، با جوانی برومند روبه رو می‌شود و این فرزند خیلی برای او عزیز است.

وقتی این فرزند به همراه پدر در صفا و مروه قدم می‌زنند، پدر به او می‌گوید که من باید سر تو را ببرم. خداوند می‌خواهد این پدر را که در پیری صاحب این فرزند شده و در این سن و سال جوانش را دیده و دلش به این فرزند متمایل شده است را آزمایش کند. پسر می‌گوید پدر جان هر دستوری را که داری انجام بده و من امیدوارم بتوانم صبر کنم.

پدر او را به قربانگاه می‌برد و شمشیر را که پایین می‌آورد، با اینکه آن را تیز کرده اما حتی گلوی حضرت اسماعیل (ع) را اینقدر زخم نمی‌کند که قطره‌ای خون بیاید و خراشی ایجاد شود. حضرت ناراحت می‌شود و سپس خداوند برایش قربانی می‌فرستد و این عمل از او پذیرفته می‌شود.

سالها بعد وقتی می‌خواهند حضرت ابراهیم (ع) را در آتش بیندازند، جبرئیل کنار او می‌آید و می‌گوید چه کار داری؟ حضرت به او می‌گوید من با تو کاری ندارم با آن کسی که کار دارم، خودش می‌بیند چه اتفاقی می‌افتد. اینقدر به خدا امیدوار است و ایمان دارد که از جبرئیل با اینکه نماینده خداست، کمک نمی‌خواهد.

حضرت ابراهیم(ع) پس از تمام آزمایشات الهی تازه به مقام امامت ر‌سید

یعنی ایشان به خدا می‌گوید همین‌که در محضر تو هستم که معشوق حقیقی هستی، کافیست. حضرت ابراهیم(ع) این مسیرها را طی می‌کند تازه به مقام امامت می‌رسد. امامت مقامی بود که در سن بزرگسالی آن هم پس از این آزمایشات به او دادند. برای چنین شخصیتی خداوند آیه‌ها می‌آورد و جریان او را تکرار می‌کند تا بنده‌ها به سمت خداوند پرواز کنند.

این یک نفر را داریم که از بقیه بالاتر باشد و خداوند از او تمجید کند و او را الگو نشان دهد. این یک نفر هم تا اینجا آمده و بچه او نیز یک خراش برنداشته‌ است و خداوند این همه مقام به او داده است.

خداوند شخصیتی چون امام حسین (ع) را یکبار آفریده است

پس از او در عالم هستی فقط شخصیتی چون امام حسین (ع) آمده است. خداوند دیگر کسی را اینچنین ندارد که در طبق اخلاص هرچه را داشته و دارد، به پای معشوق و معبود حقیقی خود می‌دهد. این شخصیت، تک است.

امام حسین (ع) عزیزترین موجود روی زمین بوده است. آن وحشی‌های بیابانی که برای کشتن ایشان آماده شده بودند، که در اخبار و روایات حداقل حدود سی هزار نفر بوده‌اند. همه این سی هزار نفر هم‌پای امام حسین (ع) که هیچ، هم‌پای کودک امام حسین (ع) هم هیچ، حتی هم‌پای غلام ایشان نیز نمی‌شدند.

دشمنان ایشان افراد خونخواری بودند که از درّنده‌ترین حیوانات پست‌تر بودند. چرا که حیوان مطابق طبیعت خودش عمل می‌کند ولی اینها انسان بودند و مطابق پست‌ترین حیوانات عمل کردند، پس از حیوان پست‌تر هستند.

اگر امام حسین (ع) با علم و فرهنگ و ملکاتی که دارد، به جز حسب و نسب، در یک کفه ترازو و همه آن سی هزار نفر و حتی همه بشریت آن موقع در کفه دیگر بودند، در برابر ایشان هیچ بود.

حتی فرزندان ایشان چنان فرهنگی دارند که جوان 20 ساله ایشان وقتی امام می‌فرماید الآن ندایی شنیدم که گفت اینها به سمت مرگ می‌روند.

جوانش به ایشان می‌گوید اینکه ناراحتی ندارد. مگر ما بر حق نیستیم؟ پس پای حق خود می‌ایستیم و برای حق جان می‌دهیم. این فرهنگ یک جوان 20 ساله است. وقتی فرهنگ فرزندان ایشان در این حد است، خود اباعبدالله (ع) چه فرهنگی دارد؟

آیت‌الله بهجت می‌گفتند: همه عالم در مقابل یاران امام حسین ارزشی ندارند

پدرم می‌فرمود با آن همه کمالات و مقامات که اهل بیت (ع) دارند، به‌ گونه‌ای است که تمام عالم هیچ نسبتی با آنها ندارد و اصلا عالم در مقابل آنها ارزشی ندارد. خدا می‌داند چه عظمتی دارند و در عالم چه خبر است. حیف است که در عالم یک نفر آدم عادی از آنها عزیزتر زندگی کند.

امام حسین (ع) لقاءالله را در برابر پیروزی انتخاب کرد

کار ایشان نیز در مقابله با آنها انتخابی بود. برای اینکه از جانب خدا به ایشان پیشنهاد شد که شما لقاءالله را می‌خواهید یا پیروزی را؟ و حضرت خود لقاءالله و پیوستن به معبود حقیقی را انتخاب کرد.

حتی از ماوراء برای کمک ایشان آمدند و ایشان نپذیرفت. اجنه آمدند و گفتند یابن رسول‌الله ما حاضریم مبارزه کنیم و دشمنان را از بین ببریم. امام نپذیرفت و فرمود اگر قرار بر این کار باشد من از شما اختیاراتم بیشتر است.

آیت‌الله بهجت می‌گفتند: همه مصائب امام حسین (ع) به اختیار خودشان بود

این عبارت پدرم است که می‌گفت: حضرت سیدالشهدا (ع) با اختیار خود آن‌همه مصائب و شهادت و اسارت اهل و عیال خود را تحمل نمود. زیرا در روز عاشورا بر آن حضرت عرضه می‌شد که یا نصر و پیروزی را انتخاب کن و یا لقاءالله را و ایشان در کمال اختیار انتخاب کرد.

حتی در روایات داریم که لشگر امام حسین (ع) چند بار چنان بر دشمن حمله کردند که برخی از دشمنان از آنها فرار ‌کردند تا نزدیک کوفه ‌رسیدند. چون دشمنان با انگیزه شهادت نمی‌جنگیدند. آنها آمده بودند که چیزی گیرشان بیاید. برعکس، سپاه امام حسین (ع) چون انگیزه والا و الهی داشت، با همه توان می‌جنگید.

هرگز تسلیم ذلت نمی‌شوم

* به نظر شما آیا امام حسین (ع) برای جنگ رفت؟

ـ ایشان حکومت‌طلب و جنگ‌طلب نبود. چون همین امام حسین (ع) بود که 10 سال با معاویه سر کرد و قیام نکرد. چون آنها با امام کاری نداشتند و به اجبار از ایشان بیعت نخواستند. از ایشان نخواستند تسلیم به ذلت شود. اما این حکومت خواستار ذلت امام بود. انسان مومن به هیچ وجه نباید عزت خود را بدهد.

آیت‌الله بهجت می‌گفتند: خداوند هرگز از سه چیز نمی‌گذرد ...

پدرم بارها می‌گفت: خداوند هرگز از سه چیز نمی‌گذرد. یکی شرک است و دیگری خون انسان هاست و سومی آبرو و عزت یک انسان.

هیچ کس حق ندارد عزت یک انسان را از او بگیرد. معاویه چون می‌دانست امام تسلیم نمی‌شود و ذلت را نمی‌پذیرد با ایشان کاری نداشت. ولی یزید از ایشان بیعت می‌خواست و می‌گفت بیا و اقرار کن که من (یزید) خلیفه رسول‌الله (ص) هستم.

آن هم کسی که هیچ نسبتی با رسول خدا (ص) ندارد. هیچ یک از کارهایش حتی شبیه رسول خدا (ص) نیست. از همه لحاظ با ایشان 180 درجه فاصله دارد. مطلب بعدی که نشان می‌دهد امام دنبال جنگ نبودند این است که حضرت به مسلم فرمود با مردم کوفه مهربان باش.

حضرت مسلم می‌توانست حتی قبل از آمدن امام حسین (ع) کار دشمن را یکسره کند

مرحوم آیت‌الله بهجت در یک عبارتی می‌فرمود اگر حضرت مسلم می‌خواست بجنگد، 30 هزار نفر با او بیعت کرده بودند. حداقل همان 30 هزار نفری که به جنگ با امام حسین (ع) آمدند، با مسلم بیعت کرده بودند و ایشان می‌توانست همان روز اول جنگ کند. در مقر حکومتی که ابن زیاد پناه آورد، بیست نفر بیشتر حضور نداشتند.

مسلم به راحتی می‌توانست آنجا را محاصره کند. منتها ابن زیاد از مهربانی حضرت مسلم سوء استفاده کرد و چند نفر را فریب داد و حکومت را در دست گرفت. شاید حضرت مسلم می‌اندیشیده که فقط برای دفاع از خودش باید بجنگد و برای گرفتن این مکان‌ها اجازه جنگ نداشته است.

این عبارت پدرم است که در این رابطه می‌فرمود حضرت سیدالشهدا (ع) به حضرت مسلم فرموده بود با مهربانی رفتار کند. شاید سبب کشته شدن و شهادت مسلم همین بوده است که اذن جنگ نداشته وگرنه در دارالاماره، مقر ابن زیاد بیشتر از بیست نفر نبودند. حضرت مسلم می‌توانست کارشان را یکسره کند.

امام حسین با اختیار و به شوق معبود این کار را کرد. علامت این انتخاب‌گری در عاشورا این است که ایشان شب عاشورا به همه گفت بروید. اینها با من کار دارند و شما نمانید و بروید.

اگر ایشان به قصد جنگ آمده بود، به یارانش پیشنهاد برگشتن نمی‌داد. بلکه آنها را برای مقاومت نگه می‌داشت. کسی که قصد جنگ دارد حتی مواظبت می‌کند کسی فرار نکند نه اینکه خودش به آنها بگوید بروید. این امری مسلم است که حرکت ایشان انتخابی بوده است. کسی که قصد جنگ دارد، سربازان فراری از میدان جنگ را تیرباران می‌کند.

پدرم می‌فرمود بسیاری از لشگریان از آن حضرت جدا شدند و بستگان نزدیک باقی ماندند. تعدادی نیز از جانفشان‌های واقعی و کسانی که معرفت بالایی داشتند، ماندند. آنگاه حضرت به آنها فرمود در حالی که شما همراه با من خود را برای مرگ آماده می‌کنید، پس اینها را بدانید... اینجاست که حضرت کم کم پرده‌ها را کنار می‌زنند. جایی است که دیگر آنهایی که باید بمانند، مانده‌اند. حالا که نیروهای خالص مانده‌‌اند، حضرت کمی پرده‌ها را کنار می‌زنند.

امام حسین به دشمن پیشنهاد کرد جنگ نکنیم

بارها امام حسین (ع) به دشمن پیشنهاد کرد که جنگ نکنیم و من نیز تسلیم به ذلت نمی‌شوم. حتی پیشنهاد کرد که ما و شما نزد یزید برویم که مخالفت کردند و فکر کردند ایشان می‌خواهد فرار کند. حتی ایشان راه سومی پیشنهاد کرد که من به گوشه‌ای از مرزهای کشورم می‌روم و با شما کاری ندارم. این را نیز نپذیرفتند.

بنابراین امام حسین (ع) تمام حجت را برای آنها تمام کرده و همه راهها را برای آنها اقامه می‌کند ولی آنها هیچ کدام را نمی‌پذیرند. حضرت سیدالشهدا (ع) عاشقانه این حرکت را انجام داد و آنقدر بر این قضیه عاشق بود که وقتی دشمنان بنا را بر جنگ گذاشتند، خواست تا با همه توان بایستد و کمک‌های غیبی یا کمک‌های اجنه را نپذیرفت.

مصیبت‌ها و سختی‌ها امام حسین(ع) را برافروخته‌تر می‌کرد

در هیچ جا نداریم که ایشان شکوه کرده باشد. حتی داریم که هرچه مصیبت‌ها و سختی‌ها بیشتر می‌شد، حضرت برافروخته‌تر می‌شد. مثل عاشقی که به وصال معشوق می‌‌رسد، چه‌طور هرلحظه التهاب بیشتری دارد، حضرت لحظه به لحظه برافروخته‌تر می‌شدند.

آیت‌الله بهجت می‌فرمود سیدالشهدا (ع) لقاءالله و وصال عاشق به معشوق را انتخاب کرده بود و با اختیار خود آن مقامات عالیه را طی کرد. کسانی که همراه ایشان ماندند هم از مخلصان واقعی بودند.

ماجرای نبرد بدون زره عابس

یکی از فرماندهان ایشان، «عابس» و در جنگاوری بسیار معروف است. او وقتی به میدان می‌رفت دشمن فرار می‌کرد. او وقتی دید دشمن فرار می کند، زره خود را درآورد. این نشان می‌دهد اینها که ماندند، عاشقند.

حضرت قاسم وقتی در جواب امام حسین (ع) می‌گوید مرگ برای من از عسل شیرین‌تر است، این فقط یک حرف نیست. او شوخی نکرده است. مسئله کشته شدن است. پدرم می‌گفت آیا این تعبیر شوخی است؟ این شیرینی مرگ در دید اینها خیلی عجیب است. اینها تربیت شدگان مکتب امام حسین‌ (ع) هستند. حالا ببینید خود سیدالشهدا (ع) چه عشقی دارد که پرتویی از آن عشق به اطرافیان رسیده است.

پدرم می‌گفت آنها معاهده و پیمان اساسی را که با خدا داشتند، انجام دادند. آنها پای آرمان خویش ایستادند و جان دادند. کار امام حسین (ع) شاهکار خلقت است. کار به این عظیمی را فقط ایشان انجام داده است. شاید دیگران هر کدام یک خصوصیت را داشته‌اند اما جمع بین همه اینها را فقط یک نفر دارد و آن اباعبدالله (ع) است.

امام با وجود همه بلاها و مصیبت‌ها می‌فرماید: الهی راضی‌ام به رضای تو!

مسئله مهم دیگر این است که همه این بلاها در یک روز بر ایشان وارد می‌شود. زخم روی زخم بر ایشان وارد می‌شود. عزیزان و فرزندان را می‌دهد باز می‌گوید: «إلهی رِضاً بِرِضائِک».

خودش را تقدیم می‌کند و نه تنها شهادت که سر ایشان را نیز بریدند و به شهرها بردند. بدن ایشان را زیر سم اسب‌ها له کردند.

غیرت امام حسین (ع)

آن چیزی که خیلی برای انسان اهمیت دارد، ناموس اوست. وقتی هنوز ایشان زنده بودند، دشمنان به خیمه‌ها حمله کردند، ایشان با آن ناتوانی که در حال شهادت بودند، گفتند من هنوز اینجا زنده هستم، چرا به ناموس من کار دارید؟

خیمه‌ها را بر سر اهل و عیال ایشان به آتش می‌کشند و آنها را به اسارت می‌برند و به طناب کشیده و با شلاق می‌زنند و شهر به شهر می‌برند. می‌بینیم امام حسین (ع) به معنای واقعی همه چیزش را تقدیم می‌کند.

حضرت ابراهیم(ع) تصمیم گرفت کارد را بزند و این کار را کرد ولی فرزند او زخمی هم نشد، خداوند از ایشان قبول کرد و در مورد امام حسین (ع)، به راستی همه عزیزان و خودش را سر بریدند. علاوه بر آن زن‌ها و بچه‌ها را نیز به اسارت کشیدند. عظمت کار ایشان آیا در عالم تک نیست؟

به راستی شخصیت اباعبدالله (ع) بزرگترین الگوست.

احمد شهید کیست؟

احمد شهید کیست؟
سخنگوی شورای حقوق بشر سازمان ملل انتخاب "احمد شهید" را به سمت گزارشگر ویژه ایران در سازمان ملل اعلام كرد و بدین‌ترتیب، نخستین گزارشگر ویژه شوراي حقوق بشر سازمان ملل، برای ایران تعیین و فرستاده شد.
گروه بین‌الملل مشرق ـ انتشار گزارش سوم احمد شهید در رسانه‌ها و همچنین واکنش جواد لاریجانی به سخنان وی، بهانه‌ای شده است تا بار دیگر به شخصیت و گزارش‌های احمد شهید پردازیم و پيشينه شخصيتي وي را واکاوي کنيم.


گزارشگر ویژه چگونه انتخاب شد؟
از سال ۱۳۶۵ تا دقيقا ده سال پيش يعنی تا سال ۱۳۸۰ سازمان ملل به طور مداوم، گزارشگر ويژه ای را برای ايران مامور کرده بود. درحالی که برای بسیاری از کشورهای دنیا که وضعیت حقوق بشر در آنها تأسف‌برانگیز است هیچ گزارشگر ویژه‌ای تعیین نگردیده است.


در اين مدت دو نفر مختلف اين مسؤوليت را بر عهده داشتند، از سال ۶۵ تا ۷۳ آقای گالين‌دوپول گزارشگر سازمان ملل در ايران بود؛ پس از وی از سال ۷۴ تا ۸۰ آقای "موریس کاپیتورن" از حقوقدانان کانادايی گزارشگر ويژه سازمان ملل در ايران بود.

شوراي حقوق بشر سازمان ملل در آخرين روز از اجلاس خود، طرح اعزام گزارشگر به ايران را با ۲۲ رأی موافق از ۴۷ عضو خود، تصويب و احمد شهيد ۴۶ ساله را به عنوان گزارشگر ويژه حقوق بشر در ايران انتخاب كرد.

سدریك ساپی، سخنگوی شورای حقوق بشر سازمان ملل، در پایان نشست سه‌هفته‌ای این شورا در ژنو، انتخاب احمد شهید را به این سمت اعلام كرد و بدین ترتیب، نخستین گزارشگر ویژه شوراي حقوق بشر سازمان ملل، برای ایران تعیین و فرستاده شد؛ البته پیش از این و در زمان موجودیت کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز این کمیسیون دو گزارشگر ویژه برای ایران تعیین کرده بود.

هنگامی ‌که شورای حقوق بشر، کسی را به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر درباره کشوری برمی‌گزیند، او موظف است سالانه گزارشی درباره وضعیت حقوق بشر در آن کشور تهیه کند و در این رابطه با همه دست اندرکاران این قضیه تماس بگیرد. او برای تهیه گزارش خود می‌تواند از همه منابع اطلاعاتی استفاده کند و نیز اطلاعات خود را از طریق خود حکومت آن کشور، همچنین سازمان‌های مردم نهادی که در رابطه با آن کشور فعالیت می‌کنند، خواه در درون آن کشور و خواه بیرون از آن باشند، همین طور اپوزیسیون حکومت آن کشور، مطالعه اخبار و اطلاعات مربوط به آن کشور در رابطه با تحولات حقوق بشری به طور مثال اخبار اعدام‌ها، دستگیری‌ها و مانند آن را جمع آوری کند.


احمد شهید کیست؟
احمد شهيد متولد 1964 است و داراي مدرك دكتراي روابط بين الملل از دانشگاه كويينزلند استراليا است .وي داراي 6 فرزند است كه يك فرزند از همسر اول ، سه فرزند از همسر دوم و دو فرزند از همسر كنوني خود دارد. شهيد در فاصله سال هاي 2005 تا 2010 دو بار و در دو مقطع زماني متفاوت به عنوان وزير امور خارجه مالديو فعاليت كرده است و هم اكنون نيز مشاور امور خارجه نخست وزير مالديو است ، اما به دليل فعاليت هاي حقوق بشري بسياري وي را معمار حقوق بشر مالديو مي دانند.









وي در سال 2009 از سوي يك انديشكده در واشنگتن جايزه مسلمان دموكرات سال را كسب كرد . انديشكده "مركز مطالعات اسلام و دموكراسي " در واشنگتن اين جايزه را به خاطر تلاش هاي شهيد در گشودن پنجره اي به سوي خرد ، دموكراسي ، حقوق بشر و رواداري در مالديو و آسياي جنوبي به وي اعطا كرد .شهيد در امضای ۹ کنوانسيون بين‌المللی در مورد مسائل حقوق بشری فعاليت داشته است .
شهيد در نشست اخیر شوراي حقوق بشر ملل متحد در ژنو سوييس به عنوان گزارشگر ويژه حقوق بشر ايران انتخاب شد . وي براي اين انتخاب با دو نامزد ديگر رقابت داشت ." روبرتو توسکانو " سفير سابق ايتاليا در ايران و " امين مدنی " وکيل حقوق بشر سودانی، ديگر نامزدهای پذيرش اين مسئوليت بودند ، اما راي اعضاي شوراي حقوق بشر ملل متحد به احمد شهيد تعلق گرفت.


گزارش ویژه چیست ؟ گزارش ویژه‌ی ایران چه محتوایی داشته است؟
در شورای حقوق بشر، هدف جلوگیری از سیاسی شدن و گزینشی شدن بررسی حقوق بشر از راه سازوکار موسوم به (UPR) دنبال می‌شود. این سازوکار مخفف عبارت (Universal Periodic Review) به معنای بررسی جهانی و دوره‌ای ‌می‌باشد. در این سازوکار هر 4 سال یک بار، پرونده‌ی حقوق بشر تمامی کشورها مورد بررسی قرار ‌گیرد. بنابراین باید هر سال 48 کشور در دستور کار بررسی این شورا قرار بگیرند. شورای حقوق بشر در نشست اردیبهشت ماه خود و بعد از گزارش‌ (UPR) ایران اقدام به تصویب قطع‌نامه‌ای نمود که در آن برای بررسی شفاف‌تر وضعیت حقوق بشر در ایران و ارایه‌ی گزارشی به مجمع عمومی، گزارشگر ویژه برای ایران تجویز شد.

پس از رایزنی‌های فراوان و البته اعتراض ایران به نقش بالای آمریکا در تعیین گزارشگر ویژه برای ایران‌، در نهایت احمد شهید به عنوان گزارشگر ویژه برای ایران تعیین گردید. احمد شهید در کم‌تر از یک ماه، گزارش خود را از خارج از مرزها تهیه کرد. متن این گزاش‌ها دارای ابعاد مختلفی است که در این قسمت به آن‌ها خواهیم پرداخت.


احمد شهید در گزارش‌های خود چه نوشت +جوابیه
احمد شهید طی سه گزارش خود انتقادات عجیب و غیر واقعی را به جمهوری اسلامی نسبت داده است که در اینجا به برخی از آن‌ها و البته پاسخ‌های کارشناسان اشاره می کنیم.

گزارش حقوق بشر هر كشور بطور معمول براي مقام‌هاي كشور مربوط جهت اظهار نظر و ارزيابي ارائه مي‌شود، اما گزارش احمد شهید پیش از ارسال به مقام‌هاي ایرانی جهت ارزیابی و تهیه پاسخ، در اختیار رسانه هاي غربي از جمله بی بی سی قرار گرفته است.

ایرادات زیادی در گزارش‌های احمد شهید وجود دارد و در این جا به دنبال وارسی همه‌ی مطالب این گزارش نبوده و نیستیم بلکه صرفاً با ارایه‌ی کدهایی به دنبال اثبات غیرعلمی و غیرواقعی بودن محتوای این گزارش هستیم.

* گزارشگر ویژه ادعاهایی در مورد نقض حقوق بشر جمع آوری کرده است که نشان میدهند چندین مواد امنیتی مندرج در قانون جزایی اسلامی اعمال میشوند که منجر به نقض قوانین بین المللی حقوق بشر شده. برای مثال ماده ۴۹۸ تشکیل هر گروهی که هدف آن "بر هم زدن امنیت کشور" باشد را جرم شناخته، در حالی که ماده ۵۰۰ "هر کس علیه نظام جمهوری اسلامی ایران یا به نفع گروه ها و سازمانهای مخالف نظام به هر نحو فعالیت تبلیغاتی کنند" را مجرم می شناسد. ماده ۶۱۸ "هر کس…موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی" شود را مجرم میشناسد. ماده ۶۱۰ "دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر ضد امنیت داخلی یا خارج کشور مرتکب شوند" را مجرم میشناسد.

باید از احمد شهید پرسید آیا در تمام کشورهای دنیا این قانون حکم فرما نیست؟ آیا یک فرد می‌تواند به صورت آشکار به دنبال ترور و خرابکاری در یک کشور باشد و مسؤولان امنیتی آن کشور وی را آزادانه رها سازند؟


* احمد شهید مدعی شده است: "مداخله‌ی مفرط دستگاه‌های غیرانتخابی بدون در نظر گرفتن مواد قانونی باعث کاهش اختیارات دولت شده است." این ادعا ناشی از عدم شناخت کافی گزارشگر ویژه از ایران و قانون اساسی آن می‌باشد. چرا که تمامی نهاد‌ها در کشور دارای نهاد انتخابی به عنوان ناظر می‌باشند؛ حتی رهبری نیز که بالاترین نهاد کشور محسوب می‌شود، توسط خبرگان منتخب مردم انتخاب می‌شود و تحت نظارت مجلس خبرگان است.

در اصول 107 و 111 قانون اساسی چنین می‌خوانیم:

107- "تعیین رهبر بر عهده‌ی خبرگان منتخب مردم است"

111- "هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول 5 و 109 گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده‌ است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده‌ی خبرگان می‌باشد.» بنابراین این عدم آشنایی گزارشگر ویژه با قانون اساسی کشور مورد مطالعه، بسیار عجیب به نظر می‌رسد.

* گزارشگر ویژه مدعی شده است که برای تهیه‌ی گزارش دوم خود، از منابع مستقل و موثق گوناگونی بهره برده است. هم‌چنین در بند 10 نیز ادعا شده است: "از منابع گوناگونی در داخل و خارج استفاده کرده است" در این ارتباط دو سؤال مطرح می‌شود:

اول آن که؛ آیا به کار بردن عباراتی مطلق و بدون نام و نشان هم‌چون "منابعی که خواستند نام‌شان فاش نشود"، "قربانیان"، "اتباع ایرانی"، دو دانشجو [!] منابع متعدد، شاهدان عینی، 80 نفر از قربانیان و شاهدان نقض حقوق بشر و ... در 21 بند از این گزارش نشان از غیرشفاف و غیر موثق بودن آن نیست؟

دوم این که؛ منابع گوناگون بدین معناست که شما تمامی نظرهای مخالف و موافق را باید شنیده باشید، در حالی که در بدیهی‌ترین مسایل سیاسی ـ تاریخی در گزارش خود واقعیت‌های تاریخی را نادیده انگاشته‌اید و صرفاً ادعاهای اثبات نشده‌ی برخی افراد را انعکاس داده‌اید. نمونه‌ی اصلی این موضوع برخورد قانونی جمهوری اسلامی با اعضای "سازمان مجاهدین" در زندان‌هاست. جهت آشنایی شما با این گروه تروریستی کتاب‌ها می‌توان نوشت اما به همین بسنده می‌کنیم که همکاری این گروهک تروریستی با دشمن در حال جنگ با ایران یعنی «صدام» (در جنگ ایران و عراق) و مدارا کردن هفت ساله از زمان ترور‌های مسؤولین ایرانی در سال 1360، هر دولتی را مجاب می‌کند تا با این قبیل افراد به شدید‌ترین نحو برخورد نماید.

حمایت گزارشگر ویژه از این افراد و از بازماندگان آن‌ها که تحت عنوان مادران "پارک لاله" از آن‌ها یاد می‌شود، هیچ توجیه حقوق بشری ندارد و حتی با بدیهیات حقوق بین‌الملل نیز سازگار نمی‌باشد.

* استفاده‌ی گزارشگر ویژه از مؤسسه "بروکینگز" و استناد به گزارش آن: البته از گزارشگری که با بدیهیات مسایل تاریخی ایران و قانون اساسی آن آشنا نیست، انتظاری نیست تا از محتویات فصل ششم پژوهش "سابان" (مرکز مطالعاتی وابسته به بروکینگز و کاملاً صهیونیستی) در مورد ایران مطلع باشد. در این پژوهش برای برداشتن ایران از راه پر چاه سیاست خارجی آمریکا صحبت از حمایت از مخالفان حکومت و رژیم چینج (تغییر حکومت) به میان آمده است و آشکارا انقلاب رنگی در ایران را تجویز و دشمنی خود را آشکار نموده است.

استناد به اظهارنظرهای این مؤسسه‌ی سیاسی در گزارش احمد شهید برای نشان دادن وضعیت نامناسب ایران از لحاظ ارتباط با سازمان‌های حقوق بشری، بسیار جای تأسف و تعجب دارد. البته اگر همین مطالعه‌ سابان را گزارشگر ویژه مطالعه کرده بود و اظهار نظر سوزان ملانی را در مورد ایران خوانده بود، به طور قطع دیدگاه نزدیک‌تر به واقعی را نسبت به ایران پیدا می‌کرد. سوزان ملانی معتقد است، جمهوری اسلامی همه نوع فاجعه‌ای غیر از طاعون را سپری کرده است: "جنگ، ایزوله شدن، بی‌ثباتی، حملات تروریستی، انتقال رهبری، خشک‌سالی، زلزله‌های عجیب و ... از این رو، حکومتی بسیار مستحکم است"

*گزارشگر ویژه در جای جای این گزارش از مغایرت قوانین جاری با قوانین بین‌المللی اظهار نگرانی نموده است. اما سؤالی که گزارشگر ویژه به عنوان یک مسلمان(!) باید پاسخگو باشد این است که آیا جایز است یک مسلمان یا یک کشور مسلمان صرفاً به خاطر مغایرت قوانین اسلامی با قوانین بین‌المللی مورد محکومیت قرار گیرد؟ آیا اجرای حکم صریح قرآن در مورد زنا، لواط و ... (موضوع بندهای 21 و 75 گزارش) پایمال کردن حقوق بشر محسوب می‌شود؟

آیا حق اختیار چهار زن که در لایحه‌ی حمایت از خانواده مورد تأیید قرار گرفته است، همان حکم اسلامی نیست که خود شما بر اساس آن چهار زن اختیار کرده‌اید؟ آیا این حکم اختیار چهار زن (موضوع بند 17 گزارش) همان حکمی نیست که در بسیاری از کشورهای عربی- اسلامی جاری و مجری است؟ حال آن که نگاهی به آمار ازدواج‌ها نشان می‌دهد که این قانون در مقام عمل در کم‌تر از یک درصد زنان جامعه اجرا می‌شود. یعنی همان اصطلاح قانون مرده در حقوق عمومی درباره‌ی این اجازه‌ی اسلامی به کار برده می‌شود.

گرچه نگاهی به آمار ازدواج‌ها نشان می‌دهد که قانون چند همسری در مقام عمل در کم‌تر از یک درصد در جامعه اجرا می‌شود اما آیا حکم اختیار چهار زن (موضوع بند 17 گزارش) همان حکمی نیست که در بسیاری از کشورهای عربی- اسلامی جاری و مجری است؟

* ادعای اینکه کمیته‌ی نظارت بر نهادهای مردم نهاد با دخالت بسیج شکل گرفته است، دروغ محض است. اینکه نخست؛ این قانون هنوز به تصویب نهایی نرسیده و قطعی نشده است. دوم؛ در هیچ کجایی از این گزارش اشاره‌ای به نظارت و دخالت بسیج نشده است و دخالت بسیج، ادعایی بیش نیست. سوم؛ وجود هشت‌هزار سازمان مردم نهاد و گسترده شدن روز به روز آن ایجاب می‌کرد تا قانونی برای سامان‌دهی این موضوع تصویب شود و هم اکنون نیز تصویب نهایی نشده است.

* ادعای اینکه در لایحه‌ "منشور اخلاقی نمایندگان" نهادی غیرانتخابی اعتبار نمایندگان را لغو می‌کند، دروغی بیش نیست. این طرح مصوب خود مجلس است و طرحی بوده است از جانب خود نمایندگان که مهم‌ترین هدف آن منضبط شدن نمایندگان و آگاه‌شدن مردم از عملکرد نمایندگان خود است. هم‌چنین این قانون ضمانت ‌اجراهایی را متناسب با تخلفات نمایندگان قرار داده است که دارای سلسله مراتب و مرحله به مرحله می‌باشد و لغو اعتبار نمایندگان آخرین ضمانت اجرای این قانون است و دوم اینکه این طرح ناظر به رفتار‌ها و عملکردهایی از نمایندگان می‌باشد که خارج از حیطه‌ی وظایف نمایندگی انجام می‌شود و در متن همین قانون می‌خوانیم:



"کلیه نطق‌هایی که براساس آیین‌نامه داخلی انجام می‌شود، بحث‌های داخلی دستور، بحث‌های جلسات کمیسیون‌ها و کمیته‌ها و کارگروه‌های تخصصی متشکله با تصویب کمیسیون‌ها، شرکت‌ در کلیه رأی‌گیری‌های مربوط به مجلس اعم از صحن، کمیسیون‌ها، کمیته‌ها، کارگروه‌ها، هیأت‌های تحقیق و تفحص و ابراز نظرات موافق و مخالف، سؤال، استیضاح، تحقیق و تفحص، نظراتی که در جریان رأی‌ اعتماد به وزرا مطرح می‌شود و عدم صلاحیت رییس جمهور و مأموریت‌هایی که آنان از طرف مجلس انجام می‌دهند، از جمله عضویت در شوراها و مجامع و یا شرکت در جلسات و کارگروه‌ها و موارد مشابه آن از وظایف نمایندگی محسوب می‌شود و از شمول این قانون خارج است"

سوم؛ این قانون در مهر 89 اعلام وصول شده است و هنوز مراحل خود را طی می‌کند. رکن نظارتی مجلس برای تطابق این قانون با قانون اساسی (شورای نگهبان) ایرادهایی را به این قانون وارد نموده است. بنابراین استناد به متن قانونی که هنوز تصویب نشده و نهادهای دخیل در تقنین مشغول به بررسی آن هستند، کاملاً خلاف عرف‌های بین‌المللی است که تا کنون در تنظیم گزارش‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌است.

* این که خواسته شده تا جرم قاچاق مواد مخدر را به عنوان جرایم خطرناک محسوب نکنیم با توجه به هم مرز بودن ایران با بزرگ‌ترین تولید کننده‌ی قاچاق مواد مخدر، قابل اجرا نیست و نمی‌توان انتظار داشت تا قوانین بین ایران و کشور‌های دور از این منطقه یکسان باشد و در تمامی آن‌ها قاچاق مواد مخدر را "جرم سنگین" محسوب ننمود.

* گزارشگر ویژه در محور بررسی وضعیت بازداشتگاه‌ها در ایران، از 10 بند اختصاص یافته به این موضوع، 8 بند به مورد بازداشتگاه "کهریزک" اختصاص یافته و به ریز جزییات بازداشتگاه کهریزک اشاره شده است. در این زمینه چند مطلب قابل ذکر است:

نخست، آیا نباید به وضعیت (مثبت یا منفی) دیگر بازداشتگاه‌ها نیز اشار‌ه‌ای می‌شد؟ آیا صرفاً پرداختن به یک حادثه در جریان حوادث انتخابات 88 که حرکتی کاملاً سیاسی بود، نشان از سیاست‌زدگی این گزارش ندارد؟

دوم، در این 8 بند هیچ اشاره‌ای به دستور بالاترین مقام کشور (مقام رهبری) مبنی بر تعطیلی این بازداشتگاه نشده است که این کتمان یا ناشی از عدم اطلاع است و یا غرض‌ورزی؛ که در هر دو صورت مذموم است.

سوم، این که در جریان کهریزک، یک تخلف صورت گرفته و با عوامل تخلف در کم‌ترین زمان ممکن برخورد شده است. 2 نفر محکوم به اعدام شدند و چند نفر نیز محکوم به حبس گردیدند و یک قاضی نیز معلق شد. سؤال این جاست که این روند برخورد یک نقطه‌ی مثبت است یا منفی؟ و این که بالاترین مقام‌های کشور در جریان یک تخلف در یک بازداشتگاه هستند نشان از پویایی نظام نظارتی در ایران ندارد؟

* ادعای عدم اجازه برای کاندیدا شدن نظر مخالف چگونه قابل باور است با توجه به مواضع و جهت‌گیری‌های «موسوی» و «کروبی» در انتخابات 88؟ بدین معنا که چگونه ممکن است افرادی که نظر مخالف دولت را دارند، اجازه‌ی کاندیدا شدن را نداشته باشند و حال آن که آقایان موسوی و کروبی هر دو تندترین نظرها را نسبت به دولت «احمدی‌نژاد» داشتند اما کاندیدا شدند و در انتخابات رأی نیز آوردند.

شاهد دیگر بر کذب بودن ادعای عدم اجازه‌ی کاندیدا شدن عقاید متفاوت و مخالف دولت، انتخابات 2 مارس 2012م. است. گزارشگر ویژه به طور قطع اطلاع ندارد که از میان 4900 نفر متقاضی کاندیدا شدن، تعداد 3700 نفر تأیید صلاحیت شدند که این یعنی تأیید بیش‌تر از 75 درصد متقاضیان که این آمار در نهاد‌های نظارتی کم‌نظیر محسوب می‌شود. هم‌چنین حضور 85 درصدی مردم در انتخابات 88 نشان از دخیل بودن انواع نظر‌ها و سلایق در انتخابات است.

* در این بند ادعا شده است که خبرگزاری «فارس» در ساعت 9 صبح روز رأی‌گیری آماری را اعلام کرده است که همان آمار 2 روز بعد از آن (یک‌شنبه ساعت 8 صبح) توسط وزارت کشور اعلام شده است. در این زمینه مواردی قابل ذکر است:

اول آن که چگونه ممکن است این ادعا بنا به شهادت همان منابع غیرموثق و مبهم قبلی (شاهدان عینی، منابعی که نخواستند نامشان فاش شود و ...) صحیح باشد، در حالی که همان خبرگزاری ساعت 10 شب اعلام می‌کند که در برخی شهرها انتخابات ادامه دارد؟ تصاویر لیست اخبار این خبرگزاری در روز انتخابات به پیوست آورده شده است تا بر خلاف روش گزارشگر ویژه، این دروغ را با سند اثبات کرده باشیم.

نکته‌ی دیگر در رابطه با این بند: گزارشگر ادعا کرده است که فردای انتخابات، اعتبار انتخابات توسط رهبر معظم مورد تأیید قرار گرفت که این ادعا دروغی بیش نیست چرا که تنها چیزی که در پیام رهبری به آن اشاره شده بود، حضور بی‌نظیر مردم و حضور 85 درصدی در انتخابات بود و نه تأیید اعتبار انتخابات؛ دیگر آن که اگر مقام رهبری قصد تأیید انتخابات را بدون در نظر گرفتن اعتراض‌ها داشتند، دستور تمدید مهلت 5 روزه برای رسیدگی به شکایت‌های معترضین را نمی‌دادند. جهت کمک به گزارشگر ویژه، متن پیام رهبری به پیوست الصاق شده است.

در انتهای این بند ادعا شده است که شکایت‌های نامزد‌ها به شورای نگهبان به کلی نادیده گرفته شده است. این نیز بندی دیگر از دروغ‌های این گزارش است؛

در این رابطه آقای احمد شهید باید بدانند که جهت رسیدگی به همین شکایت بود که شورای نگهبان دستور بررسی مجدد 10 درصد از صندوق‌های رأی را به مجریان انتخابات دادند و با حضور خبرنگاران 10 درصد از صندوق‌ها مجدد شمارش شد. در حالی که در این گزاش هیچ اشاره‌ای به آن نشده است.

هم‌چنین جهت رسیدگی بهتر به شکایت‌های انتخاباتی، مقام معظم رهبری 5 روز را نیز به مهلت رسیدگی به شکایت‌ها اضافه نمودند که نشان از مهم بودن رسیدگی به اعتراض‌ها برای شورای نگهبان و مقام‌های مسؤول بوده است. در حالی که این اقدام مثبت مسؤولان نیز باز هم مورد چشم پوشی احمد شهید قرار گرفته است.

* گزارشگر ویژه در یکی از بندها می نویسد: "اجرای سخت‌گیرانه‌ی کدهای اخلاقی مربوط به پوشش و تلاش برای جرم آفرینی برای حجاب نامتناسب موجب محدودیت‌هایی در حضور زنان در صحنه‌ی اجتماع شده است. هم‌چنین بیانات برخی از مقامات در مورد برخی از قربانیان و کسانی که به کرامت انسانی و جسمی آن‌ها بی‌حرمتی شده است موجب نگرانی است. این گزارشات شامل اظهارات مقامات دولتی در مورد پوشش زنان به عنوان دلیل حملاتی که اخیراً در اصفهان در ژوئن 2011 اتفاق افتاد و در طی آن 14 زنی که در یک میهمانی خصوصی بودند ربوده و مورد تجاوز جمعی قرار گرفتند. بیانات مقامات رسمی ادعا کردند که پوشش این زنان منبع خشونتی است که برعلیه آن‌ها انجام شد و دلیلی برای عدم اقدام قضایی برعلیه عاملان شمردند."

آیا به واقع موضوعی این چنینی یعنی تجاوز عده‌ای از اراذل و اوباش به چند زن، موضوعی مهم و دارای اولویت در ارزیابی وضعیت حقوق بشر در کشورهای دنیا محسوب می‌شود‌؟ آیا در دیگر کشورها چنین مواردی اساساً رخ نمی‌دهد؟ آیا صرفاً پرداختن رسانه‌ها به چنین موضعی دلیلی بر ارزش داشتن حقوق بشری این پدیده‌ی شوم می‌شود‌؟ آیا می‌توان هدفی غیر از استفاده‌ی تبلیغاتی و زنده نگه داشتن فضای تجاوز و ناامنی در کشور برای ذکر شدن آن در این گزارش متصور بود؟

دوم و مهم‌تر آن که آیا برای نشان دادن فضای اختناق و سخت‌گیری نسبت به حجاب آیا می‌توان به دروغ متوسل شد؟

این که در این گزارش ادعا شده به خاطر بدحجاب بودن قربانیان حادثه‌ی خمینی‌شهر به پرونده‌ی مجرمین رسیدگی نشده مطلبی خلاف واقع و کذب است. چرا که در دو هفته‌ی قبل از تنظیم گزارش احمد شهید، 4 نفر از مجرمین این پرونده‌ی اعدام شدند. اگر احمد شهید به دنبال تنظیم گزارش مطابق با واقع بود با کم‌ترین جست‌وجوی اینترنتی متوجه این موضوع می‌شد.

* «به کارگیری برخی قوانین که مانع برقراری برابری جنسیتی می‌باشند توانایی دولت را برای حفاظت از حقوقی که در پیمان نامه‌ی حقوق مدنی سیاسی برای تمامی شهروندان تضمین شده تضعیف می‌کند. برای مثال جان یک زن و شهادت یک زن در دادگاه نصف مرد حساب می‌شود. مردان حق مطلق طلاق دارند در حالی که زنان فقط می توانند درخواست طلاق را در شرایط ویژه‌ای مطرح کنند که برخی از آنان باید از قبل عقد نامه ذکر شده و مورد موافقت قرار گرفته باشد. مادران نمی‌توانند حق حضانت فرزندان خود را داشته باشند حتی پس از آن که شوهرشان فوت کنند. زنان حق ارثیه مساوی نداشته و حتی وقتی که یک زن تنها بازمانده‌ی شوهرش باشد نمی‌تواند بیش از یک چهارم دارایی او را به ارث ببرد. اگر همسر تنها بازمانده نباشد ارث وی به یک هشتم اموال محدود است.»

مشاهده می‌شود که احمد شهید برای نشان دادن وضعیت بحرانی(!!) حقوق بشر در ایران به قوانین جزایی و مدنی جاری کشور که مطابق با نصوص احکام اسلامی می‌باشد، اشاره کرده است. ایراداتی تحت عنوان نصف بودن ارث، دیه و شهادت او در دادگاه و... که بنا بر حکمت‌های متعالی در اسلام در قوانین ایران بنا نهاده شده است به عنوان مصادیقی از چالش‌های حقوق بشری در ایران نام برده شده است.

سؤال این‌جاست که چرا آقای احمد شهید که خود مسلمان است به این احکام به عنوان نقض حقوق بشر استناد کرده است. آیا غیر از این است که احکام فقهی اسلام امروزه در حدود 60 کشور دنیا در حال اجراست؟ آیا غیر از این است که بنا بر همین قوانین اسلام است که گزارشگر ویژه برای خویش چهار زن اختیار کرده است.

غیر از این است که این تعدد زوجات ایشان بر طبق برخی از قوانین کشوهای اروپایی جرم محسوب می‌شود و اگر بنا بود که ایران به خاطر تبعیت از احکام خدا و عدم تبعیت از برخی قوانین خود نوشته‌ی انسانی مورد مؤاخذه قرار بگیرد ابتدا باید خود ایشان به همین جرم تحت پیگرد قرار بگیرد.

آیا جز آن است که بنا بر قوانین اسلام که درحدود 60 کشور دنیا در حال اجرا می‏باشد گزارش‏گر ویژه برای خویش چهار زن اختیار کرده است. غیر از این است که این تعدد زوجات وی بر طبق برخی از قوانین کشوهای اروپایی جرم محسوب می‌شود و اگر بنا بود که ایران به خاطر تبعیت از احکام خدا و عدم تبعیت از برخی قوانین خود نوشته‌ی انسانی مورد مؤاخذه قرار بگیرد ابتدا باید خود ایشان به همین جرم تحت پیگرد قرار بگیرد.

* در یکی از بندها ادعا شده است که در حمله به خوابگاه دانشجویی از گلوله‌های فسفری استفاده شده است. حقیقتاً این بند از شاهکار‌های دروغ این گزارش است. چرا که در ایام انتخابات هیچ سایت و وبلاگ خبری چنین ادعایی نکرده بود حال استفاده از این گلوله‌ها در گزارش احمد شهید بر چه اساسی نوشته شده است؟ به جرأت می‌توان گفت قریب به اتفاق مردم ایران تا به حال گلوله‌ی فسفری را ندیده‌اند که بر فرض استفاده از آن، حمله شوندگان بتوانند آن را بشناسند.

محور دیگر این ایرادات که قسمت قابل توجهی از این گزارش را به خود اختصاص داده است، مسایل مرتبط با حوادث انتخابات 88، می‌باشد. اسم بردن از مقصرین و مؤثرین فتنه‌ی 88 در بندهای ابتدایی این گزارش ظن کارشناسان را به سیاسی بودن این گزارش به یقین تبدیل می‌نماید. نام بردن از آقایان «موسوی و کروبی» و برخی ملی‌گراهای مؤثر در فتنه‌ی 88 در این گزارش و سیاه‌نمایی از وضعیت آن‌ها هیچ مبنایی ندارد.

«گزارش شده است که تلفن‌های آقای کروبی همگی قطع شده‌اند و مأمورین به خانه‌ی او وارد شده و تلویزیون، مدارک و نیز کتاب های او را از خانه‌اش برده‌اند. خانم کروبی هم اجازه نداشت که به قرارهای پزشکی (برای معاینه) خود برسد هم چنان که داروهای این زوج توقیف شدند و آقای کروبی دسترسی به پزشک خانوادگی نداشته علی‌رغم مشکلات تنفسی که داشته است. هم‌چنین گزارش شده که آقای کروبی در 186 روزی که تحت بازداشت خانگی بوده تنها 10 دقیقه توانسته در هوای آزاد تنفس کند.»

یک سند و یک مطلب به این ادعا خدشه‌ی اساسی وارد کرده است که هر دوی این ادعاها در نامه‌ی عده‌ای از دانش‌جویان به احمد شهید مورد توجه قرار گرفته است و آن این که در عکس‌هایی که حسین کروبی در صفحه‌ی فیس‌بوک خود منتشر نموده است، مشهود است که مهدی کروبی در کنار خانواده‌ی خود در یک مراسم جشن تولد حاضر می‌باشد. حسین کروبی نیز در توضیح این عکس چنین آورده است:

"جمعه شب گذشته در منزل من هم‌زمان با شب تولد پدرم به مناسبت ورود دخترم به دانشگاه با حضور مادر و برادرانم مهمانی گرفته بودیم. اتفاق جالب این که هنگام صرف شام زنگ منزل به صدا در آمد و مأموری از آن سوی آیفون گفت «آقای کروبی رو آوردیم.» عملاً باورکردنی نبود و خوشحال شدیم که پدر را سر زده آورده بودند"

وی سلامت پدرش را "خیلی خوب" توصیف کرده و نوشته است: "از حال ایشان پرسیدیم و گفتند چند شب قبل مرا به یک مرکز درمانی برای چکاب بردند و تقریباً یک چکاب کامل صورت گرفته است"

این سند خلاف این ادعای احمد شهید است که کروبی در چند ماه گذشته خود فقط 10 دقیقه هواخوری داشته است! و علی‌رغم مشکلات تنفسی که داشته دسترسی به پزشک خانوادگی نداشته است.

دوم آن که این گزارش به ظاهر بی‌هیچ کم و کاستی عنوان‌های سایـت‌های جرس و کلمه را تکرار نموده است: "زندگی کردن کروبی در خانه‌ای محقر!! و حال آن که افراد بسیاری در جریان خریدن خانه‌ای به ارزش 3 میلیارد تومان در منطقه‌ای خوش آب‌ و هوای تهران توسط ایشان (و به احتمال بیش‌تر همسر ایشان !) هستند"





* شهيد در گزارش خود، محروميت براي دوبازيكن فوتبال تيم پرسپوليس را با نقض حقوق همجنسبازان در ايران ارتباط داده ونيز از اينكه ميرحسين موسوي در انتخابات سال2009 از زادگاه خود (آذربايجان) ونيز زادگاه همسر خود (لرستان) راي كمتري نسبت به رقيبش آورده، به عنوان شواهد نقض حقوق بشر در ايران ياد كرده است.

* ادعای زندانی کردن 50 نفر در 12 متر جا از دروغ‌هایی است که باید در عقل سالم منابع اطلاعاتی آقای احمد شهید شک نمود. چرا که چگونه ممکن است در 12 متر، 50 نفر، 24 ساعت زندانی شوند. اصلاً زندانی کردن این حجم از انسان در این فضا شدنی نیست.

*مادران پارک لاله، حمایت کردن از این جمعیت در دو بند از این گزارش ظن خوانندگان این گزارش را در مورد این که منابع موثق احمد شهید همان اعضای "سازمان منافقین" هستند، به یقین تبدیل می‌کند. جالب آن که افرادی در این اجتماع عضو هستند که بعضاً دلالان سیاسی هستند و به هیچ وجه مادر نیستند تا بخواهند عضو این جمعیت که خود را مادران کشته شده‌ی دهه‌ی 70 می‌دانند، به حساب آورند. افرادی مانند خانم «ژیلا کرم‌زاده مکوندی» که در شبکه‌های مخالف ایران مانند "بی.بی.سی" نیز به این واقعیت که اینان اصلاً ازدواج نکرده‌اند، اذعان کرده است اما امثال او خود را به عنوان مادران پارک لاله معرفی نموده‌اند که دروغگو بودن این افراد را نشان می‌دهد.

* احمد شهید ادعا کرده است که با شبکه‌ی ارتباطی زنان که مدعی است، 600 سازمان غیر دولتی زنان در سراسر ایران عضو این شبکه می‌باشند، دیدار داشته است. دو سؤال اینجا مطرح می‌شود:

اول آن که آیا این شبکه با 600 نهاد غیر دولتی، نباید نامی از آن برده شود تا خوانندگان این گزارش بدانند که کدام شبکه با این وسعت وجود دارد که بتوانند با آن در ارتباط باشند؟ آیا نمی‌توان این ادعا را حمل بر بزرگ نمایی و اغراق افرادی دانست که با شما در ارتباط هستند؟

دوم آن که آیا به واقع در ایران 600 نهاد غیر دولتی زنان وجود دارد؟ آیا این ادعا متناقض با ادعای محدود شدن سازمان‌های غیر دولتی در ایران نیست؟ وجود 600 سازمان غیر دولتی در زمینه‌ی زنان نشان دهنده‌ی آزاد بودن سازمان‌های مردم نهاد در تأسیس و فعالیت نیست؟

* ادعای گزارشگر ویژه مبنی بر اجبار دانشجویان دختر به تحصیل در دانشگاه شبانه علی‌رغم قبولی در دانشگاه روزانه؛ مخالف نص صریح قوانین وزارت علوم و واقعیت‌های دانشگاه‌های مختلف ایران است. در حالی که طبق آمار رسمی، دانشجویان دختر دانشگاه تهران (مهم‌ترین دانشگاه ایران) بیش از 60 درصد می‌باشد، آیا استناد به اظهارنظر «دو دانشجو» بدون مشخصات و نشانی آن‌ها، برای متهم کردن نظام آموزشی ایران به تبعیض جنسیتی کافی است؟

* عدم تحمل بهاییت؛ در این که بهاییت در ایران دارای صبغه‌ی سیاسی و جاسوسی است، هیچ شکی نیست که کم‌ترین آن مدیریت مرکز بهاییت، "بیت‌ العدل" در اسراییل است. البته این جمعیت که حتی در مرکز آن (اسراییل) اجازه‌ی تجمع بیش از 19 نفر را ندارند در ایران آزادانه زندگی می‌کنند، اما چیزی که در مورد این گروه آقای احمد شهید باید بداند، این است که شاخه‌ای از این اقلیت در انتخابات 88 نقش فعال داشته‌اند که اسناد آن به حدی زیاد بود که حتی کتابی نیز با همین نام و با درج اسناد و مدارک به چاپ رسیده است که این مورد نیز همانند موارد بسیار دیگر، از چشمان احمد شهید پنهان مانده است. در صورتی که گزارشگر ویژه به دنبال حقیقت ماهیت فعالیت بهاییان در ایران باشد، می‌تواند کتاب 200 صفحه‌ای "نقش بهاییان در فتنه‌ی 88" را مشاهده نماید تا شاید بخشی از نقش بهاییان را در ایجاد ناامنی در کشور، در انتخابات 88 درک نماید.

*بهاییان از داشتن اموال، تحصیل و اشتغال محروم هستند؛ این ادعا نیز ناشی از همان واقعیتی است که آقای احمد شهید با بدیهیات و واقعیت‌های جامعه‌ی ایران آشنا نیست. چرا که بهاییان علی‌رغم این که بعد از انقلاب اسلامی به خاطر فرار از ایران از لحاظ اقتصادی به شدت افول کردند اما امروزه نیز در بسیاری از زمینه‌های اقتصادی، انحصار برخی موارد را در اختیار دارند. شرکت‌های معروف اسباب‌بازی سازی و تولید‌درهای چوبی معروف، قسمتی از دارایی‌های برخی بزرگان بهایی در ایران است.

* گزارشگر ویژه در این بند، از دولت ایران خواستار توقف مجازات اعدام توسط سنگسار شده است. حال آن که در قانون جدید، هیچ صحبتی از سنگسار نشده است. این اقدام جدید ایران در قانون می‌توانست به عنوان نقطه‌ی مثبت از دید قوانین بین‌المللی ارزیابی شود، در حالی که هیچ اشاره‌ای به آن نشده است و این مورد نیز مجدد نشان‌ دهنده‌ی عدم اطلاع کافی گزارشگر ویژه از ایران و تحت تأثیر قرار گرفتن احمد شهید از افرادی خاص و معدود دارد.

پس از انتشار گزارش احمد شهيد كه در آن ترور هاي دهه ۶۰ منافقين در ايران را يك ادعا خوانده است، خانواده شهداي ترور كشور، با ارسال نامه اي اعتراض خود را به گزارش يكجانبه احمد شهيد اعلام كردند.

در ديدار سيد محمد جواد هاشمي نژاد دبيركل بنياد هابيليان(خانواده شهداي ترور) با احمد شهيد، اسنادي مبني بر ترور ۱۷۰۰۰ شهروند ايراني به دست گروهك هاي ترورريستي كه تحت حمايت آمريكا و اسرائيل هستند، به وي ارائه شده بود اما احمد شهيد در گزارش خود وجود ترور منافقين در دهه۶۰ را صرفا يك ادعا دانسته است.

واکنش لاریجانی به گزارش های احمد شهید

جواد لاریجانی در مورد گزارش های احمد شهید گفت: این فرد گفته است من دو هزار گزارش در خصوص ایران دارم و در سفری سه روزه به ایران این گزارشها را بررسی می کنم. بعد هم گفته من با 200 فرد مصاحبه کردم ولی نمی توانم اسامی آنها را ببرم.

وی گفت: این فرد مضحک دنبال سند سازی علیه ایران است. و دارد هزینه می کند تا مخالفان ایران به لندن سفر کنند و به او گزارش دهند. این اقدام او خلاف اصول گزارشگری در سازمان ملل است و اسم آن سند سازی است. این فرد فاقد وجاهت اخلاقی، فنی و قانونی است و اصلا شرایط کار گزارشگری را نمی داند.

رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضائیه با بیان اینکه ما خلاف گزارشگری نیستیم گفت: ایران دنبال گزارشگری بود. همچنین در جریان سفر بانکی مون به تهران این موضوع را اعلام کردیم و گفتیم سیستم قوه قضائیه ایران باز است و ما مشکلی با گزارشگری نداریم. حتی خانم پیلار هم می خواهند به ایران بیاید و دفتر کمیساریای سازمان ملل را در ایران افتتاح کند.

وی گفت: تاکنون هفت گزارشگر موضوعی از سوی سازمان ملل به ایران آمده اند ولی برخی سوء استفاده کردند ولی همیشه دروازه های ایران بر روی گزارشگران موضوعی باز بوده ولی می خواهیم موضوعات روشن باشد.

منابع و مآخذ:


http://www.foreign.gov.mv/v3/?p=minister
http://sun.mv/5942
http://www.reuters.com/search?blob=Ahmed+Shaheed
http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=2993